تبليغاتX
كارشناسي ارشد كارآفريني دانشگاه تهران

راستش ديگر نتوانستم صبر كنم و حرف دل اكثر دانشجويان هم دوره‌اي خودم را بيان نكنم . چون اين وبلاگ قرار بوده به خبرهاي اين دانشكده اشاره كند درد دلهاي دانشجويان و اوضاع فعلي را براي دوستان پيگير اين وبلاگ مي‌نويسم و اميدوارم گوشهايي كه بايد ، بشنوند :

هنوز هيچ حمايتي از اين وبلاگ و حتي از انجمن اينترنتي دانشجويان كارآفريني دانشگاه تهران از طرف مسئولان اين دانشكده نشده است، حتي دريغ از قرار دادن يك لينك به انجمن در سايت دانشكده ..... پس از ۲ ماه از تاسيس اين انجمن و درخواست اين كار نهايتا يك دقيقه‌اي ! هنوز وقت پيدا نكرده‌اند اين كار كوچك را انجام دهند ، با آنكه مسئول سايت دانشكده ، دكتر زعفريان هم دستورش را داده‌اند ولي اپراتور سايت دانشكده ظاهرا دوست ندارند اين همكاري را !؟... بگذريم . شايد برايشان مهم نيستيم ! ما خواستيم نقشي در كار دانشكده ايفا كنيم . اگر نمي‌خواهند اصراري نداريم .

اغلب دوستان و هم دوره‌ايهاي من كه اولين وروديهاي اين دانشكده تازه تاسيس هستيم از تكاليف تئوري و نوشتني زياد اساتيد گله مندند . دليلش هم اين است : فهرست تكاليف اوليه اساتيد را در بخشهاي قبلي داده بودم . يك نگاهي به آنها بياندازيد . حال به آنها اضافه كنيد موارد جديد را كه شايد بيش از 2 برابر فهرست طولاني قبلي بشوند و اساتيد محترم در طي جلسات جديد به آن ليست اضافه كرده‌اند ( و ديگر آنقدر زياد شده كه ليست كردن همه آنها مشكل است ! ).

سوال اين است: مگر ما چه گناهي كرده‌ايم . مگر قرار نبوده است كه اين دانشكده اول شركت بخواهد بعد مدرك بدهد . با اين وضع ، افرادي مثل من كه شركت هم داشتيم ! ( داشتيم !!! چون معلوم نيست چه خواهد شد .... ) داريم كار و كسب موجودمان را هم از دست مي‌دهيم كه !؟

راستش وقتي سرفصلهاي دوره عمومي ۷۲ ساعته كارآفريني را نگاه مي‌كنم ميبينم ما پس از نصف ترم دوره ارشد هنوز به اندازه آنها از فرايند كارآفريني و ايجاد يك كسب و كار جديد و مشكلات آن چيزي نياموخته‌ايم !!!!! اين درست است ؟

البته منكر اين نيستيم كه دوره ارشد بايد با تحقيق و مطالعه همراه باشد ولي چقدر و در چه رشته‌اي ؟ مگر ما تاريخ و ادبيات و فلسفه مي‌خوانيم كه همه‌اش تئوري باشد و نوشتن . كارآفريني اصولا تشكيل شده است تا كار و عمل بيافريند نه تعدادي نوشته و ارائه و ديگر هيچ .! آيا اين دانشكده بناي تاسيسش همين عادات تكراري ساير دانشكده‌هاي قبلي بوده است . مطمئنم اين هدف نبوده است .

حالا اين به كنار . همه تكاليف هم بايد انفرادي حل شود .چرا نبايد به كار گروهي عادت كنيم ؟!‌ ديروز در اينترنت ديدم در مشخصات يك دروه مديريتي در يكي از دانشگاههاي خارجي ، كه چطور تمام جريانات يك دوره ( از سرفصل مطالب و زمان دقيق هر جلسه و مطالبي كه قبلش بايد خوانده شود و منابع مربوطه و كلي جزييات ويژه هر جلسه از دوره و .. ) به طور كامل و از قبل مشخص بود و اكثر نمرات هم به گونه معقول و براي كار گروهي و متعادل اختصاص يافته بود . آنوقت ما پس از ۷-۸ جلسه هنوز نمي‌دانيم سرفصل مطالب در فلان درس چه قرار بوده باشد و .... كي قرار است به كار گروهي تشويق شويم نمي دانم !؟

