تبليغاتX
كارشناسي ارشد كارآفريني دانشگاه تهران
دوستان عزيز بار ديگر اشاره ميكنم . اگر ميخواهيد از آخرين مطالب من درباره كارآفريني و دانشكده كارآفريني دانشگاه تهران باخبر شويد از وبلاگ زير مطالب جديد را پيگيري كنيد :

www.razavi.razdanesh.com

وبلاگ فعلي ديگر به روز نيمشود . موفق باشيد. متاسفانه بخر قبلي در مورد حيات مجدد اين وبلاگ توسط دوستان اشاره شده عملي نشد و ما مجبوريم به همان راه خود ادامه دهيم .

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در شنبه سی ام خرداد 1388 و ساعت 1:34 |
بالاخره بعد از ماهها دوستان يادشان آمد كه اين وبلاگ هم بوده و رتبه اول را در جستجوي عبارت ( كارشناسي ارشد كارآفريني دانشگاه تهران ) در گوگل دارد و به جاي انكه وبلاگ جديدي بزنند اين وبلاگ ادامه حيات خواهد داشت و در مرحله اول دو نفر از دوستان  عزيز من به اسمهاي حسام عالميان و وحيد خراساني در اين وبلاگ مطلب خواهند نوشت در مورد دانشكده كارآفريني دانشگاه تهران و اميدوارم بقيه دوستان هم به اين جمع ملحق شوند .

خود من هم كماكان در وبلاگ روزها و رازها در خدمت شما دوستان عزيز هستم .

آروزي موفقيت دارم براي اين دوستان و بقيه اي كه ميخواهند ادامه دهنده راه شروع شده از 15 ماه پيش باشند . با تشكر از اين دوستان .

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 17:28 |
براي دوستان علاقمند اين وبلاگ ، در ادامه مطالب قبلي لينك آخرين مطالب را كه در وبلاگ جديد به نام روزها و رازها ادامه دارد برايتان مي‌گذارم تا اگر دوست داشتيد سري بزنيد تا ببينيد ادامه اين وبلاگ به كجا كشيده است .

اينها فقط گلجين مطالب وبلاگ روزها و رازها هستند كه مربوط به كارآفريني و اينترنت ميشدند ! :

زمان سمینار سایبرپژمان و دیدار حضوری و پرسش و پاسخ با بنده و ایشان در دانشکده کارآفرینی

ترفندهای اساتید … در شیره مالیدن سر دانشجو !

کارآفرینی : دنیا کجاست و ما کجاییم ؟

در سرم هزاران اندیشه دارم !

چالشی بنیادین : آموزش به چه زبانی !؟

شرکتهای ایرانی و کارهای عجیب ، من می‌دانم یا نمی‌دانم !؟

امتحان پایان ترم و درس خواندن از نوع کارآفرینانه !

خدا بگم تو رو چیکارت کنه اینترنت !

یک سوال از اساتید همه رشته‌های همه دانشگاهها

هشدار : شما هم از این نامه های جالب دریافت کردید ؟

لذت کشف و حل مسایل و مژده به دوستان سایت رازدانش

اعتیاد به دانلود کردن ! و تفاوت از زمین تا آسمان است در هاستینگ … !

مصادیق موفقیت از دید مجله موفقیت !


اميدوارم خوشتون بياد . بقيه مطالب را از اين وبلاگ بخوانيد :

www.razavi.RazDanesh.com

موفق باشيد

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در شنبه دهم اسفند 1387 و ساعت 14:27 |

قول داده بودم ديگر در اين وبلاگ چيزي ننويسم ولي اين يك مورد را حيفم آمد اشاره نكنم . دوستاني كه علاقمند به پيگيري مطالب بنده در مورد كارآفريني و ساير چيزهاي جالب هستند اگر دوست داشتيد يك وبلاگ اختصاصي جديد زدم روي سايت رازدانش خودمان كه از اين به بعد آنجا خواهم نوشت مطالب شخصي و دانشكده اي و .. را .
براي اينكه با بنده بيشتر آشنا شويد و كارهاي مرا دنبال كنيد ميتوانيد به وبلاگ زير سري بزنيد . مطمئنا خوشتان خواهد آمد :

Razavi.RazDanesh.com

اينطوري خيالم راحت است كه همه چيز وبلاگ در كنترل و اختيار خودم هست نه بلاگفا ! و نه كس ديگري . منتظر ديدار شما هستم . موفق باشيد

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در جمعه دهم آبان 1387 و ساعت 17:33 |
خداحافظ و از من تمام .
دوستان و همراهان عزيز و گرامي كه حدود 9 ماه با اين وبلاگ همراه بوديد ، من ديگر نيستم ! راستش آنقدر گرفتاري دارم كه اصلا وقت نمي‌كنم به اين وبلاگ سربزنم و آپديتش كنم و از طرفي از اينكه برخي دوستان پيگير مطالب بنده بودند خجالت مي‌كشيدم . بنابر اين اعلام مي‌كنم اين وبلاگ ديگر از طرف من آپديت نخواهد شد . البته برخي دلايل شخصي و عمومي !؟ ديگر نيز مزيد بر علت هست و سرجمع بهتر ديدم كه دست از سر خودم و شما بردارم و ديگر بيش از اين دردسرتان ندهم .
يادش بخير مطالبي كه در اين وبلاگ نوشته شد و دست به دست در دانشكده گشت و بعضي جنجالها در دانشكده كارآفريني به پا كرد ، بعضي تهمتها به من نسبت داده شد و برخي اثرات مثبت و امور خيري كه باني آن در دانشكده ، اين وبلاگ بود و نتايج آن شايد در نيمسال پاييز 87 به بعد ديده شود ،‌ هر چند متاسفانه قدرش شناخته نشد .
از اساتيد و كادر محترم دانشكده كارآفريني كه در اين وبلاگ بارها از ايشان ياد شد حلاليت مي‌طلبم اگر احيانا اعتراض و گلايه‌اي كردم . همه از باب خير بود و درست شدن امور .
از جناب آقاي دكتر مباركي كه زحمات زيادي در شناساندن اين وبلاگ به اساتيد دانشكده كشيدند سپاسگزارم و از مسئولان دانشكده از اين كه بارها جسارت به خرج داده و نظرات تند خود را بيان كردم معذرت مي خواهم .
از دوستان عزيز و گرامي‌ام : حسام ، محمد ، مريم ( كه همواره پيگير جريانات اين وبلاگ بودند ) و ساير همراهان عزيز صميمانه سپاسگزارم و از اينكه اينگونه خداحافظي مي‌كنم شرمنده‌ام .
دوستان گرانقدري كه خواهان مطالب مربوط به كارآفريني هستند و يا جوياي مطالب و كتابهاي جديد بنده باشند مي توانند از سايتهاي مستقل بنده بازديد نمايند . سه سايت تحت عنوان مجموعه سايتهاي راز به نامهاي رازدانش ، رازدانلود و رازماركت سايتهايي هستند كه بنده مسئوليت آنها را به عهده دارم  . اين سايتها همواره به روز مي‌شوند و خيلي هم كامل‌تر و متنوع تر هستند .
اين وبلاگ همواره به روي عزيزان باز خواهد بود و هر دوستي از دانشجويان اين دانشكده ( مخصوصا كارشناسي ارشد و وروديهاي جديد 87 ) اگر مايل باشد به بنده اعلام نمايد تا رمز عبور اين وبلاگ به ايشان سپرده شود تا اخبار و گزارشات دانشكده به اطلاع ساير علاقمندان برسد و تداوم يابد .
شرمنده و خدانگهدار همه شما .
تبريز . خليل رضوي . ۲۱ مرداد ۸۷ ساعت ۲۱:۲۱

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت 21:28 |

ترم اول كارشناسي ارشد كارآفريني در دانشكده كارآفريني دانشگاه تهران تمام شد ، البته تقريبا ! چون به لطف برخي‌ها !‌ هنوز 2 نصفه امتحان ديگر داريم كه اتمامشان به آخر تير ماه خواهد كشيد . طبق قولي كه داده بودم ، و با ذكر اينكه مهم نيست چه كساني اين مطالب را مي‌خوانند و چقدر جدي مي‌گيرند و چقدر تاثير مي‌پذيرند و تغيير ايجاد مي‌كنند ، من وظيفه و در توان خودم مي‌دانم كه چنين بيان كنم برخي مسائل را ، حتي اگر ... .

راستش آنقدر از نتايج كسب شده در طول اين ترم ناراحت و پشيمان هستم و افسوس مي‌خورم كه حدي ندارد . افسوس عمري كه در اين مدت روي اين رشته و دانشكده صرف كردم و متاسفانه به هيچ يك از اهداف و مواردي كه انگيزه اوليه ورودم به اين رشته بودند دست نيافتم . برخي از اين عدم موفقيتها در شخصيت و روحيه خودم ناشي مي‌شود كه خيلي رفتارها و مسائل را متفاوت از ديگران مي‌بينم و تفسير مي‌كنم و نمي‌توانم مثل بقيه باشم و برخي افسوس‌ها نيز از روند به نظر من نادرست اجرايي دانشكده كارآفريني  ناشي مي‌شود .

نحوه امتحان پايان ترم دانشكده در مقطع ارشد را هم ديديم و باز متوجه شديم كه جريان آنگونه كه ما حدس مي‌زديم نبود و باز همان روال مربوط به ساير جاها مثلا دانشكده تاريخ و جغرافي را بايد در رشته كارآفريني هم تكرار كنيم !‌ يعني حفظ دهها و صدها و حتي هزاران صفحه ! مطلب براي يك درس و كپي كردن مطالب حفظ شده روي برگه امتحاني ، بدون آنكه بفهميم كارآفريني چگونه بايد باشد .

در دوره قبلي ارشد بنده (‌ مديريت اجرايي ) كه در يك دانشگاه ضعيف‌تر بود و من اين صحنه‌ها را مي‌ديدم افسوس مي خوردم كه چرا بايد دانشجوي كارشناسي ارشد مثل بچه محصل دوره راهنمايي ،‌ جزوه بدست مشغول حفظ كردن باشد ! ‌آنجا مي‌گفتم شايد حد و استاندارد اين دانشگاه اين است و حرفي براي گفتن نداشتم . ولي اينجا چي !‌ دانشگاه تهران باشد و از آن مهمتر دانشكده كارآفريني !‌ و باز همان روال ! آيا دانشكده برآورد كرده است كه در طول يكسال از فعاليت خود چند كارآفرين به نتيجه رسيده تربيت كرده است !‌؟

برخي‌ها مي‌گويند دانشكده هنوز در بين تربيت محقق كارآفريني و كارآفرين عملي مردد است . اما من مي‌گويم : به فرض تربيت محقق كارآفريني ، اين محقق مي‌خواهد نتيجه تحقيقش را چه كار كند ؟ كارآفريني مگر بدون عمل و به عرصه آمدن مي‌تواند موثر باشد . گيريم كه يك محقق دكترا هم تربيت كرديم . اين محقق مگر قرار نيست دردي از جامعه كاري را حل كند . مگر رشته رياضي است كه فقط به فكر تئوري باشيم و در فضاي خيالي جبر و هندسه و آناليز سير كنيم ، هرچند آنهم بالاخره بعمل منجر خواهد شد . باز هم تكرار مي‌كنم اينكه من فهميدم كه نظر فلان شخص در مورد فلان مطلب چي بود آنهم در دهها سال پيش ! در كجاي فرآيند كارآفريني در دنياي واقعي به درد من خواهد خورد !؟!؟  البته هدف رد و تكذيب فهميدن اين مطالب نيست ، ولي اين قدرها هم ارزش نداشتند به نظر من . اين مطالب را مي‌توان از روي كتابهاي زيادي كه در بازار وجود دارد خواند و نيازي به اين همه ايجاد  دردسر براي استاد بابت تدريس و دانشجو بابت تحفيظ ! نبود .

البته بنده به عنوان شخصي كه عمري را ( 22 سال از عمر 33 ساله پرفراز و نشيب خود ! ) در كار كتاب و مطالعه و نوشتن بوده و آموزش ، ايده و حرف جديدي در روش آموزش دارم و كاملا متفاوت از آنچه در كل دنياي آموزش فعلي رايج هست ! روزي خواهد رسيد كه ايده و روشي كه بنده به عنوان راه حل ياد دادن بدان رسيده‌ام و نتيجه هم گرفته‌ام همه گير شود و در آن زمان خواهد بود كه كتب و روشهاي فعلي عجيب به نظر خواهد رسيد . اينكه نظر و ايده من چيست ؟ اين را فعلا نمي‌گويم تا كسي كه واقعا دنبال تحول هست سراغم بيايد تا برايش توضيح دهم .

همانطور كه دوست عزيزم جناب آقاي برزگر ( موسس سايت خلاقيت ) مي‌گفت چرا نبايد دانشكده كارآفريني نتواند يك كارآفريني عملي تحويل جامعه دهد . كدام يك از دانشجوياني كه يك يا دو ترم ( دوره كارشناسي ) تاكنون از اين دانشكده و تحصيل در آن انگيزه گرفته و سراغ تاسيس يك كسب و كار جديد رفته است !؟ مگر نه اين است كه آنهايي هم كه مشغول بودند ( البته من با مشاهده‌اي كه كردم متوجه شدم ، غير از خودم و شايد نهايتا يك يا دو نفر ديگر ، هيچ فرد ديگري از بين دوستان نبوده كه خودش واقعا يك كسب و كار مستقل را ايجاد و در حال مديريت كردن باشد ) از درد تكاليف تئوري و نوشتني و  انبوه برخي اساتيد ( كه نمي‌دانيم منظورشان از اين همه به كابوس كشاندن ! دانشجو چيست ؟ دوستي كه مثل من از قبل فوق ليسانس داشت و آنهم از دانشگاه صنعتي شريف و اين دومين ارشدش هست ، مي‌گفت آنجا اينقدر اذيت نمي‌كردند كه اينجا مي‌كنند ! ) ، از كاري هم كه داشتند دور ماندند و كلي ضرر ديدند .

اصلا اين كه براي اين دانشكده كارآفريني و براي استقرار در محل اختصاصي كسب و كارهاي دانشجويي دانشكده ( كه به لطف مسئولان در حال راه‌‌اندازي است و الحق جاي سپاس دارد ) از بين حدود 90 دانشجو ، فقط 7-8 تا طرح اوليه ( يعني حداكثر فقط 8 % ) پيشنهاد شده است و آنهم معلوم نيست چقدر به نتيجه برسند ! ‌اين بد و قابل تاسف نيست !؟ چرا نبايد تك تك دانشجويان كارآفريني براي اين موضوع طرح داشته باشند !

من مانده‌ام كه اين دوستان دانشجو كه اصلا در باغ نيستند ! ( ببخشند اين دوستانم ، منظورم در باغ ايجاد كسب و كار و ... ) چگونه مي‌خواهند براي آينده اين مملكت كارآفرين باشند . همه فقط به فكر گرفتن يك مدرك هستند تا بروند سراغ زندگي خودشان . آنوقت هدف دانشكده كارآفريني چيست !؟‌ نمي‌دانم !

بگذريم از اينكه به دليل آنكه متاسفانه يا خوشبختانه ! اكثريت دانشجويان اين دانشكده تهراني و يا ساكن تهران هستند و اين باعث شده تا اساتيد هم اصلا وضعيت دانشجويان شهرستاني ( كه از هزاران كيلومتر فاصله مي‌ايند ) را درك نكنند و فراموش كنند و خيلي راحت برنامه‌ها را عوض كنند ! طفلك اقليت !

