www.razavi.razdanesh.com
وبلاگ فعلي ديگر به روز نيمشود . موفق باشيد. متاسفانه بخر قبلي در مورد حيات مجدد اين وبلاگ توسط دوستان اشاره شده عملي نشد و ما مجبوريم به همان راه خود ادامه دهيم .
www.razavi.razdanesh.com
وبلاگ فعلي ديگر به روز نيمشود . موفق باشيد. متاسفانه بخر قبلي در مورد حيات مجدد اين وبلاگ توسط دوستان اشاره شده عملي نشد و ما مجبوريم به همان راه خود ادامه دهيم .
خود من هم كماكان در وبلاگ روزها و رازها در خدمت شما دوستان عزيز هستم .
آروزي موفقيت دارم براي اين دوستان و بقيه اي كه ميخواهند ادامه دهنده راه شروع شده از 15 ماه پيش باشند . با تشكر از اين دوستان .
اينها فقط گلجين مطالب وبلاگ روزها و رازها هستند كه مربوط به كارآفريني و اينترنت ميشدند ! :
اميدوارم خوشتون بياد . بقيه مطالب را از اين وبلاگ بخوانيد :
www.razavi.RazDanesh.com
موفق باشيد
قول داده بودم ديگر در اين وبلاگ چيزي ننويسم ولي اين يك مورد را حيفم آمد اشاره نكنم . دوستاني كه علاقمند به پيگيري مطالب بنده در مورد كارآفريني و ساير چيزهاي جالب هستند اگر دوست داشتيد يك وبلاگ اختصاصي جديد زدم روي سايت رازدانش خودمان كه از اين به بعد آنجا خواهم نوشت مطالب شخصي و دانشكده اي و .. را .
براي اينكه با بنده بيشتر آشنا شويد و كارهاي مرا دنبال كنيد ميتوانيد به وبلاگ زير سري بزنيد . مطمئنا خوشتان خواهد آمد :
اينطوري خيالم راحت است كه همه چيز وبلاگ در كنترل و اختيار خودم هست نه بلاگفا ! و نه كس ديگري . منتظر ديدار شما هستم . موفق باشيد
ترم اول كارشناسي ارشد كارآفريني در دانشكده كارآفريني دانشگاه تهران تمام شد ، البته تقريبا ! چون به لطف برخيها ! هنوز 2 نصفه امتحان ديگر داريم كه اتمامشان به آخر تير ماه خواهد كشيد . طبق قولي كه داده بودم ، و با ذكر اينكه مهم نيست چه كساني اين مطالب را ميخوانند و چقدر جدي ميگيرند و چقدر تاثير ميپذيرند و تغيير ايجاد ميكنند ، من وظيفه و در توان خودم ميدانم كه چنين بيان كنم برخي مسائل را ، حتي اگر ... .
راستش آنقدر از نتايج كسب شده در طول اين ترم ناراحت و پشيمان هستم و افسوس ميخورم كه حدي ندارد . افسوس عمري كه در اين مدت روي اين رشته و دانشكده صرف كردم و متاسفانه به هيچ يك از اهداف و مواردي كه انگيزه اوليه ورودم به اين رشته بودند دست نيافتم . برخي از اين عدم موفقيتها در شخصيت و روحيه خودم ناشي ميشود كه خيلي رفتارها و مسائل را متفاوت از ديگران ميبينم و تفسير ميكنم و نميتوانم مثل بقيه باشم و برخي افسوسها نيز از روند به نظر من نادرست اجرايي دانشكده كارآفريني ناشي ميشود .
نحوه امتحان پايان ترم دانشكده در مقطع ارشد را هم ديديم و باز متوجه شديم كه جريان آنگونه كه ما حدس ميزديم نبود و باز همان روال مربوط به ساير جاها مثلا دانشكده تاريخ و جغرافي را بايد در رشته كارآفريني هم تكرار كنيم ! يعني حفظ دهها و صدها و حتي هزاران صفحه ! مطلب براي يك درس و كپي كردن مطالب حفظ شده روي برگه امتحاني ، بدون آنكه بفهميم كارآفريني چگونه بايد باشد .
در دوره قبلي ارشد بنده ( مديريت اجرايي ) كه در يك دانشگاه ضعيفتر بود و من اين صحنهها را ميديدم افسوس مي خوردم كه چرا بايد دانشجوي كارشناسي ارشد مثل بچه محصل دوره راهنمايي ، جزوه بدست مشغول حفظ كردن باشد ! آنجا ميگفتم شايد حد و استاندارد اين دانشگاه اين است و حرفي براي گفتن نداشتم . ولي اينجا چي ! دانشگاه تهران باشد و از آن مهمتر دانشكده كارآفريني ! و باز همان روال ! آيا دانشكده برآورد كرده است كه در طول يكسال از فعاليت خود چند كارآفرين به نتيجه رسيده تربيت كرده است !؟
برخيها ميگويند دانشكده هنوز در بين تربيت محقق كارآفريني و كارآفرين عملي مردد است . اما من ميگويم : به فرض تربيت محقق كارآفريني ، اين محقق ميخواهد نتيجه تحقيقش را چه كار كند ؟ كارآفريني مگر بدون عمل و به عرصه آمدن ميتواند موثر باشد . گيريم كه يك محقق دكترا هم تربيت كرديم . اين محقق مگر قرار نيست دردي از جامعه كاري را حل كند . مگر رشته رياضي است كه فقط به فكر تئوري باشيم و در فضاي خيالي جبر و هندسه و آناليز سير كنيم ، هرچند آنهم بالاخره بعمل منجر خواهد شد . باز هم تكرار ميكنم اينكه من فهميدم كه نظر فلان شخص در مورد فلان مطلب چي بود آنهم در دهها سال پيش ! در كجاي فرآيند كارآفريني در دنياي واقعي به درد من خواهد خورد !؟!؟ البته هدف رد و تكذيب فهميدن اين مطالب نيست ، ولي اين قدرها هم ارزش نداشتند به نظر من . اين مطالب را ميتوان از روي كتابهاي زيادي كه در بازار وجود دارد خواند و نيازي به اين همه ايجاد دردسر براي استاد بابت تدريس و دانشجو بابت تحفيظ ! نبود .
البته بنده به عنوان شخصي كه عمري را ( 22 سال از عمر 33 ساله پرفراز و نشيب خود ! ) در كار كتاب و مطالعه و نوشتن بوده و آموزش ، ايده و حرف جديدي در روش آموزش دارم و كاملا متفاوت از آنچه در كل دنياي آموزش فعلي رايج هست ! روزي خواهد رسيد كه ايده و روشي كه بنده به عنوان راه حل ياد دادن بدان رسيدهام و نتيجه هم گرفتهام همه گير شود و در آن زمان خواهد بود كه كتب و روشهاي فعلي عجيب به نظر خواهد رسيد . اينكه نظر و ايده من چيست ؟ اين را فعلا نميگويم تا كسي كه واقعا دنبال تحول هست سراغم بيايد تا برايش توضيح دهم .
همانطور كه دوست عزيزم جناب آقاي برزگر ( موسس سايت خلاقيت ) ميگفت چرا نبايد دانشكده كارآفريني نتواند يك كارآفريني عملي تحويل جامعه دهد . كدام يك از دانشجوياني كه يك يا دو ترم ( دوره كارشناسي ) تاكنون از اين دانشكده و تحصيل در آن انگيزه گرفته و سراغ تاسيس يك كسب و كار جديد رفته است !؟ مگر نه اين است كه آنهايي هم كه مشغول بودند ( البته من با مشاهدهاي كه كردم متوجه شدم ، غير از خودم و شايد نهايتا يك يا دو نفر ديگر ، هيچ فرد ديگري از بين دوستان نبوده كه خودش واقعا يك كسب و كار مستقل را ايجاد و در حال مديريت كردن باشد ) از درد تكاليف تئوري و نوشتني و انبوه برخي اساتيد ( كه نميدانيم منظورشان از اين همه به كابوس كشاندن ! دانشجو چيست ؟ دوستي كه مثل من از قبل فوق ليسانس داشت و آنهم از دانشگاه صنعتي شريف و اين دومين ارشدش هست ، ميگفت آنجا اينقدر اذيت نميكردند كه اينجا ميكنند ! ) ، از كاري هم كه داشتند دور ماندند و كلي ضرر ديدند .
اصلا اين كه براي اين دانشكده كارآفريني و براي استقرار در محل اختصاصي كسب و كارهاي دانشجويي دانشكده ( كه به لطف مسئولان در حال راهاندازي است و الحق جاي سپاس دارد ) از بين حدود 90 دانشجو ، فقط 7-8 تا طرح اوليه ( يعني حداكثر فقط 8 % ) پيشنهاد شده است و آنهم معلوم نيست چقدر به نتيجه برسند ! اين بد و قابل تاسف نيست !؟ چرا نبايد تك تك دانشجويان كارآفريني براي اين موضوع طرح داشته باشند !
من ماندهام كه اين دوستان دانشجو كه اصلا در باغ نيستند ! ( ببخشند اين دوستانم ، منظورم در باغ ايجاد كسب و كار و ... ) چگونه ميخواهند براي آينده اين مملكت كارآفرين باشند . همه فقط به فكر گرفتن يك مدرك هستند تا بروند سراغ زندگي خودشان . آنوقت هدف دانشكده كارآفريني چيست !؟ نميدانم !
