تبليغاتX
كارشناسي ارشد كارآفريني دانشگاه تهران
هفته پيش از سه شنبه 9 شب تا شنبه 9 صبح يك سفر 84 ساعته با قطار به شهر ساري و خزرآباد داشتيم با حدود 140 نفر از دوستان ، كاركنان ، اساتيد و خانواده‌‌هاي دانشكده كارآفريني . ( البته سفر اصلي ما يكروز زودتر شروع شده بود و 10 ساعت هم ديرتر تمام شد به دليل مبدا بودن تبريز براي من و خانواده‌ام !! ) . جاي شما خالي ، هم فال بود و هم تماشا . خوش گذشت و البته چيزهايي تكرار شد و مطالبي بيان شد كه من قبلا در همين وبلاگ آنها را بارها آورده بودم و برخي ها تازه يادشان افتاده بود كه اين مسائل هم هست ! به زودي همه اين جريانات را به طور مفصل در اين وبلاگ شرح مي‌دهم. فعلا كه من اين هفته را تعطيل كردم و نتوانستم دانشكده بروم . مثلا قرار گذاشتم تا طي اين چند روز كلي از تكاليف محوله را انجام دهم . آخه تا امتحانات كمتر از 25 روز مانده و كلي كار عقب افتاده داريم . خود امتحانات هم كه معلوم نيست از چه منبعي و چگونه خواهند بود !؟ خدا به دادمان برسد . تا بعد ....
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 13:43 |

بدون مقدمه عرض مي‌كنم :

سال قبل در مرحله نهايي انتخاب دانشجوي برتر كارآفرين تعداد 25 نفر برگزيده و معرفي شدند . امسال بنده هم در اين جشنواره شركت كرده بودم و با كارآفريني‌هايي كه خودم در طي سالها و موارد مختلف و يا با محصولات كارآفرين‌ساز خودم كرده بودم تا مرحله نهايي اين جشنواره هم بالا آمدم و به نظرم جزو 10 نفر نهايي قرار گرفتم . اما در مرحله نهايي و با اين حساب كه امسال ظاهرا فقط 5 نفر به عنوان برگزيده نهايي انتخاب مي‌شدند بنده را از ليست نهايي خط زدند آن هم به دلايل واهي كه در زير توضيح خواهم داد .

نمي‌دانم داوران اين جشنواره چه تعريفي از كارآفرين داشتند ولي به نطر من آنها هم مانند بسياري از افراد ، كارآفرين با كارفرما را اشتباه گرفته بودند ! مگر كارآفرين كسي است كه حتما بايد چند كارگر را به كار گرفته باشد !؟ كارآفرين انتخاب مي‌شد يا كارفرما ! كارفرمايان كه براي خودشان كلي جشنواره دارند و نيازي به اين مورد هم نبود .

در مرحله نهايي از من خواسته شده بود كه ليست بيمه كاركنان و مواردي از اين قبيل را ارائه دهم و چون همه كارآفريني هاي من به تنهايي بوده و براي رعايت اصل صرفه جويي ، كاري را كه خودم مي‌توانستم ( هر چند كار چندين نفر باشد ) را خودم انجام داده ام پس كارمندي نگرفته‌ام . همچنين چون كارم هم اكثرا با يك تلفن و يا با اينترنت قابل پيگيري بود نيازي به اجاره و هزينه براي يك دفتر نمي‌ديدم كه اين مورد هم به نظر آقايان داوران نقص بوده كه چرا دفتر كار من آدرس مشخصي ندارد . من كه كلي آدرس ايميل و صندوق پستي و وب سايت داده بودم ! خوب است كه عصر اينترنت است و كسب و كارهاي مجازي !!! البته زحمات سرور ارجمند جناب آقاي دكتر عربيون و دوست عزيزم آقاي شعبانيان را در اين پروسه ارج مي‌نهم و بسيار سپاسگزار ايشان هستم .

بگذريم . من كه نيازي به اعتبار يا جايزه اين انتخاب شدن نداشتم . فقط حيف كه اينجا هم كتك برخي تنگ‌نظري‌ها را خوردم و از انتخابي كه حق من بود ماندم ! در اين مورد هم مطمئنم روزي خواهد رسيد كه به حق خودم برسم آنهم بدون منت و با روي باز .