از اينكه دوره ارشد اينگونه است از  ادامه‌اش ترسم مي‌گيرد . دوست هم اطاقي من در خوابگاه كه در يك دانشكده ديگر دانشگاه تهران سال سوم دكترا هست آنقدر از سخت گيري و اذيت بيمورد و واقعا عجيب اساتيدش مي‌گويد و هر روز كلي اعصاب داغوني دارد كه وقتي وضع او را مي‌بينم به ياد حرف يكي از اساتيد خودم در همين دانشكده كارآفريني مي‌خورم كه توصيه كرده براي ادامه تحصيل ايران را انتخاب نكنم ! چه ميشود  به جاي اذيت و سركوفت زدن ، واقعا از ما كار مرتبط و متناسب خواسته شود و در قبال آن هم پاسخ و احترام ببينيم .

در هر حال قصد داشتم در پايان ترم كه نتيجه يك ترم مطالعه و تحصيل در برخي از درسهايي كه داشتيم را بيان كنم ، ولي فعلا اين مورد را نگه مي دارم براي اواسط مرداد ! اگر گفتيد چرا !؟ فقط فعلا براي خودم و براي ادامه كار 2 راه حل بيشتر ندارم : راه حل اول و راه حل دوم‌ ! اينها را هم بماند تا بعدا بگويم كه چه راه حلهايي هستند .

با تشكر مجدد از مسئولان زحمتكش دانشكده ( بدون اغراق و بدون هيچ قصد و غرض عرض مي‌كنم و بارها گفته‌‌ام كه از بسياري جهات اين دانشكده برترين دانشكده كل ايران است در حال حاضر ) بخصوص جناب آقاي دكتر رضوي ، كه با اخلاق خوش و حاضرجوابي‌هاي خودشان ( آخرين بار در جشن پايان ترم نشان دادند اين مورد را ) و جوان پسند بودن رفتارشان همه را نسبت به خودشان مديون كرده‌اند و جناب آقاي دكتر مباركي كه با سيماي هميشه خندان و رفتار و ظاهر آرام و موقر و تدريس و آزمون خوب و منطقي‌شان همه دانشجويان خود را راضي كردند و جناب آقاي دكتر طالبي كه با رفتار و گفتار جوانانه و مورد پسند و شبيه دانشجويان خودشان موجبات رضايت خاطر دوستان هستند در برخي لحظات و نيز تك تك ساير اساتيد و كاركنان ، ...

فقط يك پيشنهاد كاربردي و موثر براي دانشكده دارم . از مسئولان دانشكده درخواست دارم اگر مي‌خواهند از نتيجه يك ترم فعاليت دانشكده در مقطع ارشد گزارش داشته باشند ، يك نظرخواهي يا تحقيق مفصل و واقعي و جدي با سوالات خوب و موثر از بين دانشجويان ارشد انجام دهند تا ببينند نقطه ضعف و قوت دانشكده و مجريان آن در اين ترم چه بوده و اگر واقعا قصد بهبود امور را دارند از نتايج آن تحقيق استفاده جدي بكنند . خود من هم حاضرم در طراحي سوالات اين تحقيق مشاهدات خودم را همراهي دهم . اميدوارم . فعلا ...

 

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در جمعه هفتم تیر 1387 و ساعت 14:51 |
الان ساعت حدود 2 بامداد 5 شنبه 6 تير است . تازه بعد از 12 ساعت ماشين سواري در اين هواي داغ به منزل رسيده‌ام . وقتي فكر مي‌كنم كه هفته بعد فقط بابت يك امتحان 2 ساعته دوبرابر همين مسافت را بايد طي كنم و برگردم تا برخي از دوستان جبران تنبلي‌شان را بكنند و امتحاني را كه بايد هفته پيش مي‌دادند با يكهفته تاخير بدهند ، دلم سخت مي‌گيرد . دوستاني كه الان حتما در خواب نازند و ....
حيف كه باز هم خود را فداي دوستان كردم تا آنها خوش باشند و راحت . آنها كه برايشان نيم ساعت زودتر از خواب بيدار شدن سخت است!، خيلي آسان پشت پا مي‌زنند به قول و قرار دوستانه شان و هيچ كسي جز خودشان را نمي‌بينند ! افسوس .
چه كسي جبران مي‌كند ضررهاي جسمي و معنوي و روحي من و امثال من ( آن دوستي كه از كرمان مي‌ايد و او هم مثل من مجبور به تحمل قراري شده كه حقش بود نپذيرد و پذيرفت فقط به خاطر دوستاني كه ... ) و چگونه !؟!؟!؟!
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در پنجشنبه ششم تیر 1387 و ساعت 1:57 |
ديروز ( جمعه ) سالروز شهادت دكتر چمران بود . يكي از افرادي كه دير شناختم ولي خيلي از مرام و سرگذشت زندگيش خوشم مي‌امده و باز هم در چنين روزي با تصاويري كه از تلويزيون ديدم باز هم عظمت و بزرگي‌اش به يادم آمد و همانند هر سال باز هم با شور و اشتياق تماشا كردم اين تصاوير را و صداها را شنيدم از زبان برادر بزگوارش . راستش من در زندگي وقتي صحبت از پروفسور حسابي مي‌شود يا چمران ، دلم بد جوري مي‌گيرد .
از اينكه ما چنان افرادي داشتيم و هر كدام در زمان خود قدرشان دانسته نشد و حيف شدند . البته اينكه چمران هم مانند پروفسور حسابي دستي در فيزيك داشت ( آنهم در سخت ترين گرايشش يعني فيزيك پلاسما ، موضوعي كه فقط يك درس 3 واحدي از آن در ليسانس خواندم و ديدم چقدر پيچيده است ) هم  برايم شيرين تر مي‌نمايد . همواره سرگذشت افرادي كه فيزيك خواند‌ه‌اند و خيلي هم معروف بودند برايم جالب بوده . اينكه رشته فيزيك فكر انسان را باز مي‌كند و ديدش را نسبت به زندگي عوض مي‌كند . خيلي‌ها برايم در اين مورد مطرح شده‌‌اند . از رييس و بنيانگذار سوني گرفته تا دبيركل پيشين سازمان ملل و  از جناب دكتر رضوي (‌رياست محترم دانشكده كارآفريني ) تا جناب دكتر طالبي عزيز و خيلي افراد مطرح در سياست و اقتصاد و ساير زمينه‌‌هاي فعلي كشور و جهان ...
اين گريز به فيزيك را آمدم كه يادي از رشته قبلي خود كرده باشم ، ولي هدف اصلي‌ام اين بود كه :
چرا ما نبايد راه افرادي مثل ايشان را برويم . چرا ما نبايد در عين دانشمند و بزرگ بودن ، ساده و صميمي باشيم و مردمي و بي‌الايش . چرا برخي‌ها با كمي مدرك و پست و مقام همه گذشته خود را و دين و دنياي خود را فراموش مي‌كنند و فقط به فكر سوء استفاده از فرصت و قدرت بدست آمده هستند ؟ چرا برخي‌ها آنچنان گرفتار و جوگير مي‌شوند كه جواب سلام آدم را هم به زور مي‌دهند و لبخند زدن را فراموش مي‌‌كنند ؟! چرا برخي‌ها بين آدمها فرق مي‌گذارند و همه آنهايي را كه جايگاه يكساني دارند را يكسان نمي‌بينند ؟
حيف كه ديگر چمراني نداريم . حيف كه ديگر حسابي‌اي نداريم و شريعتي‌اي و آويني‌اي و ....
آنهايي كه رفتند ولي هميشه خواهند ماند تا الگويي باشند براي مردماني كه مي خواهند انسان باشند. حيف !
بگذريم....
در هر حال اين هفته ، هفته آخر امتحانات دانشكده است . گزارش بسيار مبسوطي از نتيجه يك ترم تحصيل در دانشكده كارآفريني و برخي موارد ناگفته و ناتمام قبلي ديگر دارم كه بزودي در اين بلاگ خواهم آورد . فعلا .
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 0:13 |
داشتم دست نوشته هاي خودم را كه مربوط بود به سال 1375 مطالعه مي‌كردم . ( قبلا گفته‌ام كه من بيش از 2000 صفحه نوشته از زندگي و خاطرات روزمره خودم در تقريبا 20 سال اخير دارم و اگر عمري باشد روزي آنها را در قالب يك زندگينامه يا داستان منتشر خواهم كرد چون خيلي شنيدني است و جذاب . )
دلم هم به حال آن روز خودم و هم به حال امروز خودم ( پس از 12 سال ) سوخت . برخي مسائل و معضلات را آنموقع هم داشتم و هنوز هم دارم !!!؟ ، هر چند در خيلي موارد بسيار پيشرفت داشته‌ام .
امروز بايد مقالاتي را كه هنوز بعد از يك ترم نتوانسته‌آم جمع و جورشان كنم ( چون خوشم نمي‌ايد از موضوع و نوع مطلب درخواستي) را به استاد تحويل مي‌دادم كه نتوانستم! . راستش اين چند روز آنقدر گرفتاريهاي عجيب و غريب برايم پيش آمده است كه به باور نمي‌ايد .! نمي‌دانم آيا آن استاد گرامي وضعيت و عذر مرا قبول مي‌كند يا نه !؟؟
آنقدر افكارم پريشان است كه ذره‌اي حواسم جمع نمي‌شود تا مطلبي بنويسم يا بخوانم . تازه 5 روز ديگر هم امتحانات شروع مي‌شود و نمي‌دانم تكليف من با آنها چه خواهد شد . اينطور كه پيش مي‌رود از عاقبت برخي جريانات مي‌ترسم و بدجوري در چندراهي عجيبي گير كرده‌‌ام . جزييات درگيريهاي فعلي‌ام را نمي‌اورم.
خوش به حال دوستان هم دوره‌اي من . خوش به حال جواناني كه به موقع دارند درسشان را مي‌خوانند . اگر مي‌دانستيد كه من چرا نتوانسم به موقع ادامه تحصيل بدهم و ماندم تا اكنون به اين مرحله برسم ......!؟؟؟؟؟
متاسفانه از 4 ماه رفتن و آمدن به تهران هنوز به هيچ كدام از اهداف و مقاصد خودم نرسيده‌ام . نه از نظر نياتي كه براي ورود به اين دوره داشتم و نه از اهدافي كه از بودن در محيط دانشگاه مد نظرم بود . دليل اين عدم رسيدنها هم برخي به مسائلي برمي‌گردد كه قبلا اشاره كرده‌ام و متاسفانه در طي يك ترم كوچكترين حمايتي براي كسب و كار خودم از طرف دانشكده كارآفريني ! نديدم و از اين بابت خيلي افسوس مي‌خورم . و برخي به وضعيت شخصي خودم كه متاسفانه اجازه نداده‌اند تا به هدفهاي خودم دست يابم . حيف ....
منتظر مي‌مانم تا نتايج امتحانات ترم مشخص شود و بعد تصميم مهمي خواهم گرفت !!!؟؟؟؟؟ دعا كنيد تصميمم خوب باشد .
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 و ساعت 23:44 |

بالاخره بعد از مدتها جستجو به طور اتفاقي سرفصلهاي دوره ارشد مديريت كارآفريني را گير آوردم . اين فايل را دوستان عزيز مي‌توانيد از اينجا دانلود كنيد .

اين مطالب را كه به طور تقريبا كامل ، همه درسهاي ارشد در سه گراش عمومي ، سازماني و كسب و كار را شامل مي‌شود مروري بكنيد و آشنا شويد با آنچه بايد در هر درس بدانيد . قضاوت با دانشجويان و اساتيد محترم . البته متاسفانه اين كتابچه ، سرفصل دروس جبراني را ندارد و ما هم كه نصف درسهايمان در ترم اول از اين نوع بوده است در اين مورد باز بايد بي‌اطلاع باشيم .

اما براي دروس جبراني هم خبر خوشي دارم :
من موضوعي را كه برايم سوال بود ، جوابش را پيدا كردم كه بايد دوستان داراي درس جبراني به فكرش باشند . آن هم اينكه : حداقل نمره قبولي در دروس جبراني در دوره ارشد در تمام دانشگاههاي ايران و منجمله ساير دانشكده هاي خود دانشگاه تهران عدد 12 است و نه 16 ، كه از اول هم به نظر خيلي سخت گيرانه به نظر مي‌رسيد !؟ اين هم موردي است كه بايد دانشجويان عزيز ( كه متاسفانه كمتر پيگير اخبار خودشان هستند ! و اكثرا تك بعدي فقط درس حفظ مي‌كنند ! )‌ در نظر داشته باشند تا بعدا مشكلي برايشان پيش نيايد . نتيجه اين جستجو را ببينيد  بد نيست .

من قبلا هم يكبار گفتم كه : ما در اولين دوره اين دانشكده بايد همه مشكلات را تحمل كنيم تا ورودي‌هاي بعدي آسوده باشند ! اميدوارم دوستاني كه اين مطالب برايشان سوال بود جوابشان را گرفته باشند . خوش باشيد .

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در پنجشنبه دوم خرداد 1387 و ساعت 22:2 |
يك خبر خوش براي آنهايي كه امسال در گرايش كارآفريني مجاز به انتخاب رشته شده‌‌اند . حدود 82 نفر فقط در دانشكده كارآفريني و حدود 32 نفر در دانشكده مديريت براي دوره ارشد كارآفريني اعلام ظرفيت شده است براي امسال . نمي‌‌دانم بايد خوشحال شد يا ناراحت ! مايي كه پارسال با كلي مصيبت و دير آماده شدن دانشكده و تكميل ظرفيت و ... وارد شديم ، حالا خوش به حال امساليها . به همه آنهايي كه شهريور ماه اسم خود را در ليست قبولين خواهند ديد از همين حالا تبريك عرض مي‌كنم .
البته به نظر من اين تعداد براي دانشكده كوچك و محدود كارآفريني زياد است و نميدانم چطوري مي‌خواهند اين همه دانشجوي جديد را به همراه ما و دانشجويان كارشناسي در يك فضاي به اندازه يك مهد كودك جا بدهند !؟ ( شنيده بوديد كه محل فعلي دانشكده كارآفريني ، اولين مهد كودك در ايران بوده است در سالهاي دور و دراز در اوايل تاسيس دانشگاه تهران ؟!)
خدا به خير كند و از همين حالا كمك مسئولين دانشكده باشد با اين همه شلوغي و كمبود جا و ....
البته اينكه هنوز دانشكده مديريت ، دست از سر كارآفريني نمي‌خواهد بردارد و خودش ظرفيت مستقل اعلام كرده ، هم جالب است و هم تعجب برانگيز ! چرا ؟!
ضمنا جالبه بدانيد كه امسال دانشگاههاي سمنان و سيستان هم براي اين رشته دانشجو بر‌مي‌دارند ! البته به تعداد خيلي كم .
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 12:21 |
هفته پيش از سه شنبه 9 شب تا شنبه 9 صبح يك سفر 84 ساعته با قطار به شهر ساري و خزرآباد داشتيم با حدود 140 نفر از دوستان ، كاركنان ، اساتيد و خانواده‌‌هاي دانشكده كارآفريني . ( البته سفر اصلي ما يكروز زودتر شروع شده بود و 10 ساعت هم ديرتر تمام شد به دليل مبدا بودن تبريز براي من و خانواده‌ام !! ) . جاي شما خالي ، هم فال بود و هم تماشا . خوش گذشت و البته چيزهايي تكرار شد و مطالبي بيان شد كه من قبلا در همين وبلاگ آنها را بارها آورده بودم و برخي ها تازه يادشان افتاده بود كه اين مسائل هم هست ! به زودي همه اين جريانات را به طور مفصل در اين وبلاگ شرح مي‌دهم. فعلا كه من اين هفته را تعطيل كردم و نتوانستم دانشكده بروم . مثلا قرار گذاشتم تا طي اين چند روز كلي از تكاليف محوله را انجام دهم . آخه تا امتحانات كمتر از 25 روز مانده و كلي كار عقب افتاده داريم . خود امتحانات هم كه معلوم نيست از چه منبعي و چگونه خواهند بود !؟ خدا به دادمان برسد . تا بعد ....
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 13:43 |

بدون مقدمه عرض مي‌كنم :

سال قبل در مرحله نهايي انتخاب دانشجوي برتر كارآفرين تعداد 25 نفر برگزيده و معرفي شدند . امسال بنده هم در اين جشنواره شركت كرده بودم و با كارآفريني‌هايي كه خودم در طي سالها و موارد مختلف و يا با محصولات كارآفرين‌ساز خودم كرده بودم تا مرحله نهايي اين جشنواره هم بالا آمدم و به نظرم جزو 10 نفر نهايي قرار گرفتم . اما در مرحله نهايي و با اين حساب كه امسال ظاهرا فقط 5 نفر به عنوان برگزيده نهايي انتخاب مي‌شدند بنده را از ليست نهايي خط زدند آن هم به دلايل واهي كه در زير توضيح خواهم داد .