بگذريم از اينكه به دليل آنكه متاسفانه يا خوشبختانه ! اكثريت دانشجويان اين دانشكده تهراني و يا ساكن تهران هستند و اين باعث شده تا اساتيد هم اصلا وضعيت دانشجويان شهرستاني ( كه از هزاران كيلومتر فاصله ميايند ) را درك نكنند و فراموش كنند و خيلي راحت برنامهها را عوض كنند ! طفلك اقليت !
از اينكه دوره ارشد اينگونه است از ادامهاش ترسم ميگيرد . دوست هم اطاقي من در خوابگاه كه در يك دانشكده ديگر دانشگاه تهران سال سوم دكترا هست آنقدر از سخت گيري و اذيت بيمورد و واقعا عجيب اساتيدش ميگويد و هر روز كلي اعصاب داغوني دارد كه وقتي وضع او را ميبينم به ياد حرف يكي از اساتيد خودم در همين دانشكده كارآفريني ميخورم كه توصيه كرده براي ادامه تحصيل ايران را انتخاب نكنم ! چه ميشود به جاي اذيت و سركوفت زدن ، واقعا از ما كار مرتبط و متناسب خواسته شود و در قبال آن هم پاسخ و احترام ببينيم .
در هر حال قصد داشتم در پايان ترم كه نتيجه يك ترم مطالعه و تحصيل در برخي از درسهايي كه داشتيم را بيان كنم ، ولي فعلا اين مورد را نگه مي دارم براي اواسط مرداد ! اگر گفتيد چرا !؟ فقط فعلا براي خودم و براي ادامه كار 2 راه حل بيشتر ندارم : راه حل اول و راه حل دوم ! اينها را هم بماند تا بعدا بگويم كه چه راه حلهايي هستند .
با تشكر مجدد از مسئولان زحمتكش دانشكده ( بدون اغراق و بدون هيچ قصد و غرض عرض ميكنم و بارها گفتهام كه از بسياري جهات اين دانشكده برترين دانشكده كل ايران است در حال حاضر ) بخصوص جناب آقاي دكتر رضوي ، كه با اخلاق خوش و حاضرجوابيهاي خودشان ( آخرين بار در جشن پايان ترم نشان دادند اين مورد را ) و جوان پسند بودن رفتارشان همه را نسبت به خودشان مديون كردهاند و جناب آقاي دكتر مباركي كه با سيماي هميشه خندان و رفتار و ظاهر آرام و موقر و تدريس و آزمون خوب و منطقيشان همه دانشجويان خود را راضي كردند و جناب آقاي دكتر طالبي كه با رفتار و گفتار جوانانه و مورد پسند و شبيه دانشجويان خودشان موجبات رضايت خاطر دوستان هستند در برخي لحظات و نيز تك تك ساير اساتيد و كاركنان ، ...
فقط يك پيشنهاد كاربردي و موثر براي دانشكده دارم . از مسئولان دانشكده درخواست دارم اگر ميخواهند از نتيجه يك ترم فعاليت دانشكده در مقطع ارشد گزارش داشته باشند ، يك نظرخواهي يا تحقيق مفصل و واقعي و جدي با سوالات خوب و موثر از بين دانشجويان ارشد انجام دهند تا ببينند نقطه ضعف و قوت دانشكده و مجريان آن در اين ترم چه بوده و اگر واقعا قصد بهبود امور را دارند از نتايج آن تحقيق استفاده جدي بكنند . خود من هم حاضرم در طراحي سوالات اين تحقيق مشاهدات خودم را همراهي دهم . اميدوارم . فعلا ...
بالاخره بعد از مدتها جستجو به طور اتفاقي سرفصلهاي دوره ارشد مديريت كارآفريني را گير آوردم . اين فايل را دوستان عزيز ميتوانيد از اينجا دانلود كنيد .
اين مطالب را كه به طور تقريبا كامل ، همه درسهاي ارشد در سه گراش عمومي ، سازماني و كسب و كار را شامل ميشود مروري بكنيد و آشنا شويد با آنچه بايد در هر درس بدانيد . قضاوت با دانشجويان و اساتيد محترم . البته متاسفانه اين كتابچه ، سرفصل دروس جبراني را ندارد و ما هم كه نصف درسهايمان در ترم اول از اين نوع بوده است در اين مورد باز بايد بياطلاع باشيم .
اما براي دروس جبراني هم خبر خوشي دارم :
من موضوعي را كه برايم سوال بود ، جوابش را پيدا كردم كه بايد دوستان داراي درس جبراني به فكرش باشند . آن هم اينكه : حداقل نمره قبولي در دروس جبراني در دوره ارشد در تمام دانشگاههاي ايران و منجمله ساير دانشكده هاي خود دانشگاه تهران عدد 12 است و نه 16 ، كه از اول هم به نظر خيلي سخت گيرانه به نظر ميرسيد !؟ اين هم موردي است كه بايد دانشجويان عزيز ( كه متاسفانه كمتر پيگير اخبار خودشان هستند ! و اكثرا تك بعدي فقط درس حفظ ميكنند ! ) در نظر داشته باشند تا بعدا مشكلي برايشان پيش نيايد . نتيجه اين جستجو را ببينيد بد نيست .
من قبلا هم يكبار گفتم كه : ما در اولين دوره اين دانشكده بايد همه مشكلات را تحمل كنيم تا وروديهاي بعدي آسوده باشند ! اميدوارم دوستاني كه اين مطالب برايشان سوال بود جوابشان را گرفته باشند . خوش باشيد .
بدون مقدمه عرض ميكنم :
سال قبل در مرحله نهايي انتخاب دانشجوي برتر كارآفرين تعداد 25 نفر برگزيده و معرفي شدند . امسال بنده هم در اين جشنواره شركت كرده بودم و با كارآفرينيهايي كه خودم در طي سالها و موارد مختلف و يا با محصولات كارآفرينساز خودم كرده بودم تا مرحله نهايي اين جشنواره هم بالا آمدم و به نظرم جزو 10 نفر نهايي قرار گرفتم . اما در مرحله نهايي و با اين حساب كه امسال ظاهرا فقط 5 نفر به عنوان برگزيده نهايي انتخاب ميشدند بنده را از ليست نهايي خط زدند آن هم به دلايل واهي كه در زير توضيح خواهم داد .
نميدانم داوران اين جشنواره چه تعريفي از كارآفرين داشتند ولي به نطر من آنها هم مانند بسياري از افراد ، كارآفرين با كارفرما را اشتباه گرفته بودند ! مگر كارآفرين كسي است كه حتما بايد چند كارگر را به كار گرفته باشد !؟ كارآفرين انتخاب ميشد يا كارفرما ! كارفرمايان كه براي خودشان كلي جشنواره دارند و نيازي به اين مورد هم نبود .
در مرحله نهايي از من خواسته شده بود كه ليست بيمه كاركنان و مواردي از اين قبيل را ارائه دهم و چون همه كارآفريني هاي من به تنهايي بوده و براي رعايت اصل صرفه جويي ، كاري را كه خودم ميتوانستم ( هر چند كار چندين نفر باشد ) را خودم انجام داده ام پس كارمندي نگرفتهام . همچنين چون كارم هم اكثرا با يك تلفن و يا با اينترنت قابل پيگيري بود نيازي به اجاره و هزينه براي يك دفتر نميديدم كه اين مورد هم به نظر آقايان داوران نقص بوده كه چرا دفتر كار من آدرس مشخصي ندارد . من كه كلي آدرس ايميل و صندوق پستي و وب سايت داده بودم ! خوب است كه عصر اينترنت است و كسب و كارهاي مجازي !!! البته زحمات سرور ارجمند جناب آقاي دكتر عربيون و دوست عزيزم آقاي شعبانيان را در اين پروسه ارج مينهم و بسيار سپاسگزار ايشان هستم .
بگذريم . من كه نيازي به اعتبار يا جايزه اين انتخاب شدن نداشتم . فقط حيف كه اينجا هم كتك برخي تنگنظريها را خوردم و از انتخابي كه حق من بود ماندم ! در اين مورد هم مطمئنم روزي خواهد رسيد كه به حق خودم برسم آنهم بدون منت و با روي باز .
و اما در مورد دانشكده كارآفريني :
دانشكده كارآفريني فعلا و بدون هيچ حرف و حديثي از نظر برخي شرايط و ويژگيها ، بينظيرترين دانشكده ايران است . اين را همه دوستان هم اعتراف ميكنند و سعي ميكنيم قدرش را بدانيم .
در كدام دانشكده ميتوانيد با كاركنان اداري مانند يك دوست و همدورهاي همكلام شويد ؟ ( من كه در 4 سال تحصيل خودم در دانشگاه ...؟! براي وارد شدن به اطاق آموزش هم ترس داشتم و اگر هم واردش ميشدم با برخوردهايي روبرو ميشدم كه پشيمانتر ميشدم ! ).
در كدام دانشكده روز تولد شما يادشان است و برايتان كادوي تولد ميدهند ؟! مهم ارزش مادي اين كادو نيست . مهم اين است كه با شنيدن اين خبر و گرفتن اين كادو ، متعجب شوي و احسنت بگويي به سليقه و منش مسئولان دانشكده .