و اما در مورد دانشكده كارآفريني :

دانشكده كارآفريني فعلا و بدون هيچ حرف و حديثي از نظر برخي شرايط و ويژگيها ، بي‌نظيرترين دانشكده ايران است . اين را همه دوستان هم اعتراف مي‌كنند و سعي مي‌كنيم قدرش را بدانيم .

در كدام دانشكده مي‌توانيد با كاركنان اداري مانند يك دوست و هم‌دوره‌اي هم‌كلام شويد ؟ ( من كه در 4 سال تحصيل خودم در دانشگاه ...؟! براي وارد شدن به اطاق آموزش هم ترس داشتم و اگر هم واردش مي‌شدم با برخوردهايي روبرو مي‌شدم كه پشيمان‌تر مي‌شدم ! ). 

در كدام دانشكده روز تولد شما يادشان است و برايتان كادوي تولد مي‌دهند ؟!‌ مهم ارزش مادي اين كادو نيست . مهم اين است كه با شنيدن اين خبر و گرفتن اين كادو ، متعجب شوي و احسنت بگويي به سليقه و منش مسئولان دانشكده .

در كدام دانشكده براي شما اردوي 3 روزه علمي تفريحي مي‌گذارند و آنهم به اصرار از شما مي‌خواهند كه حتما بايد باشيد ؟! البته براي من يكي لطف خاصي قايل شدند ( اگر گفتيد چي ؟! ) كه آنهم مزيد بر علت شد تا به اين حسن سليقه و برنامه‌ريزي تبريك بگويم و تشكر كنم . اميدوارم دوستان ساير دانشگاهها حسودي نكنند !

اين موارد و نيز صميميت اساتيد با دانشجويان ، محيط زيبا و باغچه سرسبز دانشكده ( كه گاهي محلي براي رفع خستگي و تفريح دوستان است ) و ... كه باعث شده با تمام سختيهاي رفت و امد و مسايلي كه قبلا بيان كرده‌‌‌ام هر بار حضور در اين دانشكده برايم شيرين باشد و آن آرزوي ديرپاي خود را از يك محيط پويا و خودماني در اين دانشكده درك كنم و هر روزش برايم شيرين تر از قبل باشد .

اميدوارم اين وضعيت در ترمها و سالهاي بعدي هم باقي بماند و خداي نكرده با برخي جريانات ، اين رويكرد نوآورانه دچار عقب گرد و مشابه ساير موارد نشود . آرزو مي‌كنم و دعا .

و اما :

نمي‌دانم چرا برخي امكانات دانشكده كه اصولا بايد در اختيار دانشجويان دانشكده باشد ، در اختيار افرادي است كه دانشجوي اين دانشكده نيستند . اين از كم تحركي دانشجويان فعلي است به نظر من و البته دليلش هم يكي اينكه متاسفانه وقتي براي رسيدن به برنامه‌هاي متفرقه و كسب و كار نداريم و دليل دوم را در مطلب چند وقت قبل من بايد پيدا كنيد !؟...

منظورم همين فضاهاي فيزيكي دانشكده است كه .... و حمايتهايي كه از برخي افراد مي‌شود و از دانشجويان فعلي نمي‌شود ! اميدوارم طرح جادهي به دانشجويان داراي كسب و كار هم دچار اين مشكل نشود و واقعا اين فضاها به دانشجويان فعال فعلي خود دانشكده اختصاص يابد و گمراهه نرود .

انتظارات :

نوع حمايت دانشكده از برخي طرحها درنحوه حمايت دانشكده از كسب و كار پيشنهادي من براي استقرار در مركز رشد كوچك دانشكده دنبال خواهم كرد تا ببينم آيا براي طرحي كه نمونه بسيار كوچكش توانسته فضاي خود دانشكده را بگيرد را در محل كسب و كارهاي دانشجويي چگونه مستقر خواهند كرد و چه خواهند گفت ؟ البته با حمايت خاص برخي اساتيد محترم ، اميدوارم اين مسئله به خوبي و خوشي شروع و با نتيجه درخشان ادامه يابد .