نمي‌دانم داوران اين جشنواره چه تعريفي از كارآفرين داشتند ولي به نطر من آنها هم مانند بسياري از افراد ، كارآفرين با كارفرما را اشتباه گرفته بودند ! مگر كارآفرين كسي است كه حتما بايد چند كارگر را به كار گرفته باشد !؟ كارآفرين انتخاب مي‌شد يا كارفرما ! كارفرمايان كه براي خودشان كلي جشنواره دارند و نيازي به اين مورد هم نبود .

در مرحله نهايي از من خواسته شده بود كه ليست بيمه كاركنان و مواردي از اين قبيل را ارائه دهم و چون همه كارآفريني هاي من به تنهايي بوده و براي رعايت اصل صرفه جويي ، كاري را كه خودم مي‌توانستم ( هر چند كار چندين نفر باشد ) را خودم انجام داده ام پس كارمندي نگرفته‌ام . همچنين چون كارم هم اكثرا با يك تلفن و يا با اينترنت قابل پيگيري بود نيازي به اجاره و هزينه براي يك دفتر نمي‌ديدم كه اين مورد هم به نظر آقايان داوران نقص بوده كه چرا دفتر كار من آدرس مشخصي ندارد . من كه كلي آدرس ايميل و صندوق پستي و وب سايت داده بودم ! خوب است كه عصر اينترنت است و كسب و كارهاي مجازي !!! البته زحمات سرور ارجمند جناب آقاي دكتر عربيون و دوست عزيزم آقاي شعبانيان را در اين پروسه ارج مي‌نهم و بسيار سپاسگزار ايشان هستم .

بگذريم . من كه نيازي به اعتبار يا جايزه اين انتخاب شدن نداشتم . فقط حيف كه اينجا هم كتك برخي تنگ‌نظري‌ها را خوردم و از انتخابي كه حق من بود ماندم ! در اين مورد هم مطمئنم روزي خواهد رسيد كه به حق خودم برسم آنهم بدون منت و با روي باز .

و اما در مورد دانشكده كارآفريني :

دانشكده كارآفريني فعلا و بدون هيچ حرف و حديثي از نظر برخي شرايط و ويژگيها ، بي‌نظيرترين دانشكده ايران است . اين را همه دوستان هم اعتراف مي‌كنند و سعي مي‌كنيم قدرش را بدانيم .

در كدام دانشكده مي‌توانيد با كاركنان اداري مانند يك دوست و هم‌دوره‌اي هم‌كلام شويد ؟ ( من كه در 4 سال تحصيل خودم در دانشگاه ...؟! براي وارد شدن به اطاق آموزش هم ترس داشتم و اگر هم واردش مي‌شدم با برخوردهايي روبرو مي‌شدم كه پشيمان‌تر مي‌شدم ! ). 

در كدام دانشكده روز تولد شما يادشان است و برايتان كادوي تولد مي‌دهند ؟!‌ مهم ارزش مادي اين كادو نيست . مهم اين است كه با شنيدن اين خبر و گرفتن اين كادو ، متعجب شوي و احسنت بگويي به سليقه و منش مسئولان دانشكده .

در كدام دانشكده براي شما اردوي 3 روزه علمي تفريحي مي‌گذارند و آنهم به اصرار از شما مي‌خواهند كه حتما بايد باشيد ؟! البته براي من يكي لطف خاصي قايل شدند ( اگر گفتيد چي ؟! ) كه آنهم مزيد بر علت شد تا به اين حسن سليقه و برنامه‌ريزي تبريك بگويم و تشكر كنم . اميدوارم دوستان ساير دانشگاهها حسودي نكنند !

اين موارد و نيز صميميت اساتيد با دانشجويان ، محيط زيبا و باغچه سرسبز دانشكده ( كه گاهي محلي براي رفع خستگي و تفريح دوستان است ) و ... كه باعث شده با تمام سختيهاي رفت و امد و مسايلي كه قبلا بيان كرده‌‌‌ام هر بار حضور در اين دانشكده برايم شيرين باشد و آن آرزوي ديرپاي خود را از يك محيط پويا و خودماني در اين دانشكده درك كنم و هر روزش برايم شيرين تر از قبل باشد .

اميدوارم اين وضعيت در ترمها و سالهاي بعدي هم باقي بماند و خداي نكرده با برخي جريانات ، اين رويكرد نوآورانه دچار عقب گرد و مشابه ساير موارد نشود . آرزو مي‌كنم و دعا .

و اما :

نمي‌دانم چرا برخي امكانات دانشكده كه اصولا بايد در اختيار دانشجويان دانشكده باشد ، در اختيار افرادي است كه دانشجوي اين دانشكده نيستند . اين از كم تحركي دانشجويان فعلي است به نظر من و البته دليلش هم يكي اينكه متاسفانه وقتي براي رسيدن به برنامه‌هاي متفرقه و كسب و كار نداريم و دليل دوم را در مطلب چند وقت قبل من بايد پيدا كنيد !؟...

منظورم همين فضاهاي فيزيكي دانشكده است كه .... و حمايتهايي كه از برخي افراد مي‌شود و از دانشجويان فعلي نمي‌شود ! اميدوارم طرح جادهي به دانشجويان داراي كسب و كار هم دچار اين مشكل نشود و واقعا اين فضاها به دانشجويان فعال فعلي خود دانشكده اختصاص يابد و گمراهه نرود .

انتظارات :

نوع حمايت دانشكده از برخي طرحها درنحوه حمايت دانشكده از كسب و كار پيشنهادي من براي استقرار در مركز رشد كوچك دانشكده دنبال خواهم كرد تا ببينم آيا براي طرحي كه نمونه بسيار كوچكش توانسته فضاي خود دانشكده را بگيرد را در محل كسب و كارهاي دانشجويي چگونه مستقر خواهند كرد و چه خواهند گفت ؟ البته با حمايت خاص برخي اساتيد محترم ، اميدوارم اين مسئله به خوبي و خوشي شروع و با نتيجه درخشان ادامه يابد .

ما كه هنوز آنقدر پارتي نداريم كه فقط يك لينك از سايت دانشكده به انجمن اينترنتي دانشجويان كارآفريني داده شود و متاسفانه تا كنون از سوي خود دانشجويان هم در اين مورد كم لطفي شده است!!!!!!

اما كارشناسان كسب و كارهاي كوچك :

دوستان دانشجوي دوره كارشناسي هم به نظر من انفعالي عمل مي‌كنند و آنچنان كه بايد فعال و پويا نيستند ( البته دوستان انجمن علمي و بخصوص خانم شعباني از اين قاعده مستثنا هستند ) و اين پس از سمينار دو هفته قبل من در سالن كنفرانس دانشكده بيشتر عيان شد وقتي از آن جمع هنوز كسي را نديدم كه به دنبال پيشنهادهاي من برود ! چرا ؟

به هر حال :

روز دوشنبه زماني كه در راه تبريز بودم پيغامي از سوي سازمان جهاني دانشجويان AIESEC برايم رسيد با اين مضمون كه بنده به عنوان عضو ويژه ( داراي پتانسيل بالا ) از ايران در اين سازمان انتخاب شده‌‌ام . درخواست شده بود كه در جلسه تبادل اطلاعات اين سازمان شركت كنم كه فعلا ماند تا برگردم تهران و سري به دفتر اين سازمان در ايران بزنم و براي برنامه‌هاي آتي صحبت كنيم . اين مورد را نيز جرقه‌اي مي‌دانم براي رسيدن به برخي اهداف و جايگاههايي كه ارزشش را دارم و بايد برسم .

من خودم را برتر نمي‌دانم و اتفاقا خيلي هم از خودم بدم مي‌آيد ولي آنچنان ويژگيهايي دارم كه مطمئنم در افراد نادري اين روحيات پيدا مي‌شود و دنبال چنين افرادي هستم تا با هم بتوانيم گروه كاري فعال و قدرتمندي تشكيل بدهيم . اگر كسي هست جلو بيايد .

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:26 |

امروز سه شنبه 10 ارديبهشت 87 :

ديروز عصر با وزير محترم كار و امور اجتماعي ، جناب آقاي دكتر جهرمي ، در دانشكده كارآفريني جلسه دوستانه‌اي داشتيم . در اين جلسه از طرف دوستان دانشجوي بنده مطالبي مطرح شد و نيز در طي 3 روز اول هفته اتفاقاتي رخ داد كه حيفم مي‌ايد توضيح ندهم . اين توضيحات در ادامه مطلب و نقد قبلي من از اوضاع دانشكده و مكمل آن است و اميدوارم اين بار نيز اساتيد محترم زحمت مطالعه اين بند را به خود بدهند و قضاوت نهايي را هم بر عهده آنهامي‌‌گذارم .

همچنين طي اين دو سه روز اخبار جديد و جالبي شنيده شد كه شايد مصادف شدن آن با طرح مطلب قبلي و نقد من و پيگيريهاي مسئولان محترم دانشكده ، بي‌‌دليل نباشد و حتما ربطي بين اين گلايه‌‌ها و اين اتفاقات تازه وجود دارد .

* قرار شده دفتر كسب و كارهاي دانشجويي افتتاح شود و براي افراد دانشجويي كه داراي طرح خوبي براي كارآفريني هستند مكان مناسبي اختصاص داده شود و حمايتهاي اوليه انجام گيرد از طرف دانشكده كه اين را به فال نيك مي‌گيريم و خود من هم در اولين فرصت طرح جامع خود را ارائه خواهم نمود و اميدوارم بتوانم با همكاري برخي از دوستان علاقمند خود اين طرح را شروع و پيش ببريم و اميدوارم در اين مورد انتخابها درست و سنجيده باشد و خوش پايان.

* قرار است آخر اين ماه سفري سه روزه علمي به شمال كشور داشته باشيم از طرف دانشكده كارآفريني . اين سفر سال قبل هم بوده است و امسال جوي متفاوت‌تر و دوستانه‌تر بر آن حاكم خواهد بود كه در كل اين مطلب مي‌توان تفاوتهاي امسال را با سال قبل پيدا كرد . اميدوارم همانطور كه ديروز رياست محترم دانشكده ،‌ جناب آقاي دكتر رضوي در محوطه دانشكده به بنده مي‌گفتند بتوانيم در اين سفر برخي از مشكلات موجود را صميمانه‌تر با اساتيد در ميان بگذاريم و به نتييجه مطلوب برسانيم .

* برخي اساتيد ، شايد و به احتمال زياد ، در قبال مطلب قبلي من دست به كار شدند و برخي مسايل موجود را حل نمودند . از قبيل ارائه طرح درس و تشويق به كار گروهي . البته هنوز از نظر سنگيني تكاليف گرفتاري داريم و من نوعي در سه روزي كه آمده‌ام به منزل تا مثلا به كسب و كار خود برسم ، مجبورم 4 فصل از يك كتاب را خلاصه و آماده سمينار كنم ، مقالاتي را بخوانم و جواب سوالاتش را حفظ كنم !!! يك طرح كسب و كار همراه با يك مقاله مفصل تحقيقي را براي هفته بعد آماده كنم . چندين مسئله حسابداري را مثل يك بچه محصل حل كنم ( آيا امروزه با كلي برنامه حسابداري موجود ،‌ ضروري است كه به حل تشريحي مسائل حسابداري آنهم از كتاب چاپ شده در سال 1340 اقدام كنيم !؟‌ من شبه كارآفرين تمام حساب و كتاب موسسه‌ام را با يك برنامه حسابداري ساده كنترل مي‌كنم و مشكلي هم ندارم ) و ... . تازه اينها فقط براي هفته بعد است و غير از پروژه‌هايي است كه براي هفته‌‌هاي بعد و انتهاي ترم بايد آماده كنيم ، جدا !!!     بگذريم . البته اين بحث در ادامه هم مطرح شده و به نظر من نبايد اينقدر بزرگ مي‌شد كه به گوش جناب وزير هم برسد !

* انصافا محيط دانشكده و دوستان هم دوره‌اي من خيلي با صفا هستند و هيچ كسي شايد صميميت موجود را باور نكند . نمونه‌اش وقتي پس از جلسه با جناب وزير ، در محيط زيباي دانشكده ، آنچنان با هم صميمي و دوستانه واليبال بازي مي‌كنند و .... البته هستند دوستان گوشه‌گيري كه كمتر در اين مباحثات و با هم بودنها مشاركت مي‌كنند .

* نمي‌دانم از سازمان سنجش بايد گله كنيم يا از وزارت علوم يا دانشكده مديريت !؟ اينكه با عدم برنامه‌ريزي مناسب و صحيح در مرحله تكميل ظرفيت باعث شدند هم 10-20 نفر از ظرفيت دانشكده مديريت همينطوري الكي الكي ، خالي بماند و از اكثريت بيفتد و هم من و دوستان من كه به آساني بايد در دوره روزانه قبول مي‌شديم به سبب انتقال برخي دوستان از دانشكده مديريت به دانشكده كارآفريني ، مجبور شديم پذيرش شبانه را بپذيريم . جالب اينجاست اين افراد ( كه اميدوارم از اين حرف من ناراحت نشوند ) بدون آنكه خودشان بدانند و مقصر باشند به هر يك از دانشجويان شبانه‌اي كه بايد و حقشان بود روزانه قبول مي‌شدند حداقل 4-5 ميليون تومان ضرر زدند و آنوقت خودشان براي بحث پرداخت 30-40 هزار تومان شهريه ، وقت گرانقدر دكتر رضوي را مي‌گيرند و اعتراض مي‌كنند . آنوقت بدون آنكه به وضع دانشجويان شبانه توجه كنند ، كه هر ترم 350 هزار تومان شهريه ثابت بايد بپردازند و براي هر واحد 70 هزار تومان بدهند ، در جلسه با وزير كار ( كه اصولا جاي اين حرفها نبود و وزير كار چه كاري به تكاليف وزارت علوم دارد!؟ ) مي‌گويند كه هر ترم 8 واحد درس بدهيد و تكليف 20 واحد را بخواهيد !!!! ( خوب اينطوري كه وضع فعلي تكاليف تكرار مي‌شود ، اگر شما از تكليفها گلايه داريد !؟! )  البته به نظر خبر ندارند كه كل دوره ارشد را بايد در 4 ترم حداكثر تمام كرد و با 48 واحد درسي ما با احتساب 8 واحد ، نمي‌توانند 6 ترم مهمان دانشكده باشند ...........!!!!!!!!!!! تازه من و امثال من كه از راه دور مي‌آييم هر ماه حداقل 100 هزار تومان تا 300 هزار تومان فقط هزينه كرايه رفت و آمد بايد بدهيم و كلي هزينه‌هاي ديگر كه اين دوستان تهراني از اين هزينه هم مبرا هستند و همه را مثل خود فرض مي‌كنند ، متاسفانه ، بگذريم از اينكه بايد هر هفته 4 شب از خانواده و كودكان نيازمند به حضور پدر دور باشم ، 24 ساعت اتوبوس سواري كنم در اين گرما ، شاهد مرگ تدريجي كسب و كار موجود خودم باشم متاسفانه و بدبختانه و ....