در كدام دانشكده براي شما اردوي 3 روزه علمي تفريحي ميگذارند و آنهم به اصرار از شما ميخواهند كه حتما بايد باشيد ؟! البته براي من يكي لطف خاصي قايل شدند ( اگر گفتيد چي ؟! ) كه آنهم مزيد بر علت شد تا به اين حسن سليقه و برنامهريزي تبريك بگويم و تشكر كنم . اميدوارم دوستان ساير دانشگاهها حسودي نكنند !
اين موارد و نيز صميميت اساتيد با دانشجويان ، محيط زيبا و باغچه سرسبز دانشكده ( كه گاهي محلي براي رفع خستگي و تفريح دوستان است ) و ... كه باعث شده با تمام سختيهاي رفت و امد و مسايلي كه قبلا بيان كردهام هر بار حضور در اين دانشكده برايم شيرين باشد و آن آرزوي ديرپاي خود را از يك محيط پويا و خودماني در اين دانشكده درك كنم و هر روزش برايم شيرين تر از قبل باشد .
اميدوارم اين وضعيت در ترمها و سالهاي بعدي هم باقي بماند و خداي نكرده با برخي جريانات ، اين رويكرد نوآورانه دچار عقب گرد و مشابه ساير موارد نشود . آرزو ميكنم و دعا .
و اما :
نميدانم چرا برخي امكانات دانشكده كه اصولا بايد در اختيار دانشجويان دانشكده باشد ، در اختيار افرادي است كه دانشجوي اين دانشكده نيستند . اين از كم تحركي دانشجويان فعلي است به نظر من و البته دليلش هم يكي اينكه متاسفانه وقتي براي رسيدن به برنامههاي متفرقه و كسب و كار نداريم و دليل دوم را در مطلب چند وقت قبل من بايد پيدا كنيد !؟...
منظورم همين فضاهاي فيزيكي دانشكده است كه .... و حمايتهايي كه از برخي افراد ميشود و از دانشجويان فعلي نميشود ! اميدوارم طرح جادهي به دانشجويان داراي كسب و كار هم دچار اين مشكل نشود و واقعا اين فضاها به دانشجويان فعال فعلي خود دانشكده اختصاص يابد و گمراهه نرود .
انتظارات :
نوع حمايت دانشكده از برخي طرحها درنحوه حمايت دانشكده از كسب و كار پيشنهادي من براي استقرار در مركز رشد كوچك دانشكده دنبال خواهم كرد تا ببينم آيا براي طرحي كه نمونه بسيار كوچكش توانسته فضاي خود دانشكده را بگيرد را در محل كسب و كارهاي دانشجويي چگونه مستقر خواهند كرد و چه خواهند گفت ؟ البته با حمايت خاص برخي اساتيد محترم ، اميدوارم اين مسئله به خوبي و خوشي شروع و با نتيجه درخشان ادامه يابد .
ما كه هنوز آنقدر پارتي نداريم كه فقط يك لينك از سايت دانشكده به انجمن اينترنتي دانشجويان كارآفريني داده شود و متاسفانه تا كنون از سوي خود دانشجويان هم در اين مورد كم لطفي شده است!!!!!!
اما كارشناسان كسب و كارهاي كوچك :
دوستان دانشجوي دوره كارشناسي هم به نظر من انفعالي عمل ميكنند و آنچنان كه بايد فعال و پويا نيستند ( البته دوستان انجمن علمي و بخصوص خانم شعباني از اين قاعده مستثنا هستند ) و اين پس از سمينار دو هفته قبل من در سالن كنفرانس دانشكده بيشتر عيان شد وقتي از آن جمع هنوز كسي را نديدم كه به دنبال پيشنهادهاي من برود ! چرا ؟
به هر حال :
روز دوشنبه زماني كه در راه تبريز بودم پيغامي از سوي سازمان جهاني دانشجويان AIESEC برايم رسيد با اين مضمون كه بنده به عنوان عضو ويژه ( داراي پتانسيل بالا ) از ايران در اين سازمان انتخاب شدهام . درخواست شده بود كه در جلسه تبادل اطلاعات اين سازمان شركت كنم كه فعلا ماند تا برگردم تهران و سري به دفتر اين سازمان در ايران بزنم و براي برنامههاي آتي صحبت كنيم . اين مورد را نيز جرقهاي ميدانم براي رسيدن به برخي اهداف و جايگاههايي كه ارزشش را دارم و بايد برسم .
من خودم را برتر نميدانم و اتفاقا خيلي هم از خودم بدم ميآيد ولي آنچنان ويژگيهايي دارم كه مطمئنم در افراد نادري اين روحيات پيدا ميشود و دنبال چنين افرادي هستم تا با هم بتوانيم گروه كاري فعال و قدرتمندي تشكيل بدهيم . اگر كسي هست جلو بيايد .
امروز سه شنبه 10 ارديبهشت 87 :
ديروز عصر با وزير محترم كار و امور اجتماعي ، جناب آقاي دكتر جهرمي ، در دانشكده كارآفريني جلسه دوستانهاي داشتيم . در اين جلسه از طرف دوستان دانشجوي بنده مطالبي مطرح شد و نيز در طي 3 روز اول هفته اتفاقاتي رخ داد كه حيفم ميايد توضيح ندهم . اين توضيحات در ادامه مطلب و نقد قبلي من از اوضاع دانشكده و مكمل آن است و اميدوارم اين بار نيز اساتيد محترم زحمت مطالعه اين بند را به خود بدهند و قضاوت نهايي را هم بر عهده آنهاميگذارم .
همچنين طي اين دو سه روز اخبار جديد و جالبي شنيده شد كه شايد مصادف شدن آن با طرح مطلب قبلي و نقد من و پيگيريهاي مسئولان محترم دانشكده ، بيدليل نباشد و حتما ربطي بين اين گلايهها و اين اتفاقات تازه وجود دارد .
* قرار شده دفتر كسب و كارهاي دانشجويي افتتاح شود و براي افراد دانشجويي كه داراي طرح خوبي براي كارآفريني هستند مكان مناسبي اختصاص داده شود و حمايتهاي اوليه انجام گيرد از طرف دانشكده كه اين را به فال نيك ميگيريم و خود من هم در اولين فرصت طرح جامع خود را ارائه خواهم نمود و اميدوارم بتوانم با همكاري برخي از دوستان علاقمند خود اين طرح را شروع و پيش ببريم و اميدوارم در اين مورد انتخابها درست و سنجيده باشد و خوش پايان.
* قرار است آخر اين ماه سفري سه روزه علمي به شمال كشور داشته باشيم از طرف دانشكده كارآفريني . اين سفر سال قبل هم بوده است و امسال جوي متفاوتتر و دوستانهتر بر آن حاكم خواهد بود كه در كل اين مطلب ميتوان تفاوتهاي امسال را با سال قبل پيدا كرد . اميدوارم همانطور كه ديروز رياست محترم دانشكده ، جناب آقاي دكتر رضوي در محوطه دانشكده به بنده ميگفتند بتوانيم در اين سفر برخي از مشكلات موجود را صميمانهتر با اساتيد در ميان بگذاريم و به نتييجه مطلوب برسانيم .
* برخي اساتيد ، شايد و به احتمال زياد ، در قبال مطلب قبلي من دست به كار شدند و برخي مسايل موجود را حل نمودند . از قبيل ارائه طرح درس و تشويق به كار گروهي . البته هنوز از نظر سنگيني تكاليف گرفتاري داريم و من نوعي در سه روزي كه آمدهام به منزل تا مثلا به كسب و كار خود برسم ، مجبورم 4 فصل از يك كتاب را خلاصه و آماده سمينار كنم ، مقالاتي را بخوانم و جواب سوالاتش را حفظ كنم !!! يك طرح كسب و كار همراه با يك مقاله مفصل تحقيقي را براي هفته بعد آماده كنم . چندين مسئله حسابداري را مثل يك بچه محصل حل كنم ( آيا امروزه با كلي برنامه حسابداري موجود ، ضروري است كه به حل تشريحي مسائل حسابداري آنهم از كتاب چاپ شده در سال 1340 اقدام كنيم !؟ من شبه كارآفرين تمام حساب و كتاب موسسهام را با يك برنامه حسابداري ساده كنترل ميكنم و مشكلي هم ندارم ) و ... . تازه اينها فقط براي هفته بعد است و غير از پروژههايي است كه براي هفتههاي بعد و انتهاي ترم بايد آماده كنيم ، جدا !!! بگذريم . البته اين بحث در ادامه هم مطرح شده و به نظر من نبايد اينقدر بزرگ ميشد كه به گوش جناب وزير هم برسد !
* انصافا محيط دانشكده و دوستان هم دورهاي من خيلي با صفا هستند و هيچ كسي شايد صميميت موجود را باور نكند . نمونهاش وقتي پس از جلسه با جناب وزير ، در محيط زيباي دانشكده ، آنچنان با هم صميمي و دوستانه واليبال بازي ميكنند و .... البته هستند دوستان گوشهگيري كه كمتر در اين مباحثات و با هم بودنها مشاركت ميكنند .