ما كه هنوز آنقدر پارتي نداريم كه فقط يك لينك از سايت دانشكده به انجمن اينترنتي دانشجويان كارآفريني داده شود و متاسفانه تا كنون از سوي خود دانشجويان هم در اين مورد كم لطفي شده است!!!!!!

اما كارشناسان كسب و كارهاي كوچك :

دوستان دانشجوي دوره كارشناسي هم به نظر من انفعالي عمل مي‌كنند و آنچنان كه بايد فعال و پويا نيستند ( البته دوستان انجمن علمي و بخصوص خانم شعباني از اين قاعده مستثنا هستند ) و اين پس از سمينار دو هفته قبل من در سالن كنفرانس دانشكده بيشتر عيان شد وقتي از آن جمع هنوز كسي را نديدم كه به دنبال پيشنهادهاي من برود ! چرا ؟

به هر حال :

روز دوشنبه زماني كه در راه تبريز بودم پيغامي از سوي سازمان جهاني دانشجويان AIESEC برايم رسيد با اين مضمون كه بنده به عنوان عضو ويژه ( داراي پتانسيل بالا ) از ايران در اين سازمان انتخاب شده‌‌ام . درخواست شده بود كه در جلسه تبادل اطلاعات اين سازمان شركت كنم كه فعلا ماند تا برگردم تهران و سري به دفتر اين سازمان در ايران بزنم و براي برنامه‌هاي آتي صحبت كنيم . اين مورد را نيز جرقه‌اي مي‌دانم براي رسيدن به برخي اهداف و جايگاههايي كه ارزشش را دارم و بايد برسم .

من خودم را برتر نمي‌دانم و اتفاقا خيلي هم از خودم بدم مي‌آيد ولي آنچنان ويژگيهايي دارم كه مطمئنم در افراد نادري اين روحيات پيدا مي‌شود و دنبال چنين افرادي هستم تا با هم بتوانيم گروه كاري فعال و قدرتمندي تشكيل بدهيم . اگر كسي هست جلو بيايد .

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:26 |

امروز سه شنبه 10 ارديبهشت 87 :

ديروز عصر با وزير محترم كار و امور اجتماعي ، جناب آقاي دكتر جهرمي ، در دانشكده كارآفريني جلسه دوستانه‌اي داشتيم . در اين جلسه از طرف دوستان دانشجوي بنده مطالبي مطرح شد و نيز در طي 3 روز اول هفته اتفاقاتي رخ داد كه حيفم مي‌ايد توضيح ندهم . اين توضيحات در ادامه مطلب و نقد قبلي من از اوضاع دانشكده و مكمل آن است و اميدوارم اين بار نيز اساتيد محترم زحمت مطالعه اين بند را به خود بدهند و قضاوت نهايي را هم بر عهده آنهامي‌‌گذارم .

همچنين طي اين دو سه روز اخبار جديد و جالبي شنيده شد كه شايد مصادف شدن آن با طرح مطلب قبلي و نقد من و پيگيريهاي مسئولان محترم دانشكده ، بي‌‌دليل نباشد و حتما ربطي بين اين گلايه‌‌ها و اين اتفاقات تازه وجود دارد .

* قرار شده دفتر كسب و كارهاي دانشجويي افتتاح شود و براي افراد دانشجويي كه داراي طرح خوبي براي كارآفريني هستند مكان مناسبي اختصاص داده شود و حمايتهاي اوليه انجام گيرد از طرف دانشكده كه اين را به فال نيك مي‌گيريم و خود من هم در اولين فرصت طرح جامع خود را ارائه خواهم نمود و اميدوارم بتوانم با همكاري برخي از دوستان علاقمند خود اين طرح را شروع و پيش ببريم و اميدوارم در اين مورد انتخابها درست و سنجيده باشد و خوش پايان.

