تبليغاتX
كارشناسي ارشد كارآفريني دانشگاه تهران

ترم اول كارشناسي ارشد كارآفريني در دانشكده كارآفريني دانشگاه تهران تمام شد ، البته تقريبا ! چون به لطف برخي‌ها !‌ هنوز 2 نصفه امتحان ديگر داريم كه اتمامشان به آخر تير ماه خواهد كشيد . طبق قولي كه داده بودم ، و با ذكر اينكه مهم نيست چه كساني اين مطالب را مي‌خوانند و چقدر جدي مي‌گيرند و چقدر تاثير مي‌پذيرند و تغيير ايجاد مي‌كنند ، من وظيفه و در توان خودم مي‌دانم كه چنين بيان كنم برخي مسائل را ، حتي اگر ... .

راستش آنقدر از نتايج كسب شده در طول اين ترم ناراحت و پشيمان هستم و افسوس مي‌خورم كه حدي ندارد . افسوس عمري كه در اين مدت روي اين رشته و دانشكده صرف كردم و متاسفانه به هيچ يك از اهداف و مواردي كه انگيزه اوليه ورودم به اين رشته بودند دست نيافتم . برخي از اين عدم موفقيتها در شخصيت و روحيه خودم ناشي مي‌شود كه خيلي رفتارها و مسائل را متفاوت از ديگران مي‌بينم و تفسير مي‌كنم و نمي‌توانم مثل بقيه باشم و برخي افسوس‌ها نيز از روند به نظر من نادرست اجرايي دانشكده كارآفريني  ناشي مي‌شود .

نحوه امتحان پايان ترم دانشكده در مقطع ارشد را هم ديديم و باز متوجه شديم كه جريان آنگونه كه ما حدس مي‌زديم نبود و باز همان روال مربوط به ساير جاها مثلا دانشكده تاريخ و جغرافي را بايد در رشته كارآفريني هم تكرار كنيم !‌ يعني حفظ دهها و صدها و حتي هزاران صفحه ! مطلب براي يك درس و كپي كردن مطالب حفظ شده روي برگه امتحاني ، بدون آنكه بفهميم كارآفريني چگونه بايد باشد .

در دوره قبلي ارشد بنده (‌ مديريت اجرايي ) كه در يك دانشگاه ضعيف‌تر بود و من اين صحنه‌ها را مي‌ديدم افسوس مي خوردم كه چرا بايد دانشجوي كارشناسي ارشد مثل بچه محصل دوره راهنمايي ،‌ جزوه بدست مشغول حفظ كردن باشد ! ‌آنجا مي‌گفتم شايد حد و استاندارد اين دانشگاه اين است و حرفي براي گفتن نداشتم . ولي اينجا چي !‌ دانشگاه تهران باشد و از آن مهمتر دانشكده كارآفريني !‌ و باز همان روال ! آيا دانشكده برآورد كرده است كه در طول يكسال از فعاليت خود چند كارآفرين به نتيجه رسيده تربيت كرده است !‌؟

برخي‌ها مي‌گويند دانشكده هنوز در بين تربيت محقق كارآفريني و كارآفرين عملي مردد است . اما من مي‌گويم : به فرض تربيت محقق كارآفريني ، اين محقق مي‌خواهد نتيجه تحقيقش را چه كار كند ؟ كارآفريني مگر بدون عمل و به عرصه آمدن مي‌تواند موثر باشد . گيريم كه يك محقق دكترا هم تربيت كرديم . اين محقق مگر قرار نيست دردي از جامعه كاري را حل كند . مگر رشته رياضي است كه فقط به فكر تئوري باشيم و در فضاي خيالي جبر و هندسه و آناليز سير كنيم ، هرچند آنهم بالاخره بعمل منجر خواهد شد . باز هم تكرار مي‌كنم اينكه من فهميدم كه نظر فلان شخص در مورد فلان مطلب چي بود آنهم در دهها سال پيش ! در كجاي فرآيند كارآفريني در دنياي واقعي به درد من خواهد خورد !؟!؟  البته هدف رد و تكذيب فهميدن اين مطالب نيست ، ولي اين قدرها هم ارزش نداشتند به نظر من . اين مطالب را مي‌توان از روي كتابهاي زيادي كه در بازار وجود دارد خواند و نيازي به اين همه ايجاد  دردسر براي استاد بابت تدريس و دانشجو بابت تحفيظ ! نبود .