* نميدانم از سازمان سنجش بايد گله كنيم يا از وزارت علوم يا دانشكده مديريت !؟ اينكه با عدم برنامهريزي مناسب و صحيح در مرحله تكميل ظرفيت باعث شدند هم 10-20 نفر از ظرفيت دانشكده مديريت همينطوري الكي الكي ، خالي بماند و از اكثريت بيفتد و هم من و دوستان من كه به آساني بايد در دوره روزانه قبول ميشديم به سبب انتقال برخي دوستان از دانشكده مديريت به دانشكده كارآفريني ، مجبور شديم پذيرش شبانه را بپذيريم . جالب اينجاست اين افراد ( كه اميدوارم از اين حرف من ناراحت نشوند ) بدون آنكه خودشان بدانند و مقصر باشند به هر يك از دانشجويان شبانهاي كه بايد و حقشان بود روزانه قبول ميشدند حداقل 4-5 ميليون تومان ضرر زدند و آنوقت خودشان براي بحث پرداخت 30-40 هزار تومان شهريه ، وقت گرانقدر دكتر رضوي را ميگيرند و اعتراض ميكنند . آنوقت بدون آنكه به وضع دانشجويان شبانه توجه كنند ، كه هر ترم 350 هزار تومان شهريه ثابت بايد بپردازند و براي هر واحد 70 هزار تومان بدهند ، در جلسه با وزير كار ( كه اصولا جاي اين حرفها نبود و وزير كار چه كاري به تكاليف وزارت علوم دارد!؟ ) ميگويند كه هر ترم 8 واحد درس بدهيد و تكليف 20 واحد را بخواهيد !!!! ( خوب اينطوري كه وضع فعلي تكاليف تكرار ميشود ، اگر شما از تكليفها گلايه داريد !؟! ) البته به نظر خبر ندارند كه كل دوره ارشد را بايد در 4 ترم حداكثر تمام كرد و با 48 واحد درسي ما با احتساب 8 واحد ، نميتوانند 6 ترم مهمان دانشكده باشند ...........!!!!!!!!!!! تازه من و امثال من كه از راه دور ميآييم هر ماه حداقل 100 هزار تومان تا 300 هزار تومان فقط هزينه كرايه رفت و آمد بايد بدهيم و كلي هزينههاي ديگر كه اين دوستان تهراني از اين هزينه هم مبرا هستند و همه را مثل خود فرض ميكنند ، متاسفانه ، بگذريم از اينكه بايد هر هفته 4 شب از خانواده و كودكان نيازمند به حضور پدر دور باشم ، 24 ساعت اتوبوس سواري كنم در اين گرما ، شاهد مرگ تدريجي كسب و كار موجود خودم باشم متاسفانه و بدبختانه و ....
* بنده از طرف دانشجويان شبانه و شهرستاني شديدا به اين درخواست اعتراض دارم . اميدوارم ، خواهش ميكنم و قبلا هم بارها خواستهام كه دانشكده براي ترم بعد همين 16 تا 20 واحد را به طور انتخابي و آزاد براي هر فرد ارائه كند ( آنهم خواهشا و اكيدا در دو روز پياپي و بدون فاصله ، مثلا شنبه و يكشنبه ) ، آنوقت هر كس از دوستان خواست ميتواند 8 واحد بردارد و تا وقتي دوست دارد مهمان دانشكده باشد . من يكي كه خيلي عجله دارم تا زودتر از اين همه هزينه و خستگي رهايي يابم . اساتيد محترم هم كه هيچ التفاتي به حال امثال من ندارند كه هر شنبه با اتوبوس بايد بيايم و دوشنبه برگردم و با كسي كه 10 دقيقه پياده تا دانشكده فاصله دارد و كل هزينهاش پول چاي و نسكافهاش است ، هيچ فرقي نداريم !!
* دوستان ارشد متاسفانه عليرغم صميميت ظاهري كه دارند اصلا قدر شناس هم و هم مرام نيستند :
كدام يك از ما از آقاي حسام عالميان تشكر كرديم يا كمكش كرديم كه هر فايلي را هر استادي ميدهد در گروه اينترنتي قرار ميدهد و ما فقط دانلود ميكنيم و دريغ از يك همكاري و تشكر خشك و خالي !
كدام يك از ما از آقاي هادي زارع تشكر كرديم كه بخش كپي و تايپ دانشكده را راهاندازي كرده و ما فقط استفادهاش را ميكنيم و شايد هم فكر ميكنيم اين دفتر خودش ييهو ! سبز شد !
كدام يك از دوستان از روي جد پيگير حرفها و قول و قرارهاي كلاسي هستند كه همهاش حرف زده ميشود و دريغ از يك پيگيري جدي ! و ...
* تازه فهميدم كه در بين دوستان داريم افرادي كه خيلي سابقه و رزومه درخشاني دارند ولي متاسفانه هنوز قدرشان شناخته نشده است و گمنام قاطي بقيه بچهها دارند تلف ميشوند . نمونهاش را در نفر اولي كه با وزير صحبت كرد دنبالش باشيد . جناب سعيد رضايي ، بچه مشهد و عضو بنياد ملي نخبگان ايران . من كه كم آوردم وقتي روزمه ايشان را اتفاقي ديدم و صحبتهاي مدبرانه ايشان را شنيدم در مقابل وزير كار . ايول سعيد .
* در ديدار با جناب وزير كار من خواستم از مظلوم بودن دانشكده و دانشجويانش دفاع كنم و دردهاي مرتبط با وزارت كار را بيان كنم كه متاسفانه حضار دانشجو ( كه البته اكثرا هم از دانشكده ما نبودند ) زياد به مذاقشان خوش نيامد و باعث شدند تا نتوانم تمام حرفهايي را كه از درد دل دوستان گرفته بودم بيان كنم . آنوقت بقيه سخنرانان ، سوالاتي را كه بايد از وزير علوم ميپرسيدند از وزير كار پرسيدند ! والبته كه جواب نگرفتند!
* دوست داشتم در اين بخش به مطالب و موضوعات ديگري از دانشكده اشاره كنم . چند مورد مختصر را عرض ميكنم ولي پيشنهادهاي خودم را بعدا بيان خواهم كرد :
متاسفانه وب سايت اينترنتي دانشكده خيلي ضعيف و بسيار دور از شان دانشكده است . هم قالبش بيريخت است ، هم رنگاميزي اش و هم عدم وجود اطلاعات ضروري در آن و خيلي نواقص ديگر كه اميدوارم اين يك مورد كه تابلوي جهاني دانشكده است سريعا درست شود كه براي اعتبار دانشكده به نظر من خوب نيست وضع فعلي .
وضع سايت كامپيوتري دانشكده و قدرت و سرعت اينترنت بيسيم آن در حد بسيار ضعيفي است و عليرغم چندين بار تاكيد من و دوستان ، روزبروز هم بدتر و محدودتر ميشود اين سيستم و نميدانم با اين وضع چگونه ميتوان براي تكاليف اساتيد مطلب پيدا كرد و دانلود و يا آپلود كرد !
ما هنوز درس روش تحقيق را نخواندهايم و در حالي كه نميدانيم فرق نقد با مقاله با مرور متون با تحقيق و پژوهش با پايان نامه و ... چيست !! آنوقت همه اينها را بايد كار كنيم . چرا نبايد درس روش تحقيق در ترم اول ارائه شود !؟
در سخنانم از وزير خواستم ترتيبي اتخاذ كنند تا حضور كارآفرينان واقعي صنعت در دانشكده بيشتر شود . جناب دكتر زالي فرمودند ما عصرانههايي با كارآفرينان داريم . منظور من عصرانه يا صبحانه نبود . به نظر من بايد در هر درسي و حداكثر هر 2 هفته يكبار يك كارآفرين واقعي بعنوان مهمان و پاسخگوي سوالات سر كلاس بيايد ، نه اينكه روز چهارشنبهاي كه اكثر دوستان كلاس ندارند و نيستند و اجباري هم نيست اين دعوتها صورت بگيرد .
در اين صورت است كه هدف تربيت كارآفرينساز ( طبق اصطلاح آقاي وزير ) بهتر ميتواند در دانشكده محقق شود نه اينكه ما همهاش از روي كتب و مقالات حفظ كنيم و مثل بچه ابتدايي سوال و جواب كنيم سر كلاس ! يا اينكه مثل دوره راهنمايي برخي اساتيد بخواهند با اعدادي ميليمتري ما را جريمه كنند يا امتياز بدهند كه به نظر من براي دوره ارشد اين نوع بازي با نمره و ترساندن دانشجوي ارشد با نمره اصلا مناسب نيست و اين نوع رفتار ما را به كلاسهايي برميگرداند كه هدف فقط پاس كردن است و ديگر هيچ! از ما كار واقعي و عملي بخواهيد در حد معقول و متناسب با شرايط و رتبه ما نه حفظ كردن و نوشتن ...
و اما مطلبي كه قبل از مطالب فوق آماده كرده بودم و اينجا مياورم و از نظر زماني مربوط است به شب شنبه .