* قرار است آخر اين ماه سفري سه روزه علمي به شمال كشور داشته باشيم از طرف دانشكده كارآفريني . اين سفر سال قبل هم بوده است و امسال جوي متفاوت‌تر و دوستانه‌تر بر آن حاكم خواهد بود كه در كل اين مطلب مي‌توان تفاوتهاي امسال را با سال قبل پيدا كرد . اميدوارم همانطور كه ديروز رياست محترم دانشكده ،‌ جناب آقاي دكتر رضوي در محوطه دانشكده به بنده مي‌گفتند بتوانيم در اين سفر برخي از مشكلات موجود را صميمانه‌تر با اساتيد در ميان بگذاريم و به نتييجه مطلوب برسانيم .

* برخي اساتيد ، شايد و به احتمال زياد ، در قبال مطلب قبلي من دست به كار شدند و برخي مسايل موجود را حل نمودند . از قبيل ارائه طرح درس و تشويق به كار گروهي . البته هنوز از نظر سنگيني تكاليف گرفتاري داريم و من نوعي در سه روزي كه آمده‌ام به منزل تا مثلا به كسب و كار خود برسم ، مجبورم 4 فصل از يك كتاب را خلاصه و آماده سمينار كنم ، مقالاتي را بخوانم و جواب سوالاتش را حفظ كنم !!! يك طرح كسب و كار همراه با يك مقاله مفصل تحقيقي را براي هفته بعد آماده كنم . چندين مسئله حسابداري را مثل يك بچه محصل حل كنم ( آيا امروزه با كلي برنامه حسابداري موجود ،‌ ضروري است كه به حل تشريحي مسائل حسابداري آنهم از كتاب چاپ شده در سال 1340 اقدام كنيم !؟‌ من شبه كارآفرين تمام حساب و كتاب موسسه‌ام را با يك برنامه حسابداري ساده كنترل مي‌كنم و مشكلي هم ندارم ) و ... . تازه اينها فقط براي هفته بعد است و غير از پروژه‌هايي است كه براي هفته‌‌هاي بعد و انتهاي ترم بايد آماده كنيم ، جدا !!!     بگذريم . البته اين بحث در ادامه هم مطرح شده و به نظر من نبايد اينقدر بزرگ مي‌شد كه به گوش جناب وزير هم برسد !

* انصافا محيط دانشكده و دوستان هم دوره‌اي من خيلي با صفا هستند و هيچ كسي شايد صميميت موجود را باور نكند . نمونه‌اش وقتي پس از جلسه با جناب وزير ، در محيط زيباي دانشكده ، آنچنان با هم صميمي و دوستانه واليبال بازي مي‌كنند و .... البته هستند دوستان گوشه‌گيري كه كمتر در اين مباحثات و با هم بودنها مشاركت مي‌كنند .

* نمي‌دانم از سازمان سنجش بايد گله كنيم يا از وزارت علوم يا دانشكده مديريت !؟ اينكه با عدم برنامه‌ريزي مناسب و صحيح در مرحله تكميل ظرفيت باعث شدند هم 10-20 نفر از ظرفيت دانشكده مديريت همينطوري الكي الكي ، خالي بماند و از اكثريت بيفتد و هم من و دوستان من كه به آساني بايد در دوره روزانه قبول مي‌شديم به سبب انتقال برخي دوستان از دانشكده مديريت به دانشكده كارآفريني ، مجبور شديم پذيرش شبانه را بپذيريم . جالب اينجاست اين افراد ( كه اميدوارم از اين حرف من ناراحت نشوند ) بدون آنكه خودشان بدانند و مقصر باشند به هر يك از دانشجويان شبانه‌اي كه بايد و حقشان بود روزانه قبول مي‌شدند حداقل 4-5 ميليون تومان ضرر زدند و آنوقت خودشان براي بحث پرداخت 30-40 هزار تومان شهريه ، وقت گرانقدر دكتر رضوي را مي‌گيرند و اعتراض مي‌كنند . آنوقت بدون آنكه به وضع دانشجويان شبانه توجه كنند ، كه هر ترم 350 هزار تومان شهريه ثابت بايد بپردازند و براي هر واحد 70 هزار تومان بدهند ، در جلسه با وزير كار ( كه اصولا جاي اين حرفها نبود و وزير كار چه كاري به تكاليف وزارت علوم دارد!؟ ) مي‌گويند كه هر ترم 8 واحد درس بدهيد و تكليف 20 واحد را بخواهيد !!!! ( خوب اينطوري كه وضع فعلي تكاليف تكرار مي‌شود ، اگر شما از تكليفها گلايه داريد !؟! )  البته به نظر خبر ندارند كه كل دوره ارشد را بايد در 4 ترم حداكثر تمام كرد و با 48 واحد درسي ما با احتساب 8 واحد ، نمي‌توانند 6 ترم مهمان دانشكده باشند ...........!!!!!!!!!!! تازه من و امثال من كه از راه دور مي‌آييم هر ماه حداقل 100 هزار تومان تا 300 هزار تومان فقط هزينه كرايه رفت و آمد بايد بدهيم و كلي هزينه‌هاي ديگر كه اين دوستان تهراني از اين هزينه هم مبرا هستند و همه را مثل خود فرض مي‌كنند ، متاسفانه ، بگذريم از اينكه بايد هر هفته 4 شب از خانواده و كودكان نيازمند به حضور پدر دور باشم ، 24 ساعت اتوبوس سواري كنم در اين گرما ، شاهد مرگ تدريجي كسب و كار موجود خودم باشم متاسفانه و بدبختانه و ....