مگر قرار نبوده اين دانشكده پيشرو كارآفريني باشد . با اين وضع خواندن مطالب تماما تئوري و بدون هيچ نوع كاربرد عملي در برخي دروس ، نداشتن هيچ تجربه عملي و نداشتن هيچ مهمان واقعي كارآفرين كه بتوانيم از او در مورد وضع واقعي كسب و كار سوال كنيم و تجربه هايش را بشنويم ، صرفا خواندن كتب و مقالات فارسي و البته اغلب انگليسي و دادن گزارش از آنها و تنظيم مقاله مگر كارآفريني مي‌شود ؟ چرا از دانشجوياني كه سعي در كسب درآمد دارند هيچ حمايتي نمي‌شود ؟ چرا هيچ طرح و برنامه عملي جدي براي كارآفرين سازي از دانشجويان وجود ندارد .

چرا هيچ مسئولي به من نوعي كارآفرين دانشجو نمي‌گويد كار و بارت چطور است و چه مشكلاتي داري ؟ چرا در هيچ كلاسي از من نوعي خواسته نمي‌شود تا از تجربيات عملي خود صحبت كنيم . اينكه من بدانم 100 سال پيش فلان شخص چه گفته است كاربردي تر است يا اينكه از وضع كسب و كار و جريانات واقعي آن در دنياي امروز صحبت بكنيم خوب است . چرا در دوره مجازي اين رشته ، كسب و كار اينترنتي يك درس جدا دارد ولي در دوره ما فقط يك درس به نام كارآفريني با IT هست و آن هم ظاهرا همين بحثهاي تئوري است !؟ چرا روي پروژه‌ها و كيسهاي واقعي موجود كشور بحث نشود و همه‌اش از روي كتابهاي خارجي چندين سال پيش مثال بزنيم و رد شويم .

تنها درسي كه كمي واقع بينانه تر بوده است ، كلاس تمرين بازاريابي است كه در آن با ذكر يك مورد از وضعيت شركت نوعي و واقعي ايراني براي حل مشكلات بازاريابي آن ايده پردازي مي‌شود و اين به نظر من از بقيه درسها كاربردي‌تر است و شيرين‌تر . ولي حيف كه فقط يك مورد است . البته درس رفتار سازماني (كلاس آقاي دكتر مباركي ) هم چون بحث عملي رفتار را دارد انصافا از برخي ‌حاشيه‌هاي فوق به دور بوده و كلاس آرام و قابل تحملي است .

من اين سخنان را به همراه كلي پيشنهاد ديگر به گوش جناب آقاي دكتر رضوي و سايرين مي‌رسانم تا تغييري در وضعيت موجود ايجاد كنند . چرا بايد وضع طوري باشد كه حتي برخي ( البته به غير از من كسان ديگري هم هستند ) به فكر انصراف بيفتند ! البته يكبار برخي مطالب را در طي يك نامه به دفتر ايشان دادم ولي متاسفانه پس از دو هفته !!، ظاهرا ايشان فرصت نكرده بودند تا مطالب مرا بخوانند و من هم ديگر نامه‌ام را از دفتر مديريت پس گرفتم ! منشي ايشان شاهد اين موضوع هستند .

مني كه قبلا دوره كارشناسي ارشد را گذرانده‌ام ( آنهم با معدل بالا ) و كار و بارم هم خوب بود و به نوبه خود داراي شهرت و اعتبار و درآمد خوبي هم بودم و نيازي به اين مدرك نداشتم ( و توصيه‌هاي برخي دوستان قديمي را گوش نكردم و ثبت نام نمودم به اين اميد كه چيز عملي و كاربردي جديدي ياد بگيرم كه به دردم بخورد ولي ... ) و الان هم كلي طرح پو‌لساز را معلق نگه داشته‌ام و ، فقط به عشق اين كه كارآفريني را دوست داشته ام از سالها قبل ، تمام دردسرهاي رفت و آمد هفتگي به تهران و دور بودن از خانواده كوچك و صميمي خودم و تمام هزينه‌هاي اين سفرها را تحمل مي‌كنم و از طرفي هزينه فرصت از دست رفته بسياري كه در قبال دور افتادن از كسب و كار خود متحمل ميشوم را ناديده مي‌گيرم ، چطور تحمل كنم وقتي برخي مي‌گويند شما انگيزه نداريد براي درس خواندن !؟؟!!!‌ آخر شما كه با اين حرفهايتان بيشتر از هر اتفاقي ، انگيزه من و امثال من را مي‌كشيد ! ۳ ماه است ريالي كار مفيد نداشته‌ام و فقط از كيسه مي‌خوريم و ... !؟