* بنده از طرف دانشجويان شبانه و شهرستاني شديدا به اين درخواست اعتراض دارم . اميدوارم ، خواهش مي‌كنم و قبلا هم بارها خواسته‌ام كه دانشكده براي ترم بعد همين 16 تا 20 واحد را به طور انتخابي و آزاد براي هر فرد ارائه كند ( آنهم خواهشا و اكيدا در دو روز پياپي و بدون فاصله ، مثلا شنبه و يكشنبه ) ، آنوقت هر كس از دوستان خواست مي‌تواند 8 واحد بردارد و تا وقتي دوست دارد مهمان دانشكده باشد . من يكي كه خيلي عجله دارم تا زودتر از اين همه هزينه و خستگي رهايي يابم . اساتيد محترم هم كه هيچ التفاتي به حال امثال من ندارند كه هر شنبه با اتوبوس بايد بيايم و دوشنبه برگردم و با كسي كه 10 دقيقه پياده تا دانشكده فاصله دارد و كل هزينه‌اش پول چاي و نسكافه‌اش است ، هيچ فرقي نداريم !!

* دوستان ارشد متاسفانه عليرغم صميميت ظاهري كه دارند اصلا قدر شناس هم و هم مرام نيستند :

كدام يك از ما از آقاي حسام عالميان تشكر كرديم يا كمكش كرديم كه هر فايلي را هر استادي مي‌دهد در گروه اينترنتي قرار مي‌دهد و ما فقط دانلود مي‌كنيم و دريغ از يك همكاري و تشكر خشك و خالي !

كدام يك از ما از آقاي هادي زارع تشكر كرديم كه بخش كپي و تايپ دانشكده را راه‌اندازي كرده و ما فقط استفاده‌اش را مي‌كنيم و شايد هم فكر مي‌كنيم اين دفتر خودش ييهو ! سبز شد !

كدام يك از دوستان از روي جد پيگير حرفها و قول و قرارهاي كلاسي هستند كه همه‌اش حرف زده مي‌شود و دريغ از يك پيگيري جدي ! و ...

* تازه فهميدم كه در بين دوستان داريم افرادي كه خيلي سابقه و رزومه درخشاني دارند ولي متاسفانه هنوز قدرشان شناخته نشده است و گمنام قاطي بقيه بچه‌ها دارند تلف مي‌شوند . نمونه‌اش را در نفر اولي كه با وزير صحبت كرد دنبالش باشيد . جناب سعيد رضايي ، بچه مشهد و عضو بنياد ملي نخبگان ايران . من كه كم آوردم وقتي روزمه ايشان را اتفاقي ديدم و صحبتهاي مدبرانه ايشان را شنيدم در مقابل وزير كار . اي‌ول سعيد .

* در ديدار با جناب وزير كار من خواستم از مظلوم بودن دانشكده و دانشجويانش دفاع كنم و دردهاي مرتبط با وزارت كار را بيان كنم كه متاسفانه حضار دانشجو ( كه البته اكثرا هم از دانشكده ما نبودند ) زياد به مذاقشان خوش نيامد و باعث شدند تا نتوانم تمام حرفهايي را كه از درد دل دوستان گرفته بودم بيان كنم . آنوقت بقيه سخنرانان ، سوالاتي را كه بايد از وزير علوم مي‌پرسيدند از وزير كار پرسيدند ! ‌والبته كه جواب نگرفتند!

* دوست داشتم در اين بخش به مطالب و موضوعات ديگري از دانشكده اشاره كنم . چند مورد مختصر را عرض مي‌كنم ولي پيشنهادهاي خودم را بعدا بيان خواهم كرد :

متاسفانه وب سايت اينترنتي دانشكده خيلي ضعيف و بسيار دور از شان دانشكده است . هم قالبش بي‌ريخت است ، هم رنگ‌اميزي اش و هم عدم وجود اطلاعات ضروري در آن و خيلي نواقص ديگر كه اميدوارم اين يك مورد كه تابلوي جهاني دانشكده است سريعا درست شود كه براي اعتبار دانشكده به نظر من خوب نيست وضع فعلي .

وضع سايت كامپيوتري دانشكده و قدرت و سرعت اينترنت بي‌سيم آن در حد بسيار ضعيفي است و عليرغم چندين بار تاكيد من و دوستان ، روزبروز هم بدتر و محدودتر مي‌شود اين سيستم و نمي‌دانم با اين وضع چگونه مي‌توان براي تكاليف اساتيد مطلب پيدا كرد و دانلود  و يا آپلود كرد !

ما هنوز درس روش تحقيق را نخوانده‌ايم و در حالي كه نمي‌دانيم فرق نقد با مقاله با مرور متون با تحقيق و پژوهش با پايان نامه و ... چيست !! آنوقت همه اينها را بايد كار كنيم . چرا نبايد درس روش تحقيق در ترم اول ارائه‌ شود !؟

در سخنانم از وزير خواستم ترتيبي اتخاذ كنند تا حضور كارآفرينان واقعي صنعت در دانشكده بيشتر شود . جناب دكتر زالي فرمودند ما عصرانه‌هايي با كارآفرينان داريم . منظور من عصرانه يا صبحانه نبود . به نظر من بايد در هر درسي و حداكثر هر 2 هفته يكبار يك كارآفرين واقعي بعنوان مهمان و پاسخگوي سوالات سر كلاس بيايد ، نه اينكه روز چهارشنبه‌اي كه اكثر دوستان كلاس ندارند و نيستند و اجباري هم نيست اين دعوتها صورت بگيرد .

در اين صورت است كه هدف تربيت كارآفرين‌ساز ( طبق اصطلاح آقاي وزير ) بهتر مي‌تواند در دانشكده محقق شود نه اينكه ما همه‌اش از روي كتب و مقالات حفظ كنيم و مثل بچه ابتدايي سوال و جواب كنيم سر كلاس ! يا اينكه مثل دوره راهنمايي برخي اساتيد بخواهند با اعدادي ميليمتري ما را جريمه كنند يا امتياز بدهند كه به نظر من براي دوره ارشد اين نوع بازي با نمره و ترساندن دانشجوي ارشد با نمره اصلا مناسب نيست و اين نوع رفتار ما را به كلاسهايي برمي‌گرداند كه هدف فقط پاس كردن است و ديگر هيچ! از ما كار واقعي و عملي بخواهيد در حد معقول و متناسب با شرايط و رتبه ما نه حفظ كردن و نوشتن ...

 

و اما مطلبي كه قبل از مطالب فوق آماده كرده بودم و اينجا مي‌اورم و از نظر زماني مربوط است به شب شنبه .

امروز شنبه 7 ارديبهشت 87 :

يك هفته از نوشتن مطلب قبلي گذشت . طي اين هفته خوشبختانه آنطور كه من انتظار داشتم با لطف استاد ارجمند جناب آقاي دكتر مباركي ، حرف دلم به گوش اساتيد و مسئولان بزرگوار دانشكده رسيد و استقبال خوبي هم از آن شد و تاثير خودش را هم گذاشت ( هر چند متاسفانه دوستان هم‌دوره‌اي من اصلا از اين اقدام من حمايت و پشتيباني نكرد‌ند و فقط حرف مي‌زنند و ... ) و مطمئنا نتيجه از اينها هم بهتر خواهد شد به مرور زمان . اميدوارم . در همين جا از كليه اساتيد محترم كه بنده را در اين راه مورد لطف و تشويق قرار دادند ( جناب آقاي دكتر طالبي ، جناب آقاي دكتر عليميري و ساير اساتيد و كادر اجرايي محترم دانشكده ) و با ايجاد تغييراتي در رويه خود ، عنايتي داشتند صميمانه سپاسگزارم و اميدوارم جسارت بنده را در مطلب قبلي به بزرگواري خود بخشيده باشند . و اما ..............

راستش ، پس از شركت در همايش ملي كارآفرينان برتر در سالن همايشهاي صدا و سيما در سه شنبه هفته قبل ، بار ديگر گمنامي و مظلوميت دانشكده برايم بيشتر آشكار شد ،‌ آنجا كه در طي نيمروز اصلي همايش ، از باني و مجري واقعي اين همايش ، يعني دانشكده كارآفريني دانشگاه تهران هيچ اسمي برده نشد !!!! . اگر جناب آقاي دكتر رضوي در مراسم تحويل هدايا روي سن نمي‌رفتند ديگر از همانجا برمي‌گشتم و جلسه را ترك مي‌كردم ! حالا با اين اوضاع ، شما حساب كنيد وضع گمنامي و مظلوميت دانشجويان اين دانشكده منحصر بفرد ، نه تنها در ايران بلكه جزو معدود دانشكده‌هاي كارآفريني در جهان را . الحق كه دست جناب آقاي دكتر رضوي و جناب آقاي دكتر يدالهي و ساير بانيان اين دانشكده نمونه و پيشرو درد نكند و حيف كه هنوز ارزش اين كار و اين دانشكده در مجامع شناخته نشده است ، حيف !!!

آرزو دارم سال بعد هر يك از دانشجويان اين دانشكده و حتي اساتيد آن ( مگر چه مي‌شود استاد كارآفرين نمونه كشوري داشته باشيم ) در اين همايش جزو برگزيدگان باشند تا شايد اينگونه نام دانشكده كارآفريني بيشتر مطرح شود .

شايد باور نكنيد ولي همان دقايق اول سال تحويل امسال ،‌ وقتي كه شنيدم امسال از طرف مقام معظم رهبري به عنوان سال نوآوري و شكوفايي نام گرفته است ، به همسرم گفتم امسال سال ماست . سال دانشكده كارآفريني است و كارآفرينان و ارتباط آنان با نوآوري و شكوفايي. حال در طول 10 ماه مانده آيا به حق خود خواهيم رسيد يا نه ، خدا مي‌داند !

يكي از دوستان مي‌گفت بچه‌هاي دوره ارشد خيلي باحال هستند . آره ، در روابط دوستانه و گفتن و شنيدن بله ، ولي بايد قبول كنيم كمي هم اهل شعار و حرفهاي بدون پشتوانه و پيگيري هستيم ! آنقدر سر كلاسها گله مي‌كنيم ولي وقتي كسي پيش‌قدم شد تا حرفها را به مسئولان برساند ، آنوقت مسخره‌اش مي‌كنيم و انگار نه انگار . راستش اين برخورد دوستان باعث شد من هم دلسرد و بي انگيزه شوم . آنقدر كه تصميم گرفتم همانند تمام كارهايي كه تاكنون به تنهايي انجام داده‌ام ، اين يك مورد را هم با كمك اساتيد بزرگوار به تنهايي پيگيري كنم ، باشد كه ديگران از نتايج آن استفاده كنند  . هر چند با همان يك مطلب و حرف دل من ، گوشهايي كه بايد مي‌شنيدند ، شنيدند و مطمئنا هم در اداره امور تاثيرش را دوستان ديدند و خواهند ديد ( ‌و اصلا نپرسيدند چطور شد اين تغييرات رخ داد !؟) ، ولي حيف كه به غير از تعداد معدودي از دوستان ، بقيه هنوز در انديشه‌‌هاي ديگري هستند و موقعيت و شرايط را درك نكرده‌اند ، حيف . انشا‌ا... ده سال ديگر وقتي به سن و شرايط من رسيدند خواهند ديد من چه مي‌گفتم و منظورم چه بود !

وقتي در روز شنبه دوستي از دوستان ! سر كلاس با حرفي و جمله‌اي ، تلاشهاي خلاقانه و فرصت شناسانه بنده را مسخره كرد !‌ و وقتي در‌ جلسه سمينار بنده در روز شنبه عليرغم اعلام قبلي ، فقط 3-4 نفر از دوره ارشد شركت كردند و بقيه انگار نه انگار ، دلم گرفت . به اين دليل كه چرا ما همه‌اش شعار مي‌دهيم و حاضر نيستيم موفقيت ديگران را تحمل كنيم !؟ من كه تا كنون با گمنامي خود ، به هر آنچه خواستم رسيدم و نيازي به تاييد و تشويق هيچ كسي ندارم . شايد من وقت كافي نداشته باشم كه اسلايدهايي شيك و انگليسي با ترجمه سريع ارائه دهم و يا اهل حفظ كردن متن درسها نيستم و از حفظيات متنفرم ، ولي آنقدر انگيزه دارم كه هر هفته كلي راه را بيايم و برگردم و اين حرفها هم برايم هيچ تاثيري ندارد و مطمئنم در روزي كه خواهد آمد ، همه به بر حق بودن من ،‌ ايمان پيدا خواهند كرد . اين را در زندگي خود همواره ثابت كرده‌ام .

هفته قبل پس از 99 ساعت دوري از خانواده و با طي كلي راه و خستگي فراوان به خانه رسيدم ( كه در بين راه با تماشاي يك فيلم هندي! در اتوبوس ، و تركيب آن با فراق دوري از نازنين دختر و شيرين پسر خود ، عاقبتش را خودتان حدس بزنيد .... دعا مي‌كنم به سر هيچ مسلماني نيايد اين وضعيت ! )‌ با اين انگيزه كه تلاش براي ديگران شيرين است ، همه سختي‌ها را تحمل مي‌كنم و مطمئن هستم به هدف خود خواهم رسيد ولي حيف از تنهايي ... . عيب ندارد . من كه در همه مراحل زندگي خود جزو نسل سوخته و قرباني بوده‌‌ام ، اين فصل هم رويش . بگذار ديگران از تلاشهاي ما بهره‌مند شوند و ما را قبول نكنند .

پيشنهادهايي براي دانشكده و دوره‌هاي درسي و كلاسها دارم كه به تدريج در اين وبلاگ خواهم نوشت و اميدوارم با عنايت مسئولان دانشكده و اساتيد محترم ،‌ تا حد ممكن موارد قابل انجام محقق شوند . فعلا بقيه مطالب را نگه مي‌دارم براي وقت ديگر .

از همه دوستاني كه براي مطلب قبلي نظر دادند و با من همراه بودند سپاسگزارم و اميدوارم ساير دوستان عزيزم از حرفهاي من ناراحت نشوند و صميمانه تر از گذشته در كنار هم براي رسيدن به دانشكده‌اي اصيل و نتايجي درخشان گام برداريم . هدف ذكر جريانات دانشكده است ( كه نيت اين وبلاگ است ) و قصد جسارت به هيچ يك از دوستان خودم ندارم چرا كه همگي از افراد موفق و نخبه كشور هستند كه توانسته‌اند در دانشگاه تهران قبول شوند .

هفته بعد شايد با خبر خوشي به اين وبلاگ آمدم ، كه آنوقت ادعاها و حرفهاي من قابل قبول‌تر خواهد بود ، اميدوارم .ممنون كه اين مثنوي را تا به انتهايش خوانديد.  

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:56 |

راستش ديگر نتوانستم صبر كنم و حرف دل اكثر دانشجويان هم دوره‌اي خودم را بيان نكنم . چون اين وبلاگ قرار بوده به خبرهاي اين دانشكده اشاره كند درد دلهاي دانشجويان و اوضاع فعلي را براي دوستان پيگير اين وبلاگ مي‌نويسم و اميدوارم گوشهايي كه بايد ، بشنوند :

هنوز هيچ حمايتي از اين وبلاگ و حتي از انجمن اينترنتي دانشجويان كارآفريني دانشگاه تهران از طرف مسئولان اين دانشكده نشده است، حتي دريغ از قرار دادن يك لينك به انجمن در سايت دانشكده ..... پس از ۲ ماه از تاسيس اين انجمن و درخواست اين كار نهايتا يك دقيقه‌اي ! هنوز وقت پيدا نكرده‌اند اين كار كوچك را انجام دهند ، با آنكه مسئول سايت دانشكده ، دكتر زعفريان هم دستورش را داده‌اند ولي اپراتور سايت دانشكده ظاهرا دوست ندارند اين همكاري را !؟... بگذريم . شايد برايشان مهم نيستيم ! ما خواستيم نقشي در كار دانشكده ايفا كنيم . اگر نمي‌خواهند اصراري نداريم .