* بنده از طرف دانشجويان شبانه و شهرستاني شديدا به اين درخواست اعتراض دارم . اميدوارم ، خواهش مي‌كنم و قبلا هم بارها خواسته‌ام كه دانشكده براي ترم بعد همين 16 تا 20 واحد را به طور انتخابي و آزاد براي هر فرد ارائه كند ( آنهم خواهشا و اكيدا در دو روز پياپي و بدون فاصله ، مثلا شنبه و يكشنبه ) ، آنوقت هر كس از دوستان خواست مي‌تواند 8 واحد بردارد و تا وقتي دوست دارد مهمان دانشكده باشد . من يكي كه خيلي عجله دارم تا زودتر از اين همه هزينه و خستگي رهايي يابم . اساتيد محترم هم كه هيچ التفاتي به حال امثال من ندارند كه هر شنبه با اتوبوس بايد بيايم و دوشنبه برگردم و با كسي كه 10 دقيقه پياده تا دانشكده فاصله دارد و كل هزينه‌اش پول چاي و نسكافه‌اش است ، هيچ فرقي نداريم !!

* دوستان ارشد متاسفانه عليرغم صميميت ظاهري كه دارند اصلا قدر شناس هم و هم مرام نيستند :

كدام يك از ما از آقاي حسام عالميان تشكر كرديم يا كمكش كرديم كه هر فايلي را هر استادي مي‌دهد در گروه اينترنتي قرار مي‌دهد و ما فقط دانلود مي‌كنيم و دريغ از يك همكاري و تشكر خشك و خالي !

كدام يك از ما از آقاي هادي زارع تشكر كرديم كه بخش كپي و تايپ دانشكده را راه‌اندازي كرده و ما فقط استفاده‌اش را مي‌كنيم و شايد هم فكر مي‌كنيم اين دفتر خودش ييهو ! سبز شد !

كدام يك از دوستان از روي جد پيگير حرفها و قول و قرارهاي كلاسي هستند كه همه‌اش حرف زده مي‌شود و دريغ از يك پيگيري جدي ! و ...

* تازه فهميدم كه در بين دوستان داريم افرادي كه خيلي سابقه و رزومه درخشاني دارند ولي متاسفانه هنوز قدرشان شناخته نشده است و گمنام قاطي بقيه بچه‌ها دارند تلف مي‌شوند . نمونه‌اش را در نفر اولي كه با وزير صحبت كرد دنبالش باشيد . جناب سعيد رضايي ، بچه مشهد و عضو بنياد ملي نخبگان ايران . من كه كم آوردم وقتي روزمه ايشان را اتفاقي ديدم و صحبتهاي مدبرانه ايشان را شنيدم در مقابل وزير كار . اي‌ول سعيد .