امروز شنبه 7 ارديبهشت 87 :
يك هفته از نوشتن مطلب قبلي گذشت . طي اين هفته خوشبختانه آنطور كه من انتظار داشتم با لطف استاد ارجمند جناب آقاي دكتر مباركي ، حرف دلم به گوش اساتيد و مسئولان بزرگوار دانشكده رسيد و استقبال خوبي هم از آن شد و تاثير خودش را هم گذاشت ( هر چند متاسفانه دوستان همدورهاي من اصلا از اين اقدام من حمايت و پشتيباني نكردند و فقط حرف ميزنند و ... ) و مطمئنا نتيجه از اينها هم بهتر خواهد شد به مرور زمان . اميدوارم . در همين جا از كليه اساتيد محترم كه بنده را در اين راه مورد لطف و تشويق قرار دادند ( جناب آقاي دكتر طالبي ، جناب آقاي دكتر عليميري و ساير اساتيد و كادر اجرايي محترم دانشكده ) و با ايجاد تغييراتي در رويه خود ، عنايتي داشتند صميمانه سپاسگزارم و اميدوارم جسارت بنده را در مطلب قبلي به بزرگواري خود بخشيده باشند . و اما ..............
راستش ، پس از شركت در همايش ملي كارآفرينان برتر در سالن همايشهاي صدا و سيما در سه شنبه هفته قبل ، بار ديگر گمنامي و مظلوميت دانشكده برايم بيشتر آشكار شد ، آنجا كه در طي نيمروز اصلي همايش ، از باني و مجري واقعي اين همايش ، يعني دانشكده كارآفريني دانشگاه تهران هيچ اسمي برده نشد !!!! . اگر جناب آقاي دكتر رضوي در مراسم تحويل هدايا روي سن نميرفتند ديگر از همانجا برميگشتم و جلسه را ترك ميكردم ! حالا با اين اوضاع ، شما حساب كنيد وضع گمنامي و مظلوميت دانشجويان اين دانشكده منحصر بفرد ، نه تنها در ايران بلكه جزو معدود دانشكدههاي كارآفريني در جهان را . الحق كه دست جناب آقاي دكتر رضوي و جناب آقاي دكتر يدالهي و ساير بانيان اين دانشكده نمونه و پيشرو درد نكند و حيف كه هنوز ارزش اين كار و اين دانشكده در مجامع شناخته نشده است ، حيف !!!
آرزو دارم سال بعد هر يك از دانشجويان اين دانشكده و حتي اساتيد آن ( مگر چه ميشود استاد كارآفرين نمونه كشوري داشته باشيم ) در اين همايش جزو برگزيدگان باشند تا شايد اينگونه نام دانشكده كارآفريني بيشتر مطرح شود .
شايد باور نكنيد ولي همان دقايق اول سال تحويل امسال ، وقتي كه شنيدم امسال از طرف مقام معظم رهبري به عنوان سال نوآوري و شكوفايي نام گرفته است ، به همسرم گفتم امسال سال ماست . سال دانشكده كارآفريني است و كارآفرينان و ارتباط آنان با نوآوري و شكوفايي. حال در طول 10 ماه مانده آيا به حق خود خواهيم رسيد يا نه ، خدا ميداند !
يكي از دوستان ميگفت بچههاي دوره ارشد خيلي باحال هستند . آره ، در روابط دوستانه و گفتن و شنيدن بله ، ولي بايد قبول كنيم كمي هم اهل شعار و حرفهاي بدون پشتوانه و پيگيري هستيم ! آنقدر سر كلاسها گله ميكنيم ولي وقتي كسي پيشقدم شد تا حرفها را به مسئولان برساند ، آنوقت مسخرهاش ميكنيم و انگار نه انگار . راستش اين برخورد دوستان باعث شد من هم دلسرد و بي انگيزه شوم . آنقدر كه تصميم گرفتم همانند تمام كارهايي كه تاكنون به تنهايي انجام دادهام ، اين يك مورد را هم با كمك اساتيد بزرگوار به تنهايي پيگيري كنم ، باشد كه ديگران از نتايج آن استفاده كنند . هر چند با همان يك مطلب و حرف دل من ، گوشهايي كه بايد ميشنيدند ، شنيدند و مطمئنا هم در اداره امور تاثيرش را دوستان ديدند و خواهند ديد ( و اصلا نپرسيدند چطور شد اين تغييرات رخ داد !؟) ، ولي حيف كه به غير از تعداد معدودي از دوستان ، بقيه هنوز در انديشههاي ديگري هستند و موقعيت و شرايط را درك نكردهاند ، حيف . انشاا... ده سال ديگر وقتي به سن و شرايط من رسيدند خواهند ديد من چه ميگفتم و منظورم چه بود !
وقتي در روز شنبه دوستي از دوستان ! سر كلاس با حرفي و جملهاي ، تلاشهاي خلاقانه و فرصت شناسانه بنده را مسخره كرد ! و وقتي در جلسه سمينار بنده در روز شنبه عليرغم اعلام قبلي ، فقط 3-4 نفر از دوره ارشد شركت كردند و بقيه انگار نه انگار ، دلم گرفت . به اين دليل كه چرا ما همهاش شعار ميدهيم و حاضر نيستيم موفقيت ديگران را تحمل كنيم !؟ من كه تا كنون با گمنامي خود ، به هر آنچه خواستم رسيدم و نيازي به تاييد و تشويق هيچ كسي ندارم . شايد من وقت كافي نداشته باشم كه اسلايدهايي شيك و انگليسي با ترجمه سريع ارائه دهم و يا اهل حفظ كردن متن درسها نيستم و از حفظيات متنفرم ، ولي آنقدر انگيزه دارم كه هر هفته كلي راه را بيايم و برگردم و اين حرفها هم برايم هيچ تاثيري ندارد و مطمئنم در روزي كه خواهد آمد ، همه به بر حق بودن من ، ايمان پيدا خواهند كرد . اين را در زندگي خود همواره ثابت كردهام .
هفته قبل پس از 99 ساعت دوري از خانواده و با طي كلي راه و خستگي فراوان به خانه رسيدم ( كه در بين راه با تماشاي يك فيلم هندي! در اتوبوس ، و تركيب آن با فراق دوري از نازنين دختر و شيرين پسر خود ، عاقبتش را خودتان حدس بزنيد .... دعا ميكنم به سر هيچ مسلماني نيايد اين وضعيت ! ) با اين انگيزه كه تلاش براي ديگران شيرين است ، همه سختيها را تحمل ميكنم و مطمئن هستم به هدف خود خواهم رسيد ولي حيف از تنهايي ... . عيب ندارد . من كه در همه مراحل زندگي خود جزو نسل سوخته و قرباني بودهام ، اين فصل هم رويش . بگذار ديگران از تلاشهاي ما بهرهمند شوند و ما را قبول نكنند .
پيشنهادهايي براي دانشكده و دورههاي درسي و كلاسها دارم كه به تدريج در اين وبلاگ خواهم نوشت و اميدوارم با عنايت مسئولان دانشكده و اساتيد محترم ، تا حد ممكن موارد قابل انجام محقق شوند . فعلا بقيه مطالب را نگه ميدارم براي وقت ديگر .
از همه دوستاني كه براي مطلب قبلي نظر دادند و با من همراه بودند سپاسگزارم و اميدوارم ساير دوستان عزيزم از حرفهاي من ناراحت نشوند و صميمانه تر از گذشته در كنار هم براي رسيدن به دانشكدهاي اصيل و نتايجي درخشان گام برداريم . هدف ذكر جريانات دانشكده است ( كه نيت اين وبلاگ است ) و قصد جسارت به هيچ يك از دوستان خودم ندارم چرا كه همگي از افراد موفق و نخبه كشور هستند كه توانستهاند در دانشگاه تهران قبول شوند .
هفته بعد شايد با خبر خوشي به اين وبلاگ آمدم ، كه آنوقت ادعاها و حرفهاي من قابل قبولتر خواهد بود ، اميدوارم .ممنون كه اين مثنوي را تا به انتهايش خوانديد.
راستش ديگر نتوانستم صبر كنم و حرف دل اكثر دانشجويان هم دورهاي خودم را بيان نكنم . چون اين وبلاگ قرار بوده به خبرهاي اين دانشكده اشاره كند درد دلهاي دانشجويان و اوضاع فعلي را براي دوستان پيگير اين وبلاگ مينويسم و اميدوارم گوشهايي كه بايد ، بشنوند :
هنوز هيچ حمايتي از اين وبلاگ و حتي از انجمن اينترنتي دانشجويان كارآفريني دانشگاه تهران از طرف مسئولان اين دانشكده نشده است، حتي دريغ از قرار دادن يك لينك به انجمن در سايت دانشكده ..... پس از ۲ ماه از تاسيس اين انجمن و درخواست اين كار نهايتا يك دقيقهاي ! هنوز وقت پيدا نكردهاند اين كار كوچك را انجام دهند ، با آنكه مسئول سايت دانشكده ، دكتر زعفريان هم دستورش را دادهاند ولي اپراتور سايت دانشكده ظاهرا دوست ندارند اين همكاري را !؟... بگذريم . شايد برايشان مهم نيستيم ! ما خواستيم نقشي در كار دانشكده ايفا كنيم . اگر نميخواهند اصراري نداريم .
اغلب دوستان و هم دورهايهاي من كه اولين وروديهاي اين دانشكده تازه تاسيس هستيم از تكاليف تئوري و نوشتني زياد اساتيد گله مندند . دليلش هم اين است : فهرست تكاليف اوليه اساتيد را در بخشهاي قبلي داده بودم . يك نگاهي به آنها بياندازيد . حال به آنها اضافه كنيد موارد جديد را كه شايد بيش از 2 برابر فهرست طولاني قبلي بشوند و اساتيد محترم در طي جلسات جديد به آن ليست اضافه كردهاند ( و ديگر آنقدر زياد شده كه ليست كردن همه آنها مشكل است ! ).