اغلب دوستان و هم دوره‌ايهاي من كه اولين وروديهاي اين دانشكده تازه تاسيس هستيم از تكاليف تئوري و نوشتني زياد اساتيد گله مندند . دليلش هم اين است : فهرست تكاليف اوليه اساتيد را در بخشهاي قبلي داده بودم . يك نگاهي به آنها بياندازيد . حال به آنها اضافه كنيد موارد جديد را كه شايد بيش از 2 برابر فهرست طولاني قبلي بشوند و اساتيد محترم در طي جلسات جديد به آن ليست اضافه كرده‌اند ( و ديگر آنقدر زياد شده كه ليست كردن همه آنها مشكل است ! ).

سوال اين است: مگر ما چه گناهي كرده‌ايم . مگر قرار نبوده است كه اين دانشكده اول شركت بخواهد بعد مدرك بدهد . با اين وضع ، افرادي مثل من كه شركت هم داشتيم ! ( داشتيم !!! چون معلوم نيست چه خواهد شد .... ) داريم كار و كسب موجودمان را هم از دست مي‌دهيم كه !؟

راستش وقتي سرفصلهاي دوره عمومي ۷۲ ساعته كارآفريني را نگاه مي‌كنم ميبينم ما پس از نصف ترم دوره ارشد هنوز به اندازه آنها از فرايند كارآفريني و ايجاد يك كسب و كار جديد و مشكلات آن چيزي نياموخته‌ايم !!!!! اين درست است ؟

البته منكر اين نيستيم كه دوره ارشد بايد با تحقيق و مطالعه همراه باشد ولي چقدر و در چه رشته‌اي ؟ مگر ما تاريخ و ادبيات و فلسفه مي‌خوانيم كه همه‌اش تئوري باشد و نوشتن . كارآفريني اصولا تشكيل شده است تا كار و عمل بيافريند نه تعدادي نوشته و ارائه و ديگر هيچ .! آيا اين دانشكده بناي تاسيسش همين عادات تكراري ساير دانشكده‌هاي قبلي بوده است . مطمئنم اين هدف نبوده است .

حالا اين به كنار . همه تكاليف هم بايد انفرادي حل شود .چرا نبايد به كار گروهي عادت كنيم ؟!‌ ديروز در اينترنت ديدم در مشخصات يك دروه مديريتي در يكي از دانشگاههاي خارجي ، كه چطور تمام جريانات يك دوره ( از سرفصل مطالب و زمان دقيق هر جلسه و مطالبي كه قبلش بايد خوانده شود و منابع مربوطه و كلي جزييات ويژه هر جلسه از دوره و .. ) به طور كامل و از قبل مشخص بود و اكثر نمرات هم به گونه معقول و براي كار گروهي و متعادل اختصاص يافته بود . آنوقت ما پس از ۷-۸ جلسه هنوز نمي‌دانيم سرفصل مطالب در فلان درس چه قرار بوده باشد و .... كي قرار است به كار گروهي تشويق شويم نمي دانم !؟

مگر قرار نبوده اين دانشكده پيشرو كارآفريني باشد . با اين وضع خواندن مطالب تماما تئوري و بدون هيچ نوع كاربرد عملي در برخي دروس ، نداشتن هيچ تجربه عملي و نداشتن هيچ مهمان واقعي كارآفرين كه بتوانيم از او در مورد وضع واقعي كسب و كار سوال كنيم و تجربه هايش را بشنويم ، صرفا خواندن كتب و مقالات فارسي و البته اغلب انگليسي و دادن گزارش از آنها و تنظيم مقاله مگر كارآفريني مي‌شود ؟ چرا از دانشجوياني كه سعي در كسب درآمد دارند هيچ حمايتي نمي‌شود ؟ چرا هيچ طرح و برنامه عملي جدي براي كارآفرين سازي از دانشجويان وجود ندارد .

چرا هيچ مسئولي به من نوعي كارآفرين دانشجو نمي‌گويد كار و بارت چطور است و چه مشكلاتي داري ؟ چرا در هيچ كلاسي از من نوعي خواسته نمي‌شود تا از تجربيات عملي خود صحبت كنيم . اينكه من بدانم 100 سال پيش فلان شخص چه گفته است كاربردي تر است يا اينكه از وضع كسب و كار و جريانات واقعي آن در دنياي امروز صحبت بكنيم خوب است . چرا در دوره مجازي اين رشته ، كسب و كار اينترنتي يك درس جدا دارد ولي در دوره ما فقط يك درس به نام كارآفريني با IT هست و آن هم ظاهرا همين بحثهاي تئوري است !؟ چرا روي پروژه‌ها و كيسهاي واقعي موجود كشور بحث نشود و همه‌اش از روي كتابهاي خارجي چندين سال پيش مثال بزنيم و رد شويم .

تنها درسي كه كمي واقع بينانه تر بوده است ، كلاس تمرين بازاريابي است كه در آن با ذكر يك مورد از وضعيت شركت نوعي و واقعي ايراني براي حل مشكلات بازاريابي آن ايده پردازي مي‌شود و اين به نظر من از بقيه درسها كاربردي‌تر است و شيرين‌تر . ولي حيف كه فقط يك مورد است . البته درس رفتار سازماني (كلاس آقاي دكتر مباركي ) هم چون بحث عملي رفتار را دارد انصافا از برخي ‌حاشيه‌هاي فوق به دور بوده و كلاس آرام و قابل تحملي است .

من اين سخنان را به همراه كلي پيشنهاد ديگر به گوش جناب آقاي دكتر رضوي و سايرين مي‌رسانم تا تغييري در وضعيت موجود ايجاد كنند . چرا بايد وضع طوري باشد كه حتي برخي ( البته به غير از من كسان ديگري هم هستند ) به فكر انصراف بيفتند ! البته يكبار برخي مطالب را در طي يك نامه به دفتر ايشان دادم ولي متاسفانه پس از دو هفته !!، ظاهرا ايشان فرصت نكرده بودند تا مطالب مرا بخوانند و من هم ديگر نامه‌ام را از دفتر مديريت پس گرفتم ! منشي ايشان شاهد اين موضوع هستند .

مني كه قبلا دوره كارشناسي ارشد را گذرانده‌ام ( آنهم با معدل بالا ) و كار و بارم هم خوب بود و به نوبه خود داراي شهرت و اعتبار و درآمد خوبي هم بودم و نيازي به اين مدرك نداشتم ( و توصيه‌هاي برخي دوستان قديمي را گوش نكردم و ثبت نام نمودم به اين اميد كه چيز عملي و كاربردي جديدي ياد بگيرم كه به دردم بخورد ولي ... ) و الان هم كلي طرح پو‌لساز را معلق نگه داشته‌ام و ، فقط به عشق اين كه كارآفريني را دوست داشته ام از سالها قبل ، تمام دردسرهاي رفت و آمد هفتگي به تهران و دور بودن از خانواده كوچك و صميمي خودم و تمام هزينه‌هاي اين سفرها را تحمل مي‌كنم و از طرفي هزينه فرصت از دست رفته بسياري كه در قبال دور افتادن از كسب و كار خود متحمل ميشوم را ناديده مي‌گيرم ، چطور تحمل كنم وقتي برخي مي‌گويند شما انگيزه نداريد براي درس خواندن !؟؟!!!‌ آخر شما كه با اين حرفهايتان بيشتر از هر اتفاقي ، انگيزه من و امثال من را مي‌كشيد ! ۳ ماه است ريالي كار مفيد نداشته‌ام و فقط از كيسه مي‌خوريم و ... !؟

شايد اگر من هم مثل اكثر دوستان هم دوره‌اي ، تازه از ليسانس به اين دوره پا گذاشته بودم و خرجي‌ام را پدرم مي‌داد و يا اگر هم كار مي‌كردم نهايتا براي خرجي خودم بود و هيچ فكر و غصه‌اي در مورد اجاره خانه و اقساط و خرجي خانواده و ۳۰ ميليون چكي كه بايد طي يكسال پاس كنم و ... نداشتم ناراحت نمي‌شدم ، ولي وقتي ۳ روز در هفته را در تهران بايد با تمام مشكلات و اوضاع اشاره شده سر كنم و ۳ روز بعد را در شهر خود باشم ( مثلا! باشم ، چرا كه آنقدر كار و نوشتن و بقول يكي از دوستان (( مشق )) داريم كه اين روزهايمان هم برايمان زهر مار مي‌شود و البته نرسيده هم به فكر تهيه بليط برگشت بايد باشم ! ) آنوقت چطور مي‌توانم تحمل كنم و حرفي نزنم . البته اكثر دوستان جوان فوق هم شاكي هستند و آنها هم از دست اين همه مشق ! به تنگ آمده‌اند .! ( نه اشتباه نكردم ۳+۳ ميشود ۶ روز . يك روز هم در راه رفت و برگشت هستم من عاشق كارآفريني !!!‌ )

البته مشكل فقط اينها كه نيست . آنقدر كمبود و تغيير نياز دارد دانشكده ( عليرغم ظاهر زيبا و برخي امكانات خوبش ،‌ از انصاف نبايد گذشت ) كه درس خواندن و كسب رضايت اساتيد را مشكل مي‌كند . من كه دارم اين موارد و مشكلات را مي‌نويسم و مكتوب به روساي دانشكده خواهم داد . تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد . از همه دوستان هم مي‌خواهم هر نظر و پيشنهادي در اين باب دارند بفرمايند تا از قلم نيفتد .

چيزهاي زيادي براي نوشتن داشتم . منتها پس از ۱۵ ساعت راه آمدن با قطار و سواري و پياده ديگر خستگي نمي‌گذارد . اميدوارم دوستان همراه قبلي و دانشجويان دانشكده اين مطلب را بخوانند و نظر خود را بگويند و اميدوارم مسئولين دانشكده هم چند دقيقه از وقت خود را صرف مطالعه يا شنيدن گزارشي از اين مطلب بنمايند و علاقه نشان دهند تا بقيه مطالب را بشنود .

البته تمام مطالب فوق از روي دلسوزي گفته شد و قصد جسارت به هيچ استاد و مسئولي در ميان نبوده است . از هيچ استادي هم گله‌اي نيست . چرا كه به نظر من مشكل از پايه است و اساتيد محترم بي‌تقصير هستند و شايد برخي از ايشان هم از اين وضع ناراضي هستند . انصافا من در طي تمام دوران تحصيل خود چنين اساتيد عالي و كاركنان صميمي در محيط تحصيل نديده بودم . در همين جا به نوبه خود و از طرف ساير دوستانم از تمامي اساتيد ارجمند و كاركنان زحمت‌كش دانشكده و بخصوص رياست محترم دانشكده جناب آقاي دكتر رضوي و معاونين محترم ايشان نهايت سپاس و قدرداني را دارم . هدف پيشنهاداتي بود كه بايد گفته ميشد و البته ادامه خواهد داشت .

پس از نوشتن مطالب اخير تا اين بند ، نامه‌اي از طرف آموزش دانشكده به صندوق ايميلم رسيده با اين مضمون كه براي كارآفرين بودن دانشگاه تهران و با اين چشم انداز كه دانشگاه تهران را جزو 100 دانشگاه برتر جهان ببينيم ، پيشنهاد بدهيم . خوب اميدوارم اين موارد را از من داشته باشيد تا بقيه را مكتوب برايتان ارسال كنم .

اما دوستان همراه ، از اينكه اين مدت هيچ مطلبي نداشتم ببخشيد . البته وقتي وبلاگ ساير دوستان خود را مرور مي كنم و مي‌بينم آنها هم چيز تازه‌اي نداشته‌اند به خودم اميدوارتر مي‌شوم !

نظر شما چيست ؟

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 15:42 |
چه مي‌شد اگر دروغ گفتن هاي روزمره و آسان و قول دادنهاي بدون عمل نبود ؟
چه مي‌شد اگر ريا و دستمال كشي ! و بردن آبروي افراد به خاطر چندرغاز .... نبود ؟
...... اگر قدر آدمهاي با ارزش به موقع دانسته مي‌شد ؟
...... اگر چشم و هم چشمي نبود و هر كس به داشته خود قانع مي‌بود ؟
...... اگر به خاطر پول ارزشها را زير پا گذاشته نمي‌شد؟
...... اگر غرور و تعصب بيجا نبود و ارزش هر كس به ميزان دانش و ادب او بود ؟
...... اگر سوسول بازيهاي دوره و زمونه نبود و قدر لحظات زندگي دانسته مي‌شد!؟
...... اگر خبرهاي بيمزه ورزشي ، پرطرفدارترين اخبار روز نبودند‌!!!؟
...... اگر ...... نبود !؟
......
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در شنبه هجدهم اسفند 1386 و ساعت 9:17 |

بالاخره پس از كلي سر و كله زدن تونستم قولي رو كه داده بودم عملي كنم . اين چند روزه به جاي درس و مشق ! سرگرم كار روي طراحي و آماده سازي انجمني بودم براي دانشجويان كارآفريني . راستش از اينكه مي ديدم هم خودم كلي مشكل دارم در دريافت آخرين خبرهاي دانشكده و هم اينكه چند نفر در چند جاي مختلف به ذكر نظرات خود بپردازند و دنبال كردن همه آنها وقت گير و بعضا فراموش شونده باشد ،( با احترام به همه وبلاگهاي موجود فعلي دوستان) راه حل را در اين ديدم كه انجمن دانشجويان كارآفريني دانشگاه تهران را راه بياندازم .

همه دانشجويان دانشكده مديريت و دانشكده كارآفريني و همه علاقمندان موضوع كارآفريني در تمام نقاط دنيا دسترسي به اين انجمن خواهند داشت و مي توانند ما را از برنامه ها و رويدادها و مطالب مرتبط با انجمن باخبر كنند . مطمئنم خوشتان خواهد امد . ضمنا از دوستان گرامي ام : محمد ، تيستو ، احسان و ساير علاقمندان به مديريت بخشهاي مرتبط انجمن مي خواهم علاقمندي خود را پس از عضويت در انجمن ،‌ با پيغام خصوصي در اين انجمن به بنده اعلام كنند تا ترتيب ايجاد اكانت ويژه مديريت را برايشان فراهم كنم . اميدوارم خوشتان بيايد . موفق باشيد .

براي ورود به انجمن دانشجويان كارآفريني كليك كنيد

از حالا به بعد با راه افتادن اين انجمن شايد ديگر كمتر به اين وبلاگ برسم . انجمن يك حسني كه دارد اين است كه نظر و مطلب اصلي در يك جا و براي همه ديده ميشود . همه چيز تحت كنترل خودمان است و به ديگران وابسته نيست ( كه بزنند يكدفعه همه چيز را پاك كنند و ... ) و كلي مزاياي ديگر كه با كار با آن به تدريج متوجه خواهيد شد. 

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 و ساعت 11:27 |
با ذكر اين نكته كه هنوز آن حيف .... در پست قبلي را يادم هست و به زودي علت آن حيف و جزيياتش را خواهم گفت ، يك خبر و پروژه خوب و كاربردي براي همه دانشجويان دانشكده كارآفريني و علاقمندان اين رشته دارم . روي طرحي كار مي‌كنم كه خيلي به درد اين افراد خواهد خورد ، به نظر من البته ، چون فعلا كه نمونه‌اش وجود ندارد و سوژه جديد و جالبي براي اين رشته است ( يكي از آن طرحهايي است كه زماني مي‌گفتم براي دانشكده انجام خواهم داد ...‌) . به زودي شرح ماوقع و توضيحاتش را مي‌گويم . سعي مي‌كنم تا حداكثر روز  دوشنبه 29 بهمن آماده‌اش كنم و خبر و توضيحاتش را به صورت تراكت براي تمام دانشجويان دانشكده بياورم . اگر گفتيد جريان چيه ؟!
..................
..................
..................
 