شايد اگر من هم مثل اكثر دوستان هم دوره‌اي ، تازه از ليسانس به اين دوره پا گذاشته بودم و خرجي‌ام را پدرم مي‌داد و يا اگر هم كار مي‌كردم نهايتا براي خرجي خودم بود و هيچ فكر و غصه‌اي در مورد اجاره خانه و اقساط و خرجي خانواده و ۳۰ ميليون چكي كه بايد طي يكسال پاس كنم و ... نداشتم ناراحت نمي‌شدم ، ولي وقتي ۳ روز در هفته را در تهران بايد با تمام مشكلات و اوضاع اشاره شده سر كنم و ۳ روز بعد را در شهر خود باشم ( مثلا! باشم ، چرا كه آنقدر كار و نوشتن و بقول يكي از دوستان (( مشق )) داريم كه اين روزهايمان هم برايمان زهر مار مي‌شود و البته نرسيده هم به فكر تهيه بليط برگشت بايد باشم ! ) آنوقت چطور مي‌توانم تحمل كنم و حرفي نزنم . البته اكثر دوستان جوان فوق هم شاكي هستند و آنها هم از دست اين همه مشق ! به تنگ آمده‌اند .! ( نه اشتباه نكردم ۳+۳ ميشود ۶ روز . يك روز هم در راه رفت و برگشت هستم من عاشق كارآفريني !!!‌ )

البته مشكل فقط اينها كه نيست . آنقدر كمبود و تغيير نياز دارد دانشكده ( عليرغم ظاهر زيبا و برخي امكانات خوبش ،‌ از انصاف نبايد گذشت ) كه درس خواندن و كسب رضايت اساتيد را مشكل مي‌كند . من كه دارم اين موارد و مشكلات را مي‌نويسم و مكتوب به روساي دانشكده خواهم داد . تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد . از همه دوستان هم مي‌خواهم هر نظر و پيشنهادي در اين باب دارند بفرمايند تا از قلم نيفتد .

چيزهاي زيادي براي نوشتن داشتم . منتها پس از ۱۵ ساعت راه آمدن با قطار و سواري و پياده ديگر خستگي نمي‌گذارد . اميدوارم دوستان همراه قبلي و دانشجويان دانشكده اين مطلب را بخوانند و نظر خود را بگويند و اميدوارم مسئولين دانشكده هم چند دقيقه از وقت خود را صرف مطالعه يا شنيدن گزارشي از اين مطلب بنمايند و علاقه نشان دهند تا بقيه مطالب را بشنود .

البته تمام مطالب فوق از روي دلسوزي گفته شد و قصد جسارت به هيچ استاد و مسئولي در ميان نبوده است . از هيچ استادي هم گله‌اي نيست . چرا كه به نظر من مشكل از پايه است و اساتيد محترم بي‌تقصير هستند و شايد برخي از ايشان هم از اين وضع ناراضي هستند . انصافا من در طي تمام دوران تحصيل خود چنين اساتيد عالي و كاركنان صميمي در محيط تحصيل نديده بودم . در همين جا به نوبه خود و از طرف ساير دوستانم از تمامي اساتيد ارجمند و كاركنان زحمت‌كش دانشكده و بخصوص رياست محترم دانشكده جناب آقاي دكتر رضوي و معاونين محترم ايشان نهايت سپاس و قدرداني را دارم . هدف پيشنهاداتي بود كه بايد گفته ميشد و البته ادامه خواهد داشت .

پس از نوشتن مطالب اخير تا اين بند ، نامه‌اي از طرف آموزش دانشكده به صندوق ايميلم رسيده با اين مضمون كه براي كارآفرين بودن دانشگاه تهران و با اين چشم انداز كه دانشگاه تهران را جزو 100 دانشگاه برتر جهان ببينيم ، پيشنهاد بدهيم . خوب اميدوارم اين موارد را از من داشته باشيد تا بقيه را مكتوب برايتان ارسال كنم .

اما دوستان همراه ، از اينكه اين مدت هيچ مطلبي نداشتم ببخشيد . البته وقتي وبلاگ ساير دوستان خود را مرور مي كنم و مي‌بينم آنها هم چيز تازه‌اي نداشته‌اند به خودم اميدوارتر مي‌شوم !

نظر شما چيست ؟

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 15:42 |