سوال اين است: مگر ما چه گناهي كردهايم . مگر قرار نبوده است كه اين دانشكده اول شركت بخواهد بعد مدرك بدهد . با اين وضع ، افرادي مثل من كه شركت هم داشتيم ! ( داشتيم !!! چون معلوم نيست چه خواهد شد .... ) داريم كار و كسب موجودمان را هم از دست ميدهيم كه !؟
راستش وقتي سرفصلهاي دوره عمومي ۷۲ ساعته كارآفريني را نگاه ميكنم ميبينم ما پس از نصف ترم دوره ارشد هنوز به اندازه آنها از فرايند كارآفريني و ايجاد يك كسب و كار جديد و مشكلات آن چيزي نياموختهايم !!!!! اين درست است ؟
البته منكر اين نيستيم كه دوره ارشد بايد با تحقيق و مطالعه همراه باشد ولي چقدر و در چه رشتهاي ؟ مگر ما تاريخ و ادبيات و فلسفه ميخوانيم كه همهاش تئوري باشد و نوشتن . كارآفريني اصولا تشكيل شده است تا كار و عمل بيافريند نه تعدادي نوشته و ارائه و ديگر هيچ .! آيا اين دانشكده بناي تاسيسش همين عادات تكراري ساير دانشكدههاي قبلي بوده است . مطمئنم اين هدف نبوده است .
حالا اين به كنار . همه تكاليف هم بايد انفرادي حل شود .چرا نبايد به كار گروهي عادت كنيم ؟! ديروز در اينترنت ديدم در مشخصات يك دروه مديريتي در يكي از دانشگاههاي خارجي ، كه چطور تمام جريانات يك دوره ( از سرفصل مطالب و زمان دقيق هر جلسه و مطالبي كه قبلش بايد خوانده شود و منابع مربوطه و كلي جزييات ويژه هر جلسه از دوره و .. ) به طور كامل و از قبل مشخص بود و اكثر نمرات هم به گونه معقول و براي كار گروهي و متعادل اختصاص يافته بود . آنوقت ما پس از ۷-۸ جلسه هنوز نميدانيم سرفصل مطالب در فلان درس چه قرار بوده باشد و .... كي قرار است به كار گروهي تشويق شويم نمي دانم !؟
مگر قرار نبوده اين دانشكده پيشرو كارآفريني باشد . با اين وضع خواندن مطالب تماما تئوري و بدون هيچ نوع كاربرد عملي در برخي دروس ، نداشتن هيچ تجربه عملي و نداشتن هيچ مهمان واقعي كارآفرين كه بتوانيم از او در مورد وضع واقعي كسب و كار سوال كنيم و تجربه هايش را بشنويم ، صرفا خواندن كتب و مقالات فارسي و البته اغلب انگليسي و دادن گزارش از آنها و تنظيم مقاله مگر كارآفريني ميشود ؟ چرا از دانشجوياني كه سعي در كسب درآمد دارند هيچ حمايتي نميشود ؟ چرا هيچ طرح و برنامه عملي جدي براي كارآفرين سازي از دانشجويان وجود ندارد .
چرا هيچ مسئولي به من نوعي كارآفرين دانشجو نميگويد كار و بارت چطور است و چه مشكلاتي داري ؟ چرا در هيچ كلاسي از من نوعي خواسته نميشود تا از تجربيات عملي خود صحبت كنيم . اينكه من بدانم 100 سال پيش فلان شخص چه گفته است كاربردي تر است يا اينكه از وضع كسب و كار و جريانات واقعي آن در دنياي امروز صحبت بكنيم خوب است . چرا در دوره مجازي اين رشته ، كسب و كار اينترنتي يك درس جدا دارد ولي در دوره ما فقط يك درس به نام كارآفريني با IT هست و آن هم ظاهرا همين بحثهاي تئوري است !؟ چرا روي پروژهها و كيسهاي واقعي موجود كشور بحث نشود و همهاش از روي كتابهاي خارجي چندين سال پيش مثال بزنيم و رد شويم .
تنها درسي كه كمي واقع بينانه تر بوده است ، كلاس تمرين بازاريابي است كه در آن با ذكر يك مورد از وضعيت شركت نوعي و واقعي ايراني براي حل مشكلات بازاريابي آن ايده پردازي ميشود و اين به نظر من از بقيه درسها كاربرديتر است و شيرينتر . ولي حيف كه فقط يك مورد است . البته درس رفتار سازماني (كلاس آقاي دكتر مباركي ) هم چون بحث عملي رفتار را دارد انصافا از برخي حاشيههاي فوق به دور بوده و كلاس آرام و قابل تحملي است .
من اين سخنان را به همراه كلي پيشنهاد ديگر به گوش جناب آقاي دكتر رضوي و سايرين ميرسانم تا تغييري در وضعيت موجود ايجاد كنند . چرا بايد وضع طوري باشد كه حتي برخي ( البته به غير از من كسان ديگري هم هستند ) به فكر انصراف بيفتند ! البته يكبار برخي مطالب را در طي يك نامه به دفتر ايشان دادم ولي متاسفانه پس از دو هفته !!، ظاهرا ايشان فرصت نكرده بودند تا مطالب مرا بخوانند و من هم ديگر نامهام را از دفتر مديريت پس گرفتم ! منشي ايشان شاهد اين موضوع هستند .
مني كه قبلا دوره كارشناسي ارشد را گذراندهام ( آنهم با معدل بالا ) و كار و بارم هم خوب بود و به نوبه خود داراي شهرت و اعتبار و درآمد خوبي هم بودم و نيازي به اين مدرك نداشتم ( و توصيههاي برخي دوستان قديمي را گوش نكردم و ثبت نام نمودم به اين اميد كه چيز عملي و كاربردي جديدي ياد بگيرم كه به دردم بخورد ولي ... ) و الان هم كلي طرح پولساز را معلق نگه داشتهام و ، فقط به عشق اين كه كارآفريني را دوست داشته ام از سالها قبل ، تمام دردسرهاي رفت و آمد هفتگي به تهران و دور بودن از خانواده كوچك و صميمي خودم و تمام هزينههاي اين سفرها را تحمل ميكنم و از طرفي هزينه فرصت از دست رفته بسياري كه در قبال دور افتادن از كسب و كار خود متحمل ميشوم را ناديده ميگيرم ، چطور تحمل كنم وقتي برخي ميگويند شما انگيزه نداريد براي درس خواندن !؟؟!!! آخر شما كه با اين حرفهايتان بيشتر از هر اتفاقي ، انگيزه من و امثال من را ميكشيد ! ۳ ماه است ريالي كار مفيد نداشتهام و فقط از كيسه ميخوريم و ... !؟
شايد اگر من هم مثل اكثر دوستان هم دورهاي ، تازه از ليسانس به اين دوره پا گذاشته بودم و خرجيام را پدرم ميداد و يا اگر هم كار ميكردم نهايتا براي خرجي خودم بود و هيچ فكر و غصهاي در مورد اجاره خانه و اقساط و خرجي خانواده و ۳۰ ميليون چكي كه بايد طي يكسال پاس كنم و ... نداشتم ناراحت نميشدم ، ولي وقتي ۳ روز در هفته را در تهران بايد با تمام مشكلات و اوضاع اشاره شده سر كنم و ۳ روز بعد را در شهر خود باشم ( مثلا! باشم ، چرا كه آنقدر كار و نوشتن و بقول يكي از دوستان (( مشق )) داريم كه اين روزهايمان هم برايمان زهر مار ميشود و البته نرسيده هم به فكر تهيه بليط برگشت بايد باشم ! ) آنوقت چطور ميتوانم تحمل كنم و حرفي نزنم . البته اكثر دوستان جوان فوق هم شاكي هستند و آنها هم از دست اين همه مشق ! به تنگ آمدهاند .! ( نه اشتباه نكردم ۳+۳ ميشود ۶ روز . يك روز هم در راه رفت و برگشت هستم من عاشق كارآفريني !!! )
البته مشكل فقط اينها كه نيست . آنقدر كمبود و تغيير نياز دارد دانشكده ( عليرغم ظاهر زيبا و برخي امكانات خوبش ، از انصاف نبايد گذشت ) كه درس خواندن و كسب رضايت اساتيد را مشكل ميكند . من كه دارم اين موارد و مشكلات را مينويسم و مكتوب به روساي دانشكده خواهم داد . تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد . از همه دوستان هم ميخواهم هر نظر و پيشنهادي در اين باب دارند بفرمايند تا از قلم نيفتد .
چيزهاي زيادي براي نوشتن داشتم . منتها پس از ۱۵ ساعت راه آمدن با قطار و سواري و پياده ديگر خستگي نميگذارد . اميدوارم دوستان همراه قبلي و دانشجويان دانشكده اين مطلب را بخوانند و نظر خود را بگويند و اميدوارم مسئولين دانشكده هم چند دقيقه از وقت خود را صرف مطالعه يا شنيدن گزارشي از اين مطلب بنمايند و علاقه نشان دهند تا بقيه مطالب را بشنود .