اونقدر نگفتيد كه خودم مي گم! پست بعدي را بخوانيد متوجه ميشويد .
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 14:46 |
فقط حيف .....................................................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت 22:18 |
هفته دوم هم تمام شد . ديشب بلافاصله بعد از اتمام كلاس حسابداري ( كه برخلاف ساير كلاسها اصلا چنگي به دل نزد ! ) راهي ديار خود شدم و با كلي دردسر بالاخره رسيدم . حالا بگذريم از وضعيت بيماري بچه‌ها و كلي نگراني و دردسر ديگر ، با اينكه كلي تكليف سرمان ريخته است ( در همين هفته اول ! ) ولي بهتر ديدم اين تكاليف را در اين مطلب بياورم تا هم بقيه بدانند كه جريان از چيست و هم هربار با ديدن اين مطلب حواسم سرجايش بيايد!
در هر حال در پايان هفته دوم هنوز موفق به زيارت دو استاد براي درسهاي مديريت استراتژيك كارآفريني ( دكتر سپهري ) و حقوق بازرگاني ( دكتر كريميان ) نشديم تا ببينيم روال كاري ايشان چگونه است . بقيه كه همه به دانشجويان حال دادند هم با اخلاق خودشان ( كه جاي بحث ندارد ) هم با تكاليف و نوع تدريس و روال كاريشان ( كه كمي جاي بحث دارند اين تكاليف ) . ..
در هر حال گذشته از تمام مطالب مندرج در اين وبگاه ، فعلا جدي جدي عرض ميكنم كه ما ( دانشحويان بخش عمومي ساير رشته‌ها ! طبق تعريفي كه دانشكده ساخته است ! ) بايد در اين ترم اين كارها را انجام دهيم . تازه اين براي شروع است و خدا عاقبتمان را به خير كند :
درس رفتار سازماني پيشرفته ( آقاي دكتر مباركي ) فعلا به خير گذشته ولي قرار است موضوعاتي براي كار بدهند .
درس كامپيوتر ( آقاي دكتر زعفريان ) قرار شده آزمون بگيرد و برخي‌ها را بي خيال شود . من هم اميدوارم !
درس تئوري هاي پيشرفته سازمان ( آقاي دكتر الياسي ) ركورد شكستند :
گزارش سوال چالشي 8 صفحه فقط 2 نمره از موضوعاتي كه ليست داده اند . گزارش نقد نطريه 20 صفحه 2/5 نمره . مثل بالاي . نقد يك كتاب 1/5 نمره . مشاركت كلاسي 2 نمره و آزمون نهايي 12 نمره . تازه براي جلسه دوم به ده سوال از يك كتاب لاتين و 6 سوال از يك مقاله ديگر بايد پاسخ داشته باشيم . كلاسها هم قرار شده از 7/5 صبح باشد تا 10/5 . !
درس بازاريابي ( آقاي دكتر يدالهي ) : ترجمه يك مقاله جديد 1/5 نمره . مروري بر حداقل 30 منبع لاتين در يك موضوع خاص تحقيقي مفصل 4/5 نمره . مصاحبه با يك مدير ( كه من خيلي اين مورد را دوست دارم ) 1 نمره . مشاركت كلاسي 3 نمره و آزمون نهايي 10 نمره .
درس مباني كارآفريني پيشرفته ( آقاي دكتر فاتح راد ) : يك طرح تجاري BP كلا 6 نمره ( كه من خيلي مشتاقم در اين باب ) . مقاله مرتبط 4 نمره . مشاركت 2 نمره و آزمون 8 نمره .
اصول حسابداري ( آقاي دكتر هاشمي ) : حل تمرين 2 نمره . تحقيق 2 نمره . امتحان كلاسي 2 نمره . ميان ترم 4 نمره و آزمون نهايي 10 نمره .
درس روشهاي تصميم گيري ( خانم دكتر عسگري ) فعلا مشخص نكرده‌اند ولي يك چيزهايي خواهد بود حتما.
اميدوارم بتوانيم بدون تاخير اين تكاليف را تحويل دهيم . البته اكثرا همراه باارائه سر كلاس خواهند بود اين موارد . من كه فعلا دردم يك چيز ديگر است و اگر مشكلم فقط اين تكاليف بود با كمال ميل انجام مي‌دادم . ولي فعلا آنقدر گرفتاري دارم كه نمي‌دانم آينده من و اين رشته به كجا خواهد رسيد .

و اما يك خاطره و مدرك مستند براي ادعاهاي من :
در كلاس مباني كارآفريني پيشرفته دكتر فاتح راد مي‌پرسيد چطور به كارآفريني وارد شديد ؟ اكثر دوستان همين طور اتفاقي و بدون برنامه قبلي وارد اين رشته شده‌اند ولي ....
من يك كارت ويزيت داشتم از خودم مال 3 سال پيش كه در آن صراحتا علاقه ام به اين بحثها درج شده بود ( قبل از اينكه اصلا دوره كارآفريني در ايران تشكيل شده باشد ! و اين كارت را دكتر سر كلاس كامل خواندند براي همه !...) . خودم فكر مي‌كردم سابقه اين كار از من به همين 3 سال برمي‌گردد . ولي با ديدن يك كارت قديمي‌تر از كارتهاي ويزيت خودم ( كه هر چند سال تقريبا يك مورد داشته‌ام ) كه مربوط بود به سال 1379 ، در كمال ناباوري ديدم كه من در اين كارت هم در ليست موارد مندرج در كارت از عبارت كارآفريني استفاده كرده‌ام و اين برايم خيلي خاطره انگيز شد .
اين كه من از 7 سال پيش ( كه شايد اين كلمه تازه - در ايران البته ، چرا كه در ساير كشورها مخصوصا هند و ... از شايد بيش از يك قرن پيش در اين مورد كلاس و سازمان و سابقه دارند - رايج مي‌شد ) دنبال كارآفريني بوده‌ام تا حالا رسيده‌ام به اين مرحله . پس اين هم يك نكته اثباتي ديگر كه نشان مي‌دهد من براي تاييد حرفها و ادعاهايم مدرك قديمي‌تر و مسندي دارم . مطمئنا در آن زمان هيچ يك از دانشحويان هم‌دوره‌اي فعلي من در اين وادي نبوده‌اند ! چرا كه اكثرا در آن زمان هنوز دانش‌اموز دبيرستان بودند و در روحيات اين سنين ....
البته اين كه افرادي بسيار جدي‌تر و زرنگتر از من در اين دوره هستند اصلا شكي نيست . چون من اصلا وقت كار جدي روي اين دوره را ندارم . البته سعي خواهم كرد تا همانند كل دوران تحصيل قبلي خود جزو نفرات 10% بالاي گروه باشم .
كسي حرفي دارد !؟ آي نفس كش .... . شوخي كردم بابا .
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 20:22 |
اوضاع لحظه به لحظه داره بدتر ميشه . هم براي من و هم براي بقيه . براي من يكي بيشتر و بدتر چون وضعيت و شرايطم خيلي با بقيه فرق داره . جدي جدي اين اساتيد انتظار معجزه از ما دارند . از مايي كه هنوز نمي دانيم براي شب جايي براي ماندن خواهيم داشت يا نه بايد سرگردان اين تهران باشيم . از مايي كه هنوز برنامه درست و حسابي و قطعي مان مشخص نشده و هي برنامه ها عوض ميشه و كنسل ميشه و ... . يك كلاسي هم كه تشكيل بشه اونقدر تكليف مي ريزند سر دانشجو ( كه البته شايد حق داشته باشند و بالاخره دوره ارشد هست و ... ) منتها اينكه در ترم اول 20 واحد به دوره ارشد بدهي و همه هم اجباري خوب كم لطفيه شديد هستش به نظر من . هر چند من خيلي عجله دارم و مشكل زياد دارم ولي اين قدر كار هم براي يك ترم به نظرم قابل انجام نيست و بايد فقط روزي 10-12 ساعت روي پروژه هاي اساتيد كار كني تا به نتيجه برساني . مگر ما كار و زندگي نداريم آخر ؟
فعلا كه قاط زدم و با بررسي ساير مشكلات فعلي و پيش بيني آينده ، در حال برخي تصميم گيريها هستم كه شايد خيلي بد باشند !!!...... ولي نمي دانم چه خواهد شد . 
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 11:27 |
باز ديشب با كلي دردسر و با كلي تاخير در راه بودن و صبح درست در آخرين دقايق كلاس اول رسيدم سر كلاس و به خداحافظي استاد مربوطه . راستش اين دفعه آنقدر اعصابم در بين راه داغون شده بود كه ....
بعد هم كلاس رفتار سازماني تشكيل شد و بعد از نهار كلاس مديريت استراتژيك كارآفريني تشكيل نشد و دو ساعتي خالي داشتيم . تازه يادم آمد كه دانشكده سايت اينترنتي دارد و پس از نصب شبكه وايرلس لپ تاپم كه تا كنون ازش استفاده نكرده بودم حالا خستگي اين چند ساعت درآمد و داريم مثلا كار مي‌كنيم آنهم با شبكه وايرلس كه اعتراف مي‌كنم براي اولين بار بود از اين سيستم استفاده مي‌كنم .
البته هنوز شديدا خسته‌ام و خيلي داغونم از همه لحاظ . اينكه ديشب چطور از خانواده جدا شده‌ام و اينكه دو روز بعدي را چگونه بايد تحمل كنم خدا مي‌داند .
شايد اين پست رو زودي پاكش كردم ولي خوب اولين گزارش زنده بود از دانشكده كارآفريني . فعلا خداحافظ .

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 16:52 |
با سپاس از نظرات همه دوستان در مطالب قبلي . راستش با توجه به اينكه كنكور ارشد امسال 3 هفته ديگر برگزار مي‌شود ( به لطف برف و سرماهاي اخير ! ) سوالي براي من پيش آمده كه از آموزش دانشكده هم يكبار پرسيدم جواب نگرفتم .
با توجه به اينكه ما دوره شبانه قبول شديم و براي كنكور امسال هم قبل از اعلام نتايج ثبت نام كرده بوديم آيا مي‌توانيم در كنكور شركت كنيم و مثلا اگر زد و قبول شديم و روزانه هم قبول شديم آيا اين قبولي قبول است !؟
يعني مي‌شود براي مثال 20 واحدي كه فعلا داريم را قبول بكنند و بقيه را در صورت قبولي به صورت روزانه ادامه بدهيم در سال بعد !‌ چه مي‌شود اگر قبول شويم و قبول كنند كه قبول شديم ! من كه از مطالعه دفترچه كنكور در اين مورد به نتيجه نرسيدم . اگر كسي اطلاعاتي در اين زمينه دارد بفرمايد .

و اما تبريك نمي‌گين ؟: روز جمعه 12 بهمن اولين سالروز تولد دخترك نازنين من هديه خانم است كه اين روزها بسيار شيطان شده است . منتها مجبورم اين شب را در راه تهران باشم . چه غم انگيز .
خوب اگر بگويم روز دوشنبه 15 بهمن هم ششمين سالروز تولد پسر عزيزم عليرضا هست چه مي‌گوييد ؟ تازه اين روز هم در راه برگشت از تهران خواهم بود . باز چه بدشانسي !
خوب مجبورم روز 16 بهمن براي هر دو يكجا تولد بگيرم . مي‌بينيد من در چه شرايطي هستم و با چه علاقه‌اي به دنبال كسب علم و دانش هستم . جوانهاي عزيز قدر جواني‌ خود را بدانيد . تا مثل من سر پيري ياد معركه گيري و درس خواندن نيفتيد !