البته بنده به عنوان شخصي كه عمري را ( 22 سال از عمر 33 ساله پرفراز و نشيب خود ! ) در كار كتاب و مطالعه و نوشتن بوده و آموزش ، ايده و حرف جديدي در روش آموزش دارم و كاملا متفاوت از آنچه در كل دنياي آموزش فعلي رايج هست ! روزي خواهد رسيد كه ايده و روشي كه بنده به عنوان راه حل ياد دادن بدان رسيده‌ام و نتيجه هم گرفته‌ام همه گير شود و در آن زمان خواهد بود كه كتب و روشهاي فعلي عجيب به نظر خواهد رسيد . اينكه نظر و ايده من چيست ؟ اين را فعلا نمي‌گويم تا كسي كه واقعا دنبال تحول هست سراغم بيايد تا برايش توضيح دهم .

همانطور كه دوست عزيزم جناب آقاي برزگر ( موسس سايت خلاقيت ) مي‌گفت چرا نبايد دانشكده كارآفريني نتواند يك كارآفريني عملي تحويل جامعه دهد . كدام يك از دانشجوياني كه يك يا دو ترم ( دوره كارشناسي ) تاكنون از اين دانشكده و تحصيل در آن انگيزه گرفته و سراغ تاسيس يك كسب و كار جديد رفته است !؟ مگر نه اين است كه آنهايي هم كه مشغول بودند ( البته من با مشاهده‌اي كه كردم متوجه شدم ، غير از خودم و شايد نهايتا يك يا دو نفر ديگر ، هيچ فرد ديگري از بين دوستان نبوده كه خودش واقعا يك كسب و كار مستقل را ايجاد و در حال مديريت كردن باشد ) از درد تكاليف تئوري و نوشتني و  انبوه برخي اساتيد ( كه نمي‌دانيم منظورشان از اين همه به كابوس كشاندن ! دانشجو چيست ؟ دوستي كه مثل من از قبل فوق ليسانس داشت و آنهم از دانشگاه صنعتي شريف و اين دومين ارشدش هست ، مي‌گفت آنجا اينقدر اذيت نمي‌كردند كه اينجا مي‌كنند ! ) ، از كاري هم كه داشتند دور ماندند و كلي ضرر ديدند .

اصلا اين كه براي اين دانشكده كارآفريني و براي استقرار در محل اختصاصي كسب و كارهاي دانشجويي دانشكده ( كه به لطف مسئولان در حال راه‌‌اندازي است و الحق جاي سپاس دارد ) از بين حدود 90 دانشجو ، فقط 7-8 تا طرح اوليه ( يعني حداكثر فقط 8 % ) پيشنهاد شده است و آنهم معلوم نيست چقدر به نتيجه برسند ! ‌اين بد و قابل تاسف نيست !؟ چرا نبايد تك تك دانشجويان كارآفريني براي اين موضوع طرح داشته باشند !

من مانده‌ام كه اين دوستان دانشجو كه اصلا در باغ نيستند ! ( ببخشند اين دوستانم ، منظورم در باغ ايجاد كسب و كار و ... ) چگونه مي‌خواهند براي آينده اين مملكت كارآفرين باشند . همه فقط به فكر گرفتن يك مدرك هستند تا بروند سراغ زندگي خودشان . آنوقت هدف دانشكده كارآفريني چيست !؟‌ نمي‌دانم !

بگذريم از اينكه به دليل آنكه متاسفانه يا خوشبختانه ! اكثريت دانشجويان اين دانشكده تهراني و يا ساكن تهران هستند و اين باعث شده تا اساتيد هم اصلا وضعيت دانشجويان شهرستاني ( كه از هزاران كيلومتر فاصله مي‌ايند ) را درك نكنند و فراموش كنند و خيلي راحت برنامه‌ها را عوض كنند ! طفلك اقليت !