البته تمام مطالب فوق از روي دلسوزي گفته شد و قصد جسارت به هيچ استاد و مسئولي در ميان نبوده است . از هيچ استادي هم گلهاي نيست . چرا كه به نظر من مشكل از پايه است و اساتيد محترم بيتقصير هستند و شايد برخي از ايشان هم از اين وضع ناراضي هستند . انصافا من در طي تمام دوران تحصيل خود چنين اساتيد عالي و كاركنان صميمي در محيط تحصيل نديده بودم . در همين جا به نوبه خود و از طرف ساير دوستانم از تمامي اساتيد ارجمند و كاركنان زحمتكش دانشكده و بخصوص رياست محترم دانشكده جناب آقاي دكتر رضوي و معاونين محترم ايشان نهايت سپاس و قدرداني را دارم . هدف پيشنهاداتي بود كه بايد گفته ميشد و البته ادامه خواهد داشت .
پس از نوشتن مطالب اخير تا اين بند ، نامهاي از طرف آموزش دانشكده به صندوق ايميلم رسيده با اين مضمون كه براي كارآفرين بودن دانشگاه تهران و با اين چشم انداز كه دانشگاه تهران را جزو 100 دانشگاه برتر جهان ببينيم ، پيشنهاد بدهيم . خوب اميدوارم اين موارد را از من داشته باشيد تا بقيه را مكتوب برايتان ارسال كنم .
اما دوستان همراه ، از اينكه اين مدت هيچ مطلبي نداشتم ببخشيد . البته وقتي وبلاگ ساير دوستان خود را مرور مي كنم و ميبينم آنها هم چيز تازهاي نداشتهاند به خودم اميدوارتر ميشوم !
نظر شما چيست ؟
بالاخره پس از كلي سر و كله زدن تونستم قولي رو كه داده بودم عملي كنم . اين چند روزه به جاي درس و مشق ! سرگرم كار روي طراحي و آماده سازي انجمني بودم براي دانشجويان كارآفريني . راستش از اينكه مي ديدم هم خودم كلي مشكل دارم در دريافت آخرين خبرهاي دانشكده و هم اينكه چند نفر در چند جاي مختلف به ذكر نظرات خود بپردازند و دنبال كردن همه آنها وقت گير و بعضا فراموش شونده باشد ،( با احترام به همه وبلاگهاي موجود فعلي دوستان) راه حل را در اين ديدم كه انجمن دانشجويان كارآفريني دانشگاه تهران را راه بياندازم .
همه دانشجويان دانشكده مديريت و دانشكده كارآفريني و همه علاقمندان موضوع كارآفريني در تمام نقاط دنيا دسترسي به اين انجمن خواهند داشت و مي توانند ما را از برنامه ها و رويدادها و مطالب مرتبط با انجمن باخبر كنند . مطمئنم خوشتان خواهد امد . ضمنا از دوستان گرامي ام : محمد ، تيستو ، احسان و ساير علاقمندان به مديريت بخشهاي مرتبط انجمن مي خواهم علاقمندي خود را پس از عضويت در انجمن ، با پيغام خصوصي در اين انجمن به بنده اعلام كنند تا ترتيب ايجاد اكانت ويژه مديريت را برايشان فراهم كنم . اميدوارم خوشتان بيايد . موفق باشيد .
براي ورود به انجمن دانشجويان كارآفريني كليك كنيد
از حالا به بعد با راه افتادن اين انجمن شايد ديگر كمتر به اين وبلاگ برسم . انجمن يك حسني كه دارد اين است كه نظر و مطلب اصلي در يك جا و براي همه ديده ميشود . همه چيز تحت كنترل خودمان است و به ديگران وابسته نيست ( كه بزنند يكدفعه همه چيز را پاك كنند و ... ) و كلي مزاياي ديگر كه با كار با آن به تدريج متوجه خواهيد شد.
نميدانم من زياد سخت ميگيرم يا علاقه شديد من به دانستن همه چيز ! باعث اين مشكل ميشه . نوبت قبل گفته بودم كه شديدا غرق در اينترنت هستم . هنوز هم اين غرق شدگي ادامه دارد . اين علاقه من به اينكه بخوانم و بدانم از كلي سال پيش بوده و شايد خيلي در اين مورد گفتهام . ولي ديگر دارم قاطي ميكنم ها.... !!!
وقتي اينترنت را ميگردي و وقتي كمي حرفهاي تر نگاه ميكني ( منظورم خارج شدن از مفهوم چت و جوك و سرگرمي و ... اينترنت هست ) آنوقت است كه مي بيني اي دل غافل . دنيا دست كيست و چه خبرها و قدرتهاي جديدي هر روز از اين اينترنت به وجود ميايند و استفاده مي كنند و هم پولدار ميشوند و هم معروف . آن وقت ما فقط داريم در كارهاي روزمره خود پر و بال مي زنيم !
شايد من زياده جدي گرفتم ولي چكار كنم كه اقتضاي كارم اين است . خوشبختانه اين روزها هم كار خاصي ندارم مثلا ! جز اينكه همينطور پشت كامپيوتر بنشينم و وبگردي كنم .( البته همزمان مدير ،آبدارچي ، بازارياب ، حسابدار ، انباردار ، منشي ، طراح و همه كاره انتشارات كهكشان دانش هستم و يك فروشگاه اينترنتي و يك سايت بزرگ و متنوع رو بايد آپديت كنم و سفارشاتش رو بسته بندي كنم و هنوز دوره ارشد فعليام رو تمام نكردم و يك درسش مانده و بايد بر روي آن كار كنم و هر روز به كلي تلفن مشاوره بدهم و خانواده رو اداره كنم و به فكر كتابهاي جديدم باشم كه بايد نوشته شوند و به فكر صدها كتاب خواندني اي باشم كه خريدهام ولي فرصت ندارم بخوانمشان و افسوس ميخورم، به كلي ايده كارآفرينانه پول ساز كه دارم ولي نفر و وقتش رو ندارم غصه بخورم ! و .... !!! كارآفريني رو داريد !؟ ) ، حالا اينكه يك خانواده ۴ نفري با كلي مخارج رو چگونه مي گردونم بماند ! كار من مثلا نويسندگي است و بايد كتاب جديد از آنهايي كه هي قولش را به خوانندگانم مي دهم را بنويسم ولي حيف كه تشنگي براي دانستن نمي گذارد كار اصلي ام را انجام بدهم !
نظر شما چيست ؟ من در كتاب اينترنت ايراني خود ، كه شنيدهام در برخي دانشگاهها هم به عنوان كتاب درسي تدريس ميشود ، حدود ۲ سال پيش مطالبي را آموزش دادم و خيلي هم طرفدار پيدا كرد كه در اين مدت ۴ بار هم چاپ شده و حالا بايد ويرايشش كنم . ولي اگر بخواهم تنها به تغييرات جديد اين مدت اشاره كنم حجم كتاب بايد لا اقل ۳-۴ برابر بشود . اگر هم چيزي نگويم دلم راضي نميشود . مانده ام ! از طرفي هم براي گذران روزها بايد بالاخره كتاب جديدي كار كنم .
از طرفي ۲ هفته ديگر كلاسهاي دانشگاه شروع مي شود و بايد هفته اي ۳ روز را در تهران باشم و ۴ روز را به شهر خودم برگردم . اينطوري ۲ شب در هفته را هم بايد در ماشين بگذرانم ! خيلي سخت خواهد بود ولي دارم خودم را آماده ميكنم . اميد دارم كه روزي اين زحمات نتيجه خواهد داد .
حالا منظورم از اين همه درد دل چي بود ؟ از دوستان عزيزي كه همراه هستند نظر ميخواهم . به نظر شما آيا بي خيال دانستن اين چيزها بشويم و سرمان را در برف كنيم و خود را به نديدن بزنيم ؟ يا نه بايد جلو برويم و همه مشكلات را تحمل كنيم . آيا اينكه من همزمان در چند جبهه ! دانش ( مديريت ، كامپيوتر ، روانشناسي ، كارآفريني و فيزيك ( كه مثلا ليسانسش رو ۱۰ سال يش گرفتيم ) ) ميخواهم آپ تو ديت باشم خوبه يا وقت تلف كردنه ؟
فكر ميكنيد در دانشكده كارآفريني كه ما دانشجويان ارشدش خواهيم بود ! چند نفر از دوستان هم فكر من خواهند بود كه حداقل كمتر احساس غربت بكنم ! آخر بزرگترين درد و مشكل من در سالهاي اخير در زندگي ام اين بوده كه هيچ همفكر و همعلاقه به علم و دانش و هم عقيده اي نداشته ام تا بتوانم كمي ياهاش درددل كنم ! بد دردي است نه ؟ دارم ميپوكم ها ! از درد تنهايي فكري .....
كسي هست با من هم عقيده و هم فكر باشد و اندازه من ( به اندازهاي كه از ۲۴ ساعت شبانه روز ، غير از ساعات خوابيدن - كه براي آن هم يك ايده خوب دارم و اگر كسي بتواند آن ايده را عملي كند ، اصلا نميخوابم !!!! - ۸۰٪ مانده روز در حال خواندن يا نوشتن يا گوش كردن به فايلهاي صوتي سخنرانان بزرگ خارجي يا وبگردي يا ديدن برنامههاي آموزشي باشد ! ) به دانستن علاقه داشته باشد ؟
هم مرامي ميخواهم واقعي تا كمي آرام شوم . ببخشيد زيادي سرتان را درد آوردم . چكار كنم كه وبلاگ را اختراع كردهاند براي اين جور حرفها ديگر ....