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 و ساعت 0:49 |
با سپاس از لطف همه دوستان به خصوص تيستو و حسام و محمد و ... . روز شنبه كه ديروز باشد بالاخره طبق اعلام رسمي كار دوره ارشد مثلا شروع شد . البته اينكه من چطور رسيدم تهران و بعد از كجا و چگونه رسيدم به دانشكده و در طول روز هم چه اتفاقاتي برايم افتاد ( كه البته همه بد بودند ! ) و شب چطور برگشتم به شهر خودم ..... همه اينها بماند براي يك وقت ديگر .
ساعت 7 صبح شايد زودتر از همه كارمندان خود دانشكده ! رسيدم و بعد از مشاهده برنامه كلاسي حدود ساعت 7:10 كلاس ارشد را من افتتاح كردم در اطاق 105 . اين 105 هم برايم خيلي جالب است و عدد عجيبي براي من است . حالا بعدا ميگم چطور .
يكساعت بعد يعني حدود 8:10 نفر دوم و بعد چند نفر ديگر وارد شدند و حدود 8:30 با حضور حدود 20 تن از دوستان اولين كلاس با تدريس خانم دكتر عسگري ( درس روشهاي تصميم گيري ) شروع شد . البته آماده نبودن پروژكتور و معطلي طولاني اوليه و ... در همان شروع يكم آبروريزي ايجاد كرد !
از روش تدريس و اخلاق هم اين استاد خانم و هم استاد بعدي ( جناب آقاي دكتر مباركي در درس رفتار سازماني ) كه كلاسش از 10 تا 11:40 تشكيل شد انصافا خيلي خوشم آمد . هر دو عين روش تدريس من ، آرام و خيلي يواش صحبت مي‌كردند و من خودم اين مدلي درس مي‌دهم تا دانشجو حواسش دقيقا متوجه مدرس باشد .....
البته از نظر علمي هم مشخصا وارد هستند و اميدوارم واقعا دوره خوبي داشته باشيم و بقيه اساتيد هم اينگونه باشند .
كلاس دوم ماشاءا.. بيشتر دوستان دودره كردند و فقط 7 نفر مانده بوديم ! بعدش هم كه كلا تعطيل شد كلاسها و ماند براي همان هفته بعد كه از اول هم بايد اينطور مي‌شد .
البته آمدن من به تهران يك دليل ديگر هم داشت كه يكي يك مصاحبه كاري ( با يك شركت هولدينگ داراي زير مجموعه‌اي با 15 شركت بزرگ و معروف !) بود . جالبه نه !؟ من با اين همه مشغله و گرفتاري تازه دنبال كار هم هستم . البته پس از يكساعت مصاحبه با مدير مربوطه آنچنان رقمي گفتم براي پايه حقوق مورد انتظار كه كمي برايشان بعيد آمد ! خوب ديگر اگر قرار است من وقت خود را جايي بدهم بايد برايم ارزش داشته باشد و بصرفد . حالا اين مهم نيست . مهم ادامه مطلب است ....!
برداشت من از محيط دانشكده كارآفريني :
محيطي كاملا دوستانه ، كوچك ! ( كه اين كوچكي خودش مايه صميميت بيشتر مي‌شود ) ، كارمنداني به نظر من جالب و خوش برخورد ، رييسي بسيار معروف در خوش اخلاقي و ارتباط ( كه من يك نمونه‌اش را در همان نوبت قبلي در ديدار با ايشان تجربه كردم ، منظورم جناب آقاي دكتر رضوي است ) ، سالن غذاخوري كوچك و خيلي خودماني ( شبيه يك غذاخوري داخل منزل ! و جالب ) ، محوطه‌اي كاملا نو و بديع براي يك دانشكده در ايران ! ، منظورم را آنهايي كه آمدند و ديدند و دانشكده‌هاي ديگر را هم ديده‌اند مي‌فهمند ، كلاسهايي شيك و نو با امكانات روز ، اساتيدي خوب و خوش كلام و به نظر قابل اتكا و با تجربه ( البته هنوز بقيه را نديده‌ايم ولي مشت به نظر نمونه خروار مي‌آيد ( در مثل كه مناقشه نيست ؟!‌)) .
دوستان هم دوره‌اي اما ( كه به نظر تعدادي هنوز نيامده بودند ) : برخي‌ها كمي فعلا بي‌خيال و هنوز در قيد و بند دوران كارشناسي ! - كه به نظر من بايد از آن جو خارج شوند - به خصوص چند نفري كه من طبق توان پيش بيني و روان‌شناسي رفتار و برخوردي كه تجربه كرده‌ام خودم ، فكر مي‌كنم براي اين دانشكده و اين رشته ساخته نشده اند متاسفانه و اميدوارم متوجه رشته انتخابي خود بشوند و حواسشان جمع باشد . البته يكي دو نفري هم از همان جلسه اول نشان دادند كه زرنگ و درس خوان تشريف دارند و اين براي آنهايي كه مي‌خواهند رقابت كنند خوب است ، من البته دوست ندارم .
در هر حال براي من مشكل خوابگاه فعلا حل نشد و ماند براي نوبت بعد و اين معضل اگر حل نشود خيلي مشكل ساز خواهد شد براي من يكي ، خيلي . بقيه موارد را در هفته بعد ببينيم چه خواهد شد .
اين بود انشاي من از روز اول دانشگاه ! اميدوارم خوشتان آمده باشد .
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت 14:44 |
بار اول حدود 20 سال پيش بود . يعني وقتي دوره راهنمايي بودم . جمعه روزي در پياده رو از يك دستفروش يك كتاب دست دوم خريدم در قطع جيبي به نام آيين زندگي به مبلغ 5 تومان ! آره يادم هست 5 تومان دادم . آن كتاب را خواندم و آن كتاب باعث شد به نوشتن دفتر خاطرات روزانه روآورم كه از سال 1369 شروع شده و كماكان به نحوي ادامه دارد . آن كتاب باعث شد به حساب و كتابهاي روزانه خود دقيقتر باشم . هر چند در ان زمان كل مخارج ماهانه من بيشتر از 100 تومان نمي‌شد ! ( آخر همه اين موارد را الان مكتوب دارم ، آنچه در روز خاص انجام دادم و هر آنچه خرج كردم و ... !!) و كلي آغاز هاي ديگر .
روزگار گذشت و حدود 15 سال از آن تاريخ گذشت و رسيدم به سال 1383 . در اين زمان من آموزشگاه كامپيوتر داشتم و روزگارم بد نبود . يك كتابخانه كوچك داشتم و خوش بودم . تا اينكه در كتابفروشي همكارم بار ديگر اين كتاب را ديدم . اين بار ديگر نسخه نو‌يش را خريدم باز در قطع جيبي و اين بار 600 تومان . بار ديگر اين كتاب را از اول تا آخر خواندم . اين بار 2 كتاب ديگر از همين نويسنده را نيز خريدم در همان سبك : آيين سخنراني و آيين دوست يابي . خواندن مجدد كتاب اول و دو كتاب بعدي بار ديگر جرقه و حرارتي در من ايجاد كرد كه اين بار نيز شروع به فعاليتهاي مثبت جديدتري كردم و بار ديگر ميتوان گفت تغييرات عمده در زندگي من كم كم شروع شد . اين كه پس از 6-7 ماه بعداز ان تاريخ زدم و آموزشگاه خودم را تعطيل كردم و چسبيدم به كتاب . تا آن زمان فقط يك كتاب نوشته بودم ولي چون عشق اصلي من خواندن و نوشتن بود تصميم گرفتم به همين كار بيشتر بپردازم . اين بار پس از يكسال خودم مجوز موسسه انتشاراتي گرفتم و حال يكپا نويسنده ام و كلي هم طرح براي مجموعه ها و عناوين جديد براي كتابهايم دارم . تا چه شود .
حال بار ديگر و اين بار 5 سال بعد از آخرين نوبت از 3-4 روز پيش شروع كردم به مطالعه مجدد اين كتاب . باور كنيد همه مطالبش برايم تازه مي‌نمايد و جذاب . البته بسيار آموزنده . به نظر من هر آنچه نويسندگان موفقيت در هزاران كتاب موجود مي خواهند بگويند نويسنده اين كتب آنها را در حدود 70-80 سال پيش يا شايد هم بيشتر قبل گفته است . آنهم به زبان بسيار ساده و تماما با مدرك مستند .
به اين نكته رسيدم كه براي اينكه نگران نباشيم ( كه عمده مشكلات ما از اين نگراني هاي الكي است ) بايد خود را مشغول كنيم . به هر كاري كه سرگرممان كند . از كارهاي منزل گرفته تا هر سرگرمي ديگر . حالا هم دارم همين كتاب را ادامه مي‌دهم و بعد از آن 2 كتاب ديگر را هم براي چندمين بار خواهم خواند .
حال پيشنهاد مي‌كنم شما هم حتما اين سه كتاب را بخوانيد . ترجمه هاي زيادي شايد در بازار داشته باشد ولي آنچه من مي خوانم و نسخه جيبي آنها ميباشد از انتشارات پيمان هست با ترجمه خانمها جعفري و ريحاني . اين سه كتاب را حتما حتما بخوانيد و با خود داشته باشيد اگر دوست داريد به نتيجه برسيد . اين كتابها دو بار در قبل و ظاهرا براي بار سوم ! مي‌خواهند مسير زندگي مرا عوض كنند . آخر از 2-3 روز پيش نيروي جديد در خود حس مي‌كنم و انگيزه ام بيشتر شده است و نتيجه اش به زودي نمايان خواهد شد .
اما اگر گفتيد نويسنده اين كتابها كيست ؟ ديل كارنگي معروف . اگر بدانيد كه اين نويسنده از 1888 تا 1955 مي‌زيسته آنوقت مي فهميد اين كتابها چه قدمتي دارند ، ولي در عوض چقدر به روز هستند و براي هميشه دوران به درد خور هستند .
پس حتما اين كتابها را بخريد و بخوانيد و تاثيري كه در شما مي‌گذارد را براي من و ديگران بيان كنيد . موفق باشيد.

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 18:35 |

نمي‌دانم من زياد سخت مي‌گيرم يا علاقه شديد من به دانستن همه چيز ! باعث اين مشكل ميشه . نوبت قبل گفته بودم كه شديدا غرق در اينترنت هستم . هنوز هم اين غرق شدگي ادامه دارد . اين علاقه من به اينكه بخوانم و بدانم از كلي سال پيش بوده و شايد خيلي در اين مورد گفته‌ام . ولي ديگر دارم قاطي مي‌كنم ها.... !!!

وقتي اينترنت را مي‌گردي و وقتي كمي حرفه‌اي تر نگاه مي‌كني ( منظورم خارج شدن از مفهوم چت و جوك و سرگرمي و ... اينترنت هست ) آنوقت است كه مي بيني اي دل غافل . دنيا دست كيست و چه خبرها و قدرتهاي جديدي هر روز از اين اينترنت به وجود مي‌ايند و استفاده مي كنند و هم پولدار ميشوند و هم معروف . آن وقت ما فقط داريم در كارهاي روزمره خود پر و بال مي زنيم !

شايد من زياده جدي گرفتم ولي چكار كنم كه اقتضاي كارم اين است . خوشبختانه اين روزها هم كار خاصي ندارم مثلا ! جز اينكه همينطور پشت كامپيوتر بنشينم و وبگردي كنم .( البته همزمان مدير ،‌آبدارچي ، بازارياب ، حسابدار ، انباردار ، منشي ، طراح و همه كاره انتشارات كهكشان دانش هستم و يك فروشگاه اينترنتي و يك سايت بزرگ و متنوع رو بايد آپديت كنم و سفارشاتش رو بسته بندي كنم و هنوز دوره ارشد فعلي‌ام رو تمام نكردم و يك درسش مانده و بايد بر روي آن كار كنم و هر روز به كلي تلفن مشاوره بدهم و خانواده رو اداره كنم و به فكر كتابهاي جديدم باشم كه بايد نوشته شوند و به فكر صدها كتاب خواندني اي ‌باشم كه خريده‌ام ولي فرصت ندارم بخوانمشان و افسوس مي‌خورم، به كلي ايده كارآفرينانه پول ساز كه دارم ولي نفر و وقتش رو ندارم غصه بخورم ! و .... !!! كارآفريني رو داريد !؟ ) ، حالا اينكه يك خانواده ۴ نفري با كلي مخارج رو چگونه مي گردونم بماند ! كار من مثلا نويسندگي است و بايد كتاب جديد از آنهايي كه هي قولش را به خوانندگانم مي دهم را بنويسم ولي حيف كه تشنگي براي دانستن نمي گذارد كار اصلي ام را انجام بدهم !

نظر شما چيست ؟ من در كتاب اينترنت ايراني خود ، كه شنيده‌ام در برخي دانشگاهها هم به عنوان كتاب درسي تدريس مي‌شود ، حدود ۲ سال پيش مطالبي را آموزش دادم و خيلي هم طرفدار پيدا كرد كه در اين مدت ۴ بار هم چاپ شده و حالا بايد ويرايشش كنم . ولي اگر بخواهم تنها به تغييرات جديد اين مدت اشاره كنم حجم كتاب بايد لا اقل ۳-۴ برابر بشود . اگر هم چيزي نگويم دلم راضي نمي‌شود . مانده ام ! از طرفي هم براي گذران روزها بايد بالاخره كتاب جديدي كار كنم .

از طرفي ۲ هفته ديگر كلاسهاي دانشگاه شروع مي شود و بايد هفته اي ۳ روز را در تهران باشم و ۴ روز را به شهر خودم برگردم . اينطوري ۲ شب در هفته را هم بايد در ماشين بگذرانم !‌ خيلي سخت خواهد بود ولي دارم خودم را آماده مي‌كنم . اميد دارم كه روزي اين زحمات نتيجه خواهد داد .

حالا منظورم از اين همه درد دل چي بود ؟ از دوستان عزيزي كه همراه هستند نظر مي‌خواهم . به نظر شما آيا بي خيال دانستن اين چيزها بشويم و سرمان را در برف كنيم و خود را به نديدن بزنيم ؟ يا نه بايد جلو برويم و همه مشكلات را تحمل كنيم . آيا اينكه من همزمان در چند جبهه ! دانش ( مديريت ، كامپيوتر ، روانشناسي ، كارآفريني و فيزيك ( كه مثلا ليسانسش رو ۱۰ سال يش گرفتيم ) ) مي‌خواهم آپ تو ديت باشم خوبه يا وقت تلف كردنه ؟

فكر مي‌كنيد در دانشكده كارآفريني كه ما دانشجويان ارشدش خواهيم بود ! چند نفر از دوستان هم فكر من خواهند بود كه حداقل كمتر احساس غربت بكنم ! آخر بزرگترين درد و مشكل من در سالهاي اخير در زندگي ام اين بوده كه هيچ همفكر و هم‌علاقه به علم و دانش و هم عقيده اي نداشته ام تا بتوانم كمي ياهاش درددل كنم ! بد دردي است نه ؟ دارم مي‌پوكم ها ! از درد تنهايي فكري .....

كسي هست با من هم عقيده و هم فكر باشد و اندازه من ( به اندازه‌اي كه از ۲۴ ساعت شبانه روز ، غير از ساعات خوابيدن - كه براي آن هم يك ايده خوب دارم و اگر كسي بتواند آن ايده را عملي كند ، اصلا نمي‌خوابم !!!! - ۸۰٪ مانده روز در حال خواندن يا نوشتن يا گوش كردن به فايلهاي صوتي سخنرانان بزرگ خارجي يا وبگردي يا ديدن برنامه‌‌هاي آموزشي باشد ! ) به دانستن علاقه داشته باشد ؟

هم مرامي مي‌خواهم واقعي تا كمي آرام شوم . ببخشيد زيادي سرتان را درد آوردم . چكار كنم كه وبلاگ را اختراع كرده‌اند براي اين جور حرفها ديگر ....

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 21:31 |
اين برف و سرما بالاخره كار دست همه داد . براي اونهايي كه براي كنكور ارشد امسال ثبت نام كرده بودند يك  خوبي داشت و ان هم اينكه كنكور به جاي 10 بهمن به اويل اسفند يعني با سه هفته تاخير منتقل شد . البته من هم در اين كنكور ثبت نام كرده ام ولي هنوز شروع به مطالعه نكرده ام !! ( البته ظاهرا اگر هم شركت كنم و قبول شوم بي فايده است ! چون امسال ثبت نام كرده ام ! البته بعيده شركت كنم ) در هر حال اگر براي در پيش بودن كنكور فرصت كم داشتيد فعلا 3 هفته ديگر برايتان جايزه داده شد . بريد حالش رو ببريد . موفق باشيد .


+ نوشته شده توسط خليل رضوي در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 23:13 |
چند روزي است كه صبح تا شب ( بعضا بدون خواب شبانه و تا 8 صبح روز بعد !!! ) غرق در اينترنت هستم . هم مطالبي به سايت رازدانش خودم  اضافه مي‌كنم تا غني تر شود ( كه بيشتر  در زمينه كارآفريني و موفقيت و مديريت هستند ، ‌بر خلاف مطالب قبلي كه عمدتا كامپيوتري بودند ، و اين بدليل ورود جدي و رسمي به عرصه كارآفريني است ) و هم  از امكانات و اخبار جديد كاربردي اينترنت و برخي سايتهاي كارآفريني لاتين باخبر مي‌شوم . هم كلي كتاب الكترونيك ( هزاران عنوان ) را دانلود كرده ام تا  در كنار كتابخانه بزرگ چاپي خودم ( با بيش از 3000 جلد كتاب مديريت و موفقيت و ... ) منبعي براي پروژه هاي آتي خودم داشته باشم .
حال وقتي هر بار با گيجي و افسوس از اينكه من با اين همه ادعا هنوز از برخي امكانات جديد اينترنت خبر ندارم يا بلد نيستم و افسوس بيشتر از اينكه با هر جواني كه برخورد مي‌كني مي‌گويد كار نيست ! ( در حالي كه به نظر من،  ببخشيد ها ، عرضه كار كردن ندارند برخي ها ! ) به بن بست مي‌رسم .
راستش كلي طرح جديد ( شايد تكراري ولي با نوآوريهايي كه هيچ كس نكرده است ) در روي كاعذ دارم كه براي انجامشان نياز به كمك افرادي با افكار مشابه خودم دارم . افرادي كه كارآفريني و انديشه نوآورانه رادوست داشته باشند و البته بتوانند با نيت خالص و نه فقط براي پول ( به موقع پول كافي هم خواهد داشت ) تلاش كنند .
در شروع دوره دانشكده جزييات اين طرحها را براي همكاران خود به صورت حضوري معرفي خواهم كرد . از همين حالا براي انجام اين پروژه هاي كارآفرينانه و البته سودآور نياز به همكاري شما دوستان عزيز را اعلام مي‌كنم . اگر دوستي مي خواهد با من در اين زمينه ها همكاري كند اعلام نمايد . مطمئن باشيد همكاري با بنده براي هر كسي كه اين انديشه را داشته باشد بسيار جالب خواهد بود . تنها پيش نياز همكاري در طرحهاي بنده آشنايي كافي با كامپيوتر و اينترنت و انديشه خلاق و كمي صبر و حوصله و پشتكار است . كسي هست ؟
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 14:18 |
خوب شد پا نشدم بيام تهران ! الان تماس گرفتم گفتند انتخاب واحد مونده 22 تا 25 دي و چون براي ترم اول همه واحدها اجباريه پس خودشون انتخاب واحد مي‌كنند ! ( قبلا گفته بودم ديگه ) . خوبيش اينه كه خانم مسئول گفتند شما مي‌تونيد همان روز 6 بهمن كه براي كلاس مي‌اييد برگه انتخاب واحد رو امضا بكنيد و نيازي نيست فعلا فقط براي انتخاب واحد بياييد .
ايول . اگر پشيمون نشوند يك سفر براي من صرفه جويي مي‌شود و كلي كاراي عقب افتاده‌ام رو تو اين زمان انجام مي‌دهم . البته براي حصول اطمينان كافي يكبار ديگه بايد از مسئول ويژه آموزش دانشجويان ارشد بايد بپرسم .
خبر خوبي بود ؟