از اينكه دوره ارشد اينگونه است از  ادامه‌اش ترسم مي‌گيرد . دوست هم اطاقي من در خوابگاه كه در يك دانشكده ديگر دانشگاه تهران سال سوم دكترا هست آنقدر از سخت گيري و اذيت بيمورد و واقعا عجيب اساتيدش مي‌گويد و هر روز كلي اعصاب داغوني دارد كه وقتي وضع او را مي‌بينم به ياد حرف يكي از اساتيد خودم در همين دانشكده كارآفريني مي‌خورم كه توصيه كرده براي ادامه تحصيل ايران را انتخاب نكنم ! چه ميشود  به جاي اذيت و سركوفت زدن ، واقعا از ما كار مرتبط و متناسب خواسته شود و در قبال آن هم پاسخ و احترام ببينيم .

در هر حال قصد داشتم در پايان ترم كه نتيجه يك ترم مطالعه و تحصيل در برخي از درسهايي كه داشتيم را بيان كنم ، ولي فعلا اين مورد را نگه مي دارم براي اواسط مرداد ! اگر گفتيد چرا !؟ فقط فعلا براي خودم و براي ادامه كار 2 راه حل بيشتر ندارم : راه حل اول و راه حل دوم‌ ! اينها را هم بماند تا بعدا بگويم كه چه راه حلهايي هستند .

با تشكر مجدد از مسئولان زحمتكش دانشكده ( بدون اغراق و بدون هيچ قصد و غرض عرض مي‌كنم و بارها گفته‌‌ام كه از بسياري جهات اين دانشكده برترين دانشكده كل ايران است در حال حاضر ) بخصوص جناب آقاي دكتر رضوي ، كه با اخلاق خوش و حاضرجوابي‌هاي خودشان ( آخرين بار در جشن پايان ترم نشان دادند اين مورد را ) و جوان پسند بودن رفتارشان همه را نسبت به خودشان مديون كرده‌اند و جناب آقاي دكتر مباركي كه با سيماي هميشه خندان و رفتار و ظاهر آرام و موقر و تدريس و آزمون خوب و منطقي‌شان همه دانشجويان خود را راضي كردند و جناب آقاي دكتر طالبي كه با رفتار و گفتار جوانانه و مورد پسند و شبيه دانشجويان خودشان موجبات رضايت خاطر دوستان هستند در برخي لحظات و نيز تك تك ساير اساتيد و كاركنان ، ...

فقط يك پيشنهاد كاربردي و موثر براي دانشكده دارم . از مسئولان دانشكده درخواست دارم اگر مي‌خواهند از نتيجه يك ترم فعاليت دانشكده در مقطع ارشد گزارش داشته باشند ، يك نظرخواهي يا تحقيق مفصل و واقعي و جدي با سوالات خوب و موثر از بين دانشجويان ارشد انجام دهند تا ببينند نقطه ضعف و قوت دانشكده و مجريان آن در اين ترم چه بوده و اگر واقعا قصد بهبود امور را دارند از نتايج آن تحقيق استفاده جدي بكنند . خود من هم حاضرم در طراحي سوالات اين تحقيق مشاهدات خودم را همراهي دهم . اميدوارم . فعلا ...

 