* در ديدار با جناب وزير كار من خواستم از مظلوم بودن دانشكده و دانشجويانش دفاع كنم و دردهاي مرتبط با وزارت كار را بيان كنم كه متاسفانه حضار دانشجو ( كه البته اكثرا هم از دانشكده ما نبودند ) زياد به مذاقشان خوش نيامد و باعث شدند تا نتوانم تمام حرفهايي را كه از درد دل دوستان گرفته بودم بيان كنم . آنوقت بقيه سخنرانان ، سوالاتي را كه بايد از وزير علوم مي‌پرسيدند از وزير كار پرسيدند ! ‌والبته كه جواب نگرفتند!

* دوست داشتم در اين بخش به مطالب و موضوعات ديگري از دانشكده اشاره كنم . چند مورد مختصر را عرض مي‌كنم ولي پيشنهادهاي خودم را بعدا بيان خواهم كرد :

متاسفانه وب سايت اينترنتي دانشكده خيلي ضعيف و بسيار دور از شان دانشكده است . هم قالبش بي‌ريخت است ، هم رنگ‌اميزي اش و هم عدم وجود اطلاعات ضروري در آن و خيلي نواقص ديگر كه اميدوارم اين يك مورد كه تابلوي جهاني دانشكده است سريعا درست شود كه براي اعتبار دانشكده به نظر من خوب نيست وضع فعلي .

وضع سايت كامپيوتري دانشكده و قدرت و سرعت اينترنت بي‌سيم آن در حد بسيار ضعيفي است و عليرغم چندين بار تاكيد من و دوستان ، روزبروز هم بدتر و محدودتر مي‌شود اين سيستم و نمي‌دانم با اين وضع چگونه مي‌توان براي تكاليف اساتيد مطلب پيدا كرد و دانلود  و يا آپلود كرد !

ما هنوز درس روش تحقيق را نخوانده‌ايم و در حالي كه نمي‌دانيم فرق نقد با مقاله با مرور متون با تحقيق و پژوهش با پايان نامه و ... چيست !! آنوقت همه اينها را بايد كار كنيم . چرا نبايد درس روش تحقيق در ترم اول ارائه‌ شود !؟

در سخنانم از وزير خواستم ترتيبي اتخاذ كنند تا حضور كارآفرينان واقعي صنعت در دانشكده بيشتر شود . جناب دكتر زالي فرمودند ما عصرانه‌هايي با كارآفرينان داريم . منظور من عصرانه يا صبحانه نبود . به نظر من بايد در هر درسي و حداكثر هر 2 هفته يكبار يك كارآفرين واقعي بعنوان مهمان و پاسخگوي سوالات سر كلاس بيايد ، نه اينكه روز چهارشنبه‌اي كه اكثر دوستان كلاس ندارند و نيستند و اجباري هم نيست اين دعوتها صورت بگيرد .

در اين صورت است كه هدف تربيت كارآفرين‌ساز ( طبق اصطلاح آقاي وزير ) بهتر مي‌تواند در دانشكده محقق شود نه اينكه ما همه‌اش از روي كتب و مقالات حفظ كنيم و مثل بچه ابتدايي سوال و جواب كنيم سر كلاس ! يا اينكه مثل دوره راهنمايي برخي اساتيد بخواهند با اعدادي ميليمتري ما را جريمه كنند يا امتياز بدهند كه به نظر من براي دوره ارشد اين نوع بازي با نمره و ترساندن دانشجوي ارشد با نمره اصلا مناسب نيست و اين نوع رفتار ما را به كلاسهايي برمي‌گرداند كه هدف فقط پاس كردن است و ديگر هيچ! از ما كار واقعي و عملي بخواهيد در حد معقول و متناسب با شرايط و رتبه ما نه حفظ كردن و نوشتن ...

 

و اما مطلبي كه قبل از مطالب فوق آماده كرده بودم و اينجا مي‌اورم و از نظر زماني مربوط است به شب شنبه .