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 12:29 |
چه خبر از دانشكده ؟ اي آنهايي كه رفتيد و انتخاب واحد كرديد ، چه خبر ؟ مگر قرار نشد هر كس هر خبر و رويداد جديدي را شنيد و ديد به اطلاع بقيه برساند ! من كه نرسيدم امروز بيايم و همانطور كه گفته بودم ماندم تا دوشنبه صبح در تهران باشم . نمي دانيد چقدر دلم لك زده براي ورود به دانشگاه .
شايد برخي ها بگويند كه نديد بديدم . ولي اگر شما هم روحيه مرا داشتيد بدتر از من عجله داشتيد . البته براي برخي مسايل هنوز خودم را آماده نكردم ولي براي حضور در دانشكده اي كه تازه تاسيس شده و اولين دوره‌اش ما خواهيم بود خيلي عجله دارم . تازه آنقدر طرح از همين حالا براي دانشكده و اساتيد !  و دانشجويان دارم كه اگر پايم برسد و جاي پايمان محكم شود مطرح خواهم كرد ! مي‌گيد خيلي با سرعت دارم ميرم ؟ خوب خواهيد ديد . روز اول شروع كلاسها با من بيشتر آشنا خواهيد شد . كمي صبر كنيد . هر كس خبر جديدي دارد بگويد . ممنون .
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 22:31 |

دوستان همانطور كه گفته بودم من سايت ديگري دارم به نام رازدانش . يك بخش از اين سايت با چندين مجموعه مطلب در مورد كسب و كار و تجارت و كارآفريني مي‌باشد كه سعي مي‌كنم هر روز مطالب خواندني جالبي در آن قرار دهم . اگر خواهان مطالبي در باب كارآفريني هستيد به اين بخش سر بزنيد:

مطالب كارآفريني در سايت رازدانش

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 22:36 |
صبح زنگ زدم دانشكده . گفتند كلاسها از 6 بهمن شروع ميشه ! من كه تعجب كردم . مگر برنامه عمومي دانشگاهها از 23 بهمن شروع نميشه . باز برنامه هام به هم ريخت . تازه به خاطر يك درس روز يكشنبه من مجبور خواهم بود تا دوشنبه بمانم و كلي دردسر بكشم . كاش برنامه دوشنبه رو به يكشنه منتقل ميكردند تا كار من راحت تر ميشد . اينجوري مجبورم يه جورهايي با برخي ها كنار بيام تا فقط روزهاي شنبه رو بيام .
آخه من كه درسهاي دوشنبه رو خودم قبلا پاس كردم . منتها چون رشته ليسانسم ساير رشته ها ! بوده اين برنامه رو دادند . من از همين حالا برنامه دارم تا ترم اول 20 و ترم دوم 14 تا و ترم سوم 8 تا بردارم تا با 14 واحد جبراني و 28 تا اصلي بشه 42 تا و پايان نامه بماند براي ترم 4 . البته اگر همه امور طبق برنامه و بدون اتفاق خاصي پيش برند و مشروط نشيم !
‌آخ خ خ  كه من چقدر كار دارم و فرصت ندارم . قدر  آزادي تون رو بدونيد دوستان من . روز هاي شنبه 5 تا كلاس از 8 صبح تا 7شب يكسره !  و دوشنبه 4 تا كلاس !!! چه شود . 
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 11:36 |

بسم الله الرحمن الرحيم
نقش شايسته كارآفريني و تاثير آن در رشد و توسعه اقتصادي ، رقابت، شغل آفريني، اشتغال‌زايي پايدار، استقرار و توسعه عدالت اجتماعي ، حضور گسترده و فعال در بازارهاي جهاني ، فقرزدايي و افزايش اميد به زندگي ، شاد زيستي و ساير آرمان‌هاي اجتماعي بر كسي پوشيده نيست.

دستاورد راهبردي سياست كارآفرينانه، دو پيامد مهم ايجاداشتغال و ايجاد رفاه است كه اين دو با هم در خدمت توسعه اجتماعي خواهند بود.

از سوي ديگر، تحولات و دگرگوني‌هاي شگرف و عظيمي كه به دليل رشد فزاينده افزايش دانش،صنعت و فناوري در زندگي نوع بشر رخ داده موجب شده تا كشورهاي مختلف راهكارهاي مناسب و موثري را براي بهره‌گيري هر چه‌بيشتر از اين تحولات بيابند و به كار بندند.

انديشمندان و خردورزان كارآفريني رااز مهمترين اين راهكارها دانسته‌اند كه در جهان كنوني مورد توجه بسياري از كشورها قرار گرفته است.

دستيابي به اهداف آرماني سند چشم انداز ‪ ۲۰‬ساله جمهوري اسلامي ايران و نيز تحقق كامل اهداف برنامه‌چهارم توسعه و شعارهاي ‪ ۴‬گانه دولت نهم (عدالت گستري ، خدمت به بندگان خدا ، مهرورزي و تعالي و پيشرفت مادي و معنوي ) مستلزم توسعه فرهنگ و دانش كارآفريني به عنوان عامل و محرك اصلي است.

گسترش فرهنگ كارآفريني و توسعه كسب و كار ، ارزش آفريني ، توليد و توسعه خدمات و محصولات ارزشمند بيش از هر جا، زيبنده و شايسته جامعه اسلامي است .

از اين رو لازم است براي توسعه كارآفريني در سطح ملي ، نسبت به موارد ذيل اهتمام جدي به عمل آيد:
‪ -۱‬شناسايي و استفاده از ظرفيت‌هاي كارشناسي كشور در قالب الگوهاي سازماندهي خبرگان ملي به منظور شناسايي دورنماها، چالش‌ها ، استراتژي ها و اهداف استراتژيك توسعه فعاليت‌هاي كارآفريني در كشور.

‪ -۲‬تدوين سند ملي توسعه كارآفريني در قالب لوايح قانوني.

‪ -۳‬توسعه انواع كارآفريني فردي ، سازماني ، عمومي ، اجتماعي به ويژه فعاليت‌هاي كارآفرينانه بخش خصوصي به عنوان استراتژي توسعه ملي.

‪ -۴‬طراحي و بكارگيري هوشمندانه نظام‌هاي سنجش و توسعه كارآفريني و ارزشيابي محيط كارآفريني در كشور به منظور هدايت اثر بخش استراتژي‌ها و سياست‌هاي توسعه كارآفريني .

‪ -۵‬توسعه نهادهاي آموزشي - پژوهشي توانمند براي توسعه كارآفريني در كشور.

‪ -۶‬جهان آموزش عالي پس از دو انقلاب بر محور آموزش و پژوهش ، اكنون انقلاب كارآفريني را فرا روي خود دارد و در انقلاب كارآفريني ماموريت دانشگاه‌ها ايفاي نقش در توسعه اقتصادي - اجتماعي كشور است.

اينك كه ظرفيت‌هاي آموزش عالي كشور به حد نياز نزديك مي‌شود ، رويكرد آموزش عالي بايد به تربيت دانش آموختگان توانمند و متناسب با نيازهاي بازار كار و كارآفريني باشد.

دانشگاه‌ها بايد با مطالعه بازخور فعاليت‌هاي خود هر چه بيشتر توسعه كارآفريني را بين دانشجويان و اعضاي هيات علمي مورد توجه قرار دهند و بخش مهمي از تحقيقات دانشگاهي را در خدمت نيازهاي اقتصادي - اجتماعي جامعه قرار دهند.

حركت به سوي دانشگاه كارآفرين، رويكرد نوين آموزش عالي.

‪ -۷‬وزارت علوم با بهره‌گيري از قابليت‌هاي دانشكده كارآفريني دانشگاه تهران ، هر چه سريع تر برنامه‌هاي مربوط به ايجاد رشته‌ها و گرايش‌هاي كارآفريني را در مقطع كارشناسي ارشد و دكترا براي دانشگاه‌ها تدوين نمايد.

به طوري كه درآينده هر دانشگاه متناسب با نيازهاي توسعه كشور و استان و بر اساس مزيت‌هاي موجود در دانشگاه رشته تخصصي كارآفريني خاص خود را اجرا نمايد.

‪ -۸‬دستگاه‌هاي دولتي مسوول بخش‌هاي اقتصادي - اجتماعي در حوزه فعاليت خود امكانات رشد كسب و كار را براي دانشجويان كارآفريني فراهم نمايند تا در آينده شاهد تاسيس شركت‌هاي دانش محور در بخش‌هاي مختلف كشور باشيم .

‪ -۹‬وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري ، فرآيند توسعه كارآفريني در دانشگاه‌ها را تسريع و تسهيل نمايد به طوري كه دانشگاه‌هاي فني و صنعتي به محل توليد و فناوري و نوآوري تبديل شوند و دانشجويان بر اساس مسايل واقعي جامعه آموزش ببينند و درصد بالايي از دانش آموختگان دانشگاه‌ها ، شركت دانش محور تاسيس نمايند .

اين جانب همكاري وزارتين كار و امور اجتماعي و علوم،تحقيقات و فناوري را در تاسيس دانشكده كارآفريني دانشگاه‌تهران به عنوان قطب علمي كارآفريني ارج مي‌نهم و انتظار دارم با مساعي دانشگاه تهران ، هر چه سريع‌تر برنامه توسعه دانشكده كارآفريني براي ايفاي نقش ملي براي اينجانب ارسال شود.

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 20:40 |

مراسم رسمی گشایش دانشکده کارآفرینی با حضوررییس محترم و هیأت رییسه دانشگاه تهران، «وزیر محترم کار و امور اجتماعی»، «وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری» و «قرائت پیام رییس جمهور محترم جناب آقای دکتر احمدی نژاد»، اساتید محترم دانشگاه تهران، کارآفرینان برگزیده کشور و دانشجویان کارآفرینی، تعدادی از مسئولین کشور و نمایندگان مجلس شورای اسلامی روز سه شنبه 11/10/86 ساعت 5 عصر در تالار اجتماعات دانشکده فیزیک دانشگاه تهران واقع در انتهای خیابان کارگر شمالی برگزار می‌‌شود.

دانشگاه تهران، با حمایت وزارت علوم، تحقیقات‌‌ و فنّاوری و هم‌اندیشی کارشناسان و همکاری بی‌دریغ وزارت کار و امور اجتماعی اقدام به تأسیس نخستین دانشکده کارآفرینی در کشور نموده است.

تأسیس این دانشکده، با توجه به سند چشم‌انداز بیست‌ساله‌ی جمهوری اسلامی ایران که در آن بر فعالیت­های دانش‌بنیان، تاکید بسیار شده است و همچنین در جهت تأمین نیازهای تخصصی برنامه‌ی چهارم توسعه‌ی کشور، آموزش دانشگاهی مهارت‌های کسب‌وکار و کارآفرینی در کشور، مورد توجه دانشگاه تهران قرار گرفت. هم اکنون رشته‌ی مدیریت کسب و کارهای کوچک در مقطع کارشناسی و رشته‌ی مدیریت کارآفرینی با سه گرایش کارآفرینی در بخش عمومی، کارآفرینی سازمانی و کسب و کار جدید در مقطع کارشناسی ارشد، دانشجو می‌پذیرد. این دانشکده در صدد است، با همکاری چند دانشگاه بین المللی، دوره‌ی دکتری کارآفرینی را نیز در دانشگاه تهران راه­اندازی نماید. دانشکده کارآفرینی در حال حاضر نماینده جمهوری اسلامی ایران در دیده بان جهانی کارآفرینی«GEM» است.

مراسم رسمی گشایش این نهاد نوپا با حضوررییس محترم و هیأت رییسه دانشگاه تهران، «وزیر محترم کار و امور اجتماعی»، «وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری» و «قرائت پیام رییس جمهور محترم جناب آقای دکتر احمدی نژاد»، اساتید محترم دانشگاه تهران، کارآفرینان برگزیده کشور و دانشجویان کارآفرینی، تعدادی از مسئولین کشور و نمایندگان مجلس شورای اسلامی روز سه شنبه 11/10/86 ساعت 5 عصر در تالار اجتماعات دانشکده فیزیک دانشگاه تهران واقع در انتهای خیابان کارگر شمالی برگزار می‌‌شود.


     

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 13:25 |
زنگ زدم دانشكده و برنامه اي كه به من دادند براي ترم اول گرايش عمومي ، ماشا ا... خيلي كمه! 20 واحد براي دوره كارشناسي ارشد ! اونهم براي ساير رشته ها 14 واحدش دروس جبراني هستش. البته بگذريم كه من تقريبا همه اين درسها رو قبلا خوندم ولي مجبور خواهم شد دوباره بخونم . و نيز به احتمال بيش از 90% من نخواهم توانست از اين نيمسال بيايم سر كلاسها و با صحبتي كه با آقاي دكتر رضوي داشتم مجبورم مرخصي بگيرم و بمانم براي مهر آينده . به هر حال برنامه فعلي 3 روز در هفته هست و فعلا به شرح زير معين شده است :
شنبه
8-10 روشهاي تصميم گيري
10-12 رفتار سازماني
17-19 حقوق بازرگاني
يكشنبه
10-12 بازريابي


دوشنبه
8-11 تئوري مديريت
11-12 بازاريابي
15-17 مباني كارآفريني
دوشنبه
17-19 اصول جسابداري



حال كرديد از برنامه . البته فعلا براي دو درس مباني كامپيوتر ( كه خوراك منه ! ) و مديريت استراتژيك كارآفريني هنوز برنامه مشخص نشده است كه در كل ميشه 9 درس 2 واحدي . يك درس كارآموزي هم گذاشتند و جمعه ميشه 20 واحد . به نظر من كه خيلي زياده براي ارشد .
اگر تونستم بيام از اين ترم خيلي دوست دارم اين درسها رو زودي بخونم و ببينم توشون چيه بالاخره ! اگر هم مرخصي دادند ديگر بي خيال تا مهر آينده . اين وبلاگ ولي منتظر نويسندگاني است تا هر روز خبرهاي جديد را به اطلاع ديگران برسانيم . خوش بگذره

ضمنا از 15 تا 18 دي گفتند زمان انتخاب واحد هستش . ولي به نظر مياد خودشون بريدند و دوختند و همين 20 واحد براي همه اجباري باشه ! باز هم مجبوريم سري بزنيم در اين تاريخ.
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در چهارشنبه پنجم دی 1386 و ساعت 12:33 |
سلام . من خليل رضوي هستم . قبل از اين نويسنده بوده و هستم و 15 عنوان كتاب تابحال تاليف و منتشر كرده ام در نوبتهاي چاپ مكرر با تيراژهاي بالا . خودم هم يك موسسه انتشاراتي دارم و كلي پروژه منتظر من كه بايد راه اندازيشان كنم ! يك سايت اختصاصي هم دارم به نام رازدانش www.razdanesh.com كه خودش كلي حرف براي گفتن دارد و بيشتر هم خواهد داشت .
همين پريروز در دوره كارشناسي ارشد مديريت كارآفريني دانشگاه تهران ثبت نام كردم . قبلا دوره كارشناسي ارشد مديريت اجرايي را تمام كرده ام ولي علاقه ام به كارآفريني و بحثهاي مرتبط آن باعث شد بار ديگر در كنكور ارشد شركت كنم و با توجه به علاقه شديدم به اين رشته با كمي ! مطالعه در كنكور قبول شدم و به اميد خدا از نيمسال دوم امسال اولين دوره كارشناسي ارشد را در  دانشكده كارآفريني دانشگاه تهران با دوستان هم دوره اي خود  افتتاح و شروع خواهيم كرد . اين هم خودش نوعي بخت است براي حضور در اولين دوره ارشد اولين دانشكده مديريت كارآفريني در ايران .
به زودي تمام دوستان هم دوره‌اي را در اين وبلاگ جمع خواهم كرد و همه آنها نويسنده اين وبلاگ خواهند بود تا از تازه ترين خبرهاي اين دانشكده و اين دوره همه را با خبر كنند . هر كسي خواست در اين وبلاگ به عنوان نويسنده با گروه ما همكاري كند با من تماس بگيرد تا امكان اين كار برايش فراهم شود .
اميدوارم بتوانيم گروه خوبي براي آينده اين مملكت و ...! ايجاد كنيم و نمونه همه باشيم . منتظر دوستان هم دوره‌اي خود هستم . موفق باشيد .
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در سه شنبه چهارم دی 1386 و ساعت 14:58 |