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در جمعه هفتم تیر 1387 و ساعت 14:51 |
الان ساعت حدود 2 بامداد 5 شنبه 6 تير است . تازه بعد از 12 ساعت ماشين سواري در اين هواي داغ به منزل رسيده‌ام . وقتي فكر مي‌كنم كه هفته بعد فقط بابت يك امتحان 2 ساعته دوبرابر همين مسافت را بايد طي كنم و برگردم تا برخي از دوستان جبران تنبلي‌شان را بكنند و امتحاني را كه بايد هفته پيش مي‌دادند با يكهفته تاخير بدهند ، دلم سخت مي‌گيرد . دوستاني كه الان حتما در خواب نازند و ....
حيف كه باز هم خود را فداي دوستان كردم تا آنها خوش باشند و راحت . آنها كه برايشان نيم ساعت زودتر از خواب بيدار شدن سخت است!، خيلي آسان پشت پا مي‌زنند به قول و قرار دوستانه شان و هيچ كسي جز خودشان را نمي‌بينند ! افسوس .
چه كسي جبران مي‌كند ضررهاي جسمي و معنوي و روحي من و امثال من ( آن دوستي كه از كرمان مي‌ايد و او هم مثل من مجبور به تحمل قراري شده كه حقش بود نپذيرد و پذيرفت فقط به خاطر دوستاني كه ... ) و چگونه !؟!؟!؟!
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در پنجشنبه ششم تیر 1387 و ساعت 1:57 |
ديروز ( جمعه ) سالروز شهادت دكتر چمران بود . يكي از افرادي كه دير شناختم ولي خيلي از مرام و سرگذشت زندگيش خوشم مي‌امده و باز هم در چنين روزي با تصاويري كه از تلويزيون ديدم باز هم عظمت و بزرگي‌اش به يادم آمد و همانند هر سال باز هم با شور و اشتياق تماشا كردم اين تصاوير را و صداها را شنيدم از زبان برادر بزگوارش . راستش من در زندگي وقتي صحبت از پروفسور حسابي مي‌شود يا چمران ، دلم بد جوري مي‌گيرد .
از اينكه ما چنان افرادي داشتيم و هر كدام در زمان خود قدرشان دانسته نشد و حيف شدند . البته اينكه چمران هم مانند پروفسور حسابي دستي در فيزيك داشت ( آنهم در سخت ترين گرايشش يعني فيزيك پلاسما ، موضوعي كه فقط يك درس 3 واحدي از آن در ليسانس خواندم و ديدم چقدر پيچيده است ) هم  برايم شيرين تر مي‌نمايد . همواره سرگذشت افرادي كه فيزيك خواند‌ه‌اند و خيلي هم معروف بودند برايم جالب بوده . اينكه رشته فيزيك فكر انسان را باز مي‌كند و ديدش را نسبت به زندگي عوض مي‌كند . خيلي‌ها برايم در اين مورد مطرح شده‌‌اند . از رييس و بنيانگذار سوني گرفته تا دبيركل پيشين سازمان ملل و  از جناب دكتر رضوي (‌رياست محترم دانشكده كارآفريني ) تا جناب دكتر طالبي عزيز و خيلي افراد مطرح در سياست و اقتصاد و ساير زمينه‌‌هاي فعلي كشور و جهان ...
اين گريز به فيزيك را آمدم كه يادي از رشته قبلي خود كرده باشم ، ولي هدف اصلي‌ام اين بود كه :
چرا ما نبايد راه افرادي مثل ايشان را برويم . چرا ما نبايد در عين دانشمند و بزرگ بودن ، ساده و صميمي باشيم و مردمي و بي‌الايش . چرا برخي‌ها با كمي مدرك و پست و مقام همه گذشته خود را و دين و دنياي خود را فراموش مي‌كنند و فقط به فكر سوء استفاده از فرصت و قدرت بدست آمده هستند ؟ چرا برخي‌ها آنچنان گرفتار و جوگير مي‌شوند كه جواب سلام آدم را هم به زور مي‌دهند و لبخند زدن را فراموش مي‌‌كنند ؟! چرا برخي‌ها بين آدمها فرق مي‌گذارند و همه آنهايي را كه جايگاه يكساني دارند را يكسان نمي‌بينند ؟
حيف كه ديگر چمراني نداريم . حيف كه ديگر حسابي‌اي نداريم و شريعتي‌اي و آويني‌اي و ....
آنهايي كه رفتند ولي هميشه خواهند ماند تا الگويي باشند براي مردماني كه مي خواهند انسان باشند. حيف !
بگذريم....
در هر حال اين هفته ، هفته آخر امتحانات دانشكده است . گزارش بسيار مبسوطي از نتيجه يك ترم تحصيل در دانشكده كارآفريني و برخي موارد ناگفته و ناتمام قبلي ديگر دارم كه بزودي در اين بلاگ خواهم آورد . فعلا .
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 0:13 |