امروز شنبه 7 ارديبهشت 87 :

يك هفته از نوشتن مطلب قبلي گذشت . طي اين هفته خوشبختانه آنطور كه من انتظار داشتم با لطف استاد ارجمند جناب آقاي دكتر مباركي ، حرف دلم به گوش اساتيد و مسئولان بزرگوار دانشكده رسيد و استقبال خوبي هم از آن شد و تاثير خودش را هم گذاشت ( هر چند متاسفانه دوستان هم‌دوره‌اي من اصلا از اين اقدام من حمايت و پشتيباني نكرد‌ند و فقط حرف مي‌زنند و ... ) و مطمئنا نتيجه از اينها هم بهتر خواهد شد به مرور زمان . اميدوارم . در همين جا از كليه اساتيد محترم كه بنده را در اين راه مورد لطف و تشويق قرار دادند ( جناب آقاي دكتر طالبي ، جناب آقاي دكتر عليميري و ساير اساتيد و كادر اجرايي محترم دانشكده ) و با ايجاد تغييراتي در رويه خود ، عنايتي داشتند صميمانه سپاسگزارم و اميدوارم جسارت بنده را در مطلب قبلي به بزرگواري خود بخشيده باشند . و اما ..............

راستش ، پس از شركت در همايش ملي كارآفرينان برتر در سالن همايشهاي صدا و سيما در سه شنبه هفته قبل ، بار ديگر گمنامي و مظلوميت دانشكده برايم بيشتر آشكار شد ،‌ آنجا كه در طي نيمروز اصلي همايش ، از باني و مجري واقعي اين همايش ، يعني دانشكده كارآفريني دانشگاه تهران هيچ اسمي برده نشد !!!! . اگر جناب آقاي دكتر رضوي در مراسم تحويل هدايا روي سن نمي‌رفتند ديگر از همانجا برمي‌گشتم و جلسه را ترك مي‌كردم ! حالا با اين اوضاع ، شما حساب كنيد وضع گمنامي و مظلوميت دانشجويان اين دانشكده منحصر بفرد ، نه تنها در ايران بلكه جزو معدود دانشكده‌هاي كارآفريني در جهان را . الحق كه دست جناب آقاي دكتر رضوي و جناب آقاي دكتر يدالهي و ساير بانيان اين دانشكده نمونه و پيشرو درد نكند و حيف كه هنوز ارزش اين كار و اين دانشكده در مجامع شناخته نشده است ، حيف !!!

آرزو دارم سال بعد هر يك از دانشجويان اين دانشكده و حتي اساتيد آن ( مگر چه مي‌شود استاد كارآفرين نمونه كشوري داشته باشيم ) در اين همايش جزو برگزيدگان باشند تا شايد اينگونه نام دانشكده كارآفريني بيشتر مطرح شود .

شايد باور نكنيد ولي همان دقايق اول سال تحويل امسال ،‌ وقتي كه شنيدم امسال از طرف مقام معظم رهبري به عنوان سال نوآوري و شكوفايي نام گرفته است ، به همسرم گفتم امسال سال ماست . سال دانشكده كارآفريني است و كارآفرينان و ارتباط آنان با نوآوري و شكوفايي. حال در طول 10 ماه مانده آيا به حق خود خواهيم رسيد يا نه ، خدا مي‌داند !

يكي از دوستان مي‌گفت بچه‌هاي دوره ارشد خيلي باحال هستند . آره ، در روابط دوستانه و گفتن و شنيدن بله ، ولي بايد قبول كنيم كمي هم اهل شعار و حرفهاي بدون پشتوانه و پيگيري هستيم ! آنقدر سر كلاسها گله مي‌كنيم ولي وقتي كسي پيش‌قدم شد تا حرفها را به مسئولان برساند ، آنوقت مسخره‌اش مي‌كنيم و انگار نه انگار . راستش اين برخورد دوستان باعث شد من هم دلسرد و بي انگيزه شوم . آنقدر كه تصميم گرفتم همانند تمام كارهايي كه تاكنون به تنهايي انجام داده‌ام ، اين يك مورد را هم با كمك اساتيد بزرگوار به تنهايي پيگيري كنم ، باشد كه ديگران از نتايج آن استفاده كنند  . هر چند با همان يك مطلب و حرف دل من ، گوشهايي كه بايد مي‌شنيدند ، شنيدند و مطمئنا هم در اداره امور تاثيرش را دوستان ديدند و خواهند ديد ( ‌و اصلا نپرسيدند چطور شد اين تغييرات رخ داد !؟) ، ولي حيف كه به غير از تعداد معدودي از دوستان ، بقيه هنوز در انديشه‌‌هاي ديگري هستند و موقعيت و شرايط را درك نكرده‌اند ، حيف . انشا‌ا... ده سال ديگر وقتي به سن و شرايط من رسيدند خواهند ديد من چه مي‌گفتم و منظورم چه بود !