دوستان همانطور كه گفته بودم من سايت ديگري دارم به نام رازدانش . يك بخش از اين سايت با چندين مجموعه مطلب در مورد كسب و كار و تجارت و كارآفريني ميباشد كه سعي ميكنم هر روز مطالب خواندني جالبي در آن قرار دهم . اگر خواهان مطالبي در باب كارآفريني هستيد به اين بخش سر بزنيد:
بسم الله الرحمن الرحيم
نقش شايسته كارآفريني و تاثير آن در رشد و توسعه اقتصادي ، رقابت، شغل آفريني، اشتغالزايي پايدار، استقرار و توسعه عدالت اجتماعي ، حضور گسترده و فعال در بازارهاي جهاني ، فقرزدايي و افزايش اميد به زندگي ، شاد زيستي و ساير آرمانهاي اجتماعي بر كسي پوشيده نيست.
دستاورد راهبردي سياست كارآفرينانه، دو پيامد مهم ايجاداشتغال و ايجاد رفاه است كه اين دو با هم در خدمت توسعه اجتماعي خواهند بود.
از سوي ديگر، تحولات و دگرگونيهاي شگرف و عظيمي كه به دليل رشد فزاينده افزايش دانش،صنعت و فناوري در زندگي نوع بشر رخ داده موجب شده تا كشورهاي مختلف راهكارهاي مناسب و موثري را براي بهرهگيري هر چهبيشتر از اين تحولات بيابند و به كار بندند.
انديشمندان و خردورزان كارآفريني رااز مهمترين اين راهكارها دانستهاند كه در جهان كنوني مورد توجه بسياري از كشورها قرار گرفته است.
دستيابي به اهداف آرماني سند چشم انداز ۲۰ساله جمهوري اسلامي ايران و نيز تحقق كامل اهداف برنامهچهارم توسعه و شعارهاي ۴گانه دولت نهم (عدالت گستري ، خدمت به بندگان خدا ، مهرورزي و تعالي و پيشرفت مادي و معنوي ) مستلزم توسعه فرهنگ و دانش كارآفريني به عنوان عامل و محرك اصلي است.
گسترش فرهنگ كارآفريني و توسعه كسب و كار ، ارزش آفريني ، توليد و توسعه خدمات و محصولات ارزشمند بيش از هر جا، زيبنده و شايسته جامعه اسلامي است .
از اين رو لازم است براي توسعه كارآفريني در سطح ملي ، نسبت به موارد ذيل اهتمام جدي به عمل آيد:
-۱شناسايي و استفاده از ظرفيتهاي كارشناسي كشور در قالب الگوهاي سازماندهي خبرگان ملي به منظور شناسايي دورنماها، چالشها ، استراتژي ها و اهداف استراتژيك توسعه فعاليتهاي كارآفريني در كشور.
-۲تدوين سند ملي توسعه كارآفريني در قالب لوايح قانوني.
-۳توسعه انواع كارآفريني فردي ، سازماني ، عمومي ، اجتماعي به ويژه فعاليتهاي كارآفرينانه بخش خصوصي به عنوان استراتژي توسعه ملي.
-۴طراحي و بكارگيري هوشمندانه نظامهاي سنجش و توسعه كارآفريني و ارزشيابي محيط كارآفريني در كشور به منظور هدايت اثر بخش استراتژيها و سياستهاي توسعه كارآفريني .
-۵توسعه نهادهاي آموزشي - پژوهشي توانمند براي توسعه كارآفريني در كشور.
-۶جهان آموزش عالي پس از دو انقلاب بر محور آموزش و پژوهش ، اكنون انقلاب كارآفريني را فرا روي خود دارد و در انقلاب كارآفريني ماموريت دانشگاهها ايفاي نقش در توسعه اقتصادي - اجتماعي كشور است.
اينك كه ظرفيتهاي آموزش عالي كشور به حد نياز نزديك ميشود ، رويكرد آموزش عالي بايد به تربيت دانش آموختگان توانمند و متناسب با نيازهاي بازار كار و كارآفريني باشد.
دانشگاهها بايد با مطالعه بازخور فعاليتهاي خود هر چه بيشتر توسعه كارآفريني را بين دانشجويان و اعضاي هيات علمي مورد توجه قرار دهند و بخش مهمي از تحقيقات دانشگاهي را در خدمت نيازهاي اقتصادي - اجتماعي جامعه قرار دهند.
حركت به سوي دانشگاه كارآفرين، رويكرد نوين آموزش عالي.
-۷وزارت علوم با بهرهگيري از قابليتهاي دانشكده كارآفريني دانشگاه تهران ، هر چه سريع تر برنامههاي مربوط به ايجاد رشتهها و گرايشهاي كارآفريني را در مقطع كارشناسي ارشد و دكترا براي دانشگاهها تدوين نمايد.
به طوري كه درآينده هر دانشگاه متناسب با نيازهاي توسعه كشور و استان و بر اساس مزيتهاي موجود در دانشگاه رشته تخصصي كارآفريني خاص خود را اجرا نمايد.
-۸دستگاههاي دولتي مسوول بخشهاي اقتصادي - اجتماعي در حوزه فعاليت خود امكانات رشد كسب و كار را براي دانشجويان كارآفريني فراهم نمايند تا در آينده شاهد تاسيس شركتهاي دانش محور در بخشهاي مختلف كشور باشيم .
-۹وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري ، فرآيند توسعه كارآفريني در دانشگاهها را تسريع و تسهيل نمايد به طوري كه دانشگاههاي فني و صنعتي به محل توليد و فناوري و نوآوري تبديل شوند و دانشجويان بر اساس مسايل واقعي جامعه آموزش ببينند و درصد بالايي از دانش آموختگان دانشگاهها ، شركت دانش محور تاسيس نمايند .
اين جانب همكاري وزارتين كار و امور اجتماعي و علوم،تحقيقات و فناوري را در تاسيس دانشكده كارآفريني دانشگاهتهران به عنوان قطب علمي كارآفريني ارج مينهم و انتظار دارم با مساعي دانشگاه تهران ، هر چه سريعتر برنامه توسعه دانشكده كارآفريني براي ايفاي نقش ملي براي اينجانب ارسال شود.
مراسم رسمی گشایش دانشکده کارآفرینی با حضوررییس محترم و هیأت رییسه دانشگاه تهران، «وزیر محترم کار و امور اجتماعی»، «وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری» و «قرائت پیام رییس جمهور محترم جناب آقای دکتر احمدی نژاد»، اساتید محترم دانشگاه تهران، کارآفرینان برگزیده کشور و دانشجویان کارآفرینی، تعدادی از مسئولین کشور و نمایندگان مجلس شورای اسلامی روز سه شنبه 11/10/86 ساعت 5 عصر در تالار اجتماعات دانشکده فیزیک دانشگاه تهران واقع در انتهای خیابان کارگر شمالی برگزار میشود.
|
دانشگاه تهران، با حمایت وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری و هماندیشی کارشناسان و همکاری بیدریغ وزارت کار و امور اجتماعی اقدام به تأسیس نخستین دانشکده کارآفرینی در کشور نموده است. تأسیس این دانشکده، با توجه به سند چشمانداز بیستسالهی جمهوری اسلامی ایران که در آن بر فعالیتهای دانشبنیان، تاکید بسیار شده است و همچنین در جهت تأمین نیازهای تخصصی برنامهی چهارم توسعهی کشور، آموزش دانشگاهی مهارتهای کسبوکار و کارآفرینی در کشور، مورد توجه دانشگاه تهران قرار گرفت. هم اکنون رشتهی مدیریت کسب و کارهای کوچک در مقطع کارشناسی و رشتهی مدیریت کارآفرینی با سه گرایش کارآفرینی در بخش عمومی، کارآفرینی سازمانی و کسب و کار جدید در مقطع کارشناسی ارشد، دانشجو میپذیرد. این دانشکده در صدد است، با همکاری چند دانشگاه بین المللی، دورهی دکتری کارآفرینی را نیز در دانشگاه تهران راهاندازی نماید. دانشکده کارآفرینی در حال حاضر نماینده جمهوری اسلامی ایران در دیده بان جهانی کارآفرینی«GEM» است. مراسم رسمی گشایش این نهاد نوپا با حضوررییس محترم و هیأت رییسه دانشگاه تهران، «وزیر محترم کار و امور اجتماعی»، «وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری» و «قرائت پیام رییس جمهور محترم جناب آقای دکتر احمدی نژاد»، اساتید محترم دانشگاه تهران، کارآفرینان برگزیده کشور و دانشجویان کارآفرینی، تعدادی از مسئولین کشور و نمایندگان مجلس شورای اسلامی روز سه شنبه 11/10/86 ساعت 5 عصر در تالار اجتماعات دانشکده فیزیک دانشگاه تهران واقع در انتهای خیابان کارگر شمالی برگزار میشود. |
| شنبه | 8-10 روشهاي تصميم گيري | 10-12 رفتار سازماني | 17-19 حقوق بازرگاني |
| يكشنبه | 10-12 بازريابي | ||
| دوشنبه | 8-11 تئوري مديريت | 11-12 بازاريابي | 15-17 مباني كارآفريني |
| دوشنبه | 17-19 اصول جسابداري |