وقتي در روز شنبه دوستي از دوستان ! سر كلاس با حرفي و جمله‌اي ، تلاشهاي خلاقانه و فرصت شناسانه بنده را مسخره كرد !‌ و وقتي در‌ جلسه سمينار بنده در روز شنبه عليرغم اعلام قبلي ، فقط 3-4 نفر از دوره ارشد شركت كردند و بقيه انگار نه انگار ، دلم گرفت . به اين دليل كه چرا ما همه‌اش شعار مي‌دهيم و حاضر نيستيم موفقيت ديگران را تحمل كنيم !؟ من كه تا كنون با گمنامي خود ، به هر آنچه خواستم رسيدم و نيازي به تاييد و تشويق هيچ كسي ندارم . شايد من وقت كافي نداشته باشم كه اسلايدهايي شيك و انگليسي با ترجمه سريع ارائه دهم و يا اهل حفظ كردن متن درسها نيستم و از حفظيات متنفرم ، ولي آنقدر انگيزه دارم كه هر هفته كلي راه را بيايم و برگردم و اين حرفها هم برايم هيچ تاثيري ندارد و مطمئنم در روزي كه خواهد آمد ، همه به بر حق بودن من ،‌ ايمان پيدا خواهند كرد . اين را در زندگي خود همواره ثابت كرده‌ام .

هفته قبل پس از 99 ساعت دوري از خانواده و با طي كلي راه و خستگي فراوان به خانه رسيدم ( كه در بين راه با تماشاي يك فيلم هندي! در اتوبوس ، و تركيب آن با فراق دوري از نازنين دختر و شيرين پسر خود ، عاقبتش را خودتان حدس بزنيد .... دعا مي‌كنم به سر هيچ مسلماني نيايد اين وضعيت ! )‌ با اين انگيزه كه تلاش براي ديگران شيرين است ، همه سختي‌ها را تحمل مي‌كنم و مطمئن هستم به هدف خود خواهم رسيد ولي حيف از تنهايي ... . عيب ندارد . من كه در همه مراحل زندگي خود جزو نسل سوخته و قرباني بوده‌‌ام ، اين فصل هم رويش . بگذار ديگران از تلاشهاي ما بهره‌مند شوند و ما را قبول نكنند .

پيشنهادهايي براي دانشكده و دوره‌هاي درسي و كلاسها دارم كه به تدريج در اين وبلاگ خواهم نوشت و اميدوارم با عنايت مسئولان دانشكده و اساتيد محترم ،‌ تا حد ممكن موارد قابل انجام محقق شوند . فعلا بقيه مطالب را نگه مي‌دارم براي وقت ديگر .

از همه دوستاني كه براي مطلب قبلي نظر دادند و با من همراه بودند سپاسگزارم و اميدوارم ساير دوستان عزيزم از حرفهاي من ناراحت نشوند و صميمانه تر از گذشته در كنار هم براي رسيدن به دانشكده‌اي اصيل و نتايجي درخشان گام برداريم . هدف ذكر جريانات دانشكده است ( كه نيت اين وبلاگ است ) و قصد جسارت به هيچ يك از دوستان خودم ندارم چرا كه همگي از افراد موفق و نخبه كشور هستند كه توانسته‌اند در دانشگاه تهران قبول شوند .

هفته بعد شايد با خبر خوشي به اين وبلاگ آمدم ، كه آنوقت ادعاها و حرفهاي من قابل قبول‌تر خواهد بود ، اميدوارم .ممنون كه اين مثنوي را تا به انتهايش خوانديد.  

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:56 |