تبليغاتX
كارشناسي ارشد كارآفريني دانشگاه تهران

بالاخره پس از كلي سر و كله زدن تونستم قولي رو كه داده بودم عملي كنم . اين چند روزه به جاي درس و مشق ! سرگرم كار روي طراحي و آماده سازي انجمني بودم براي دانشجويان كارآفريني . راستش از اينكه مي ديدم هم خودم كلي مشكل دارم در دريافت آخرين خبرهاي دانشكده و هم اينكه چند نفر در چند جاي مختلف به ذكر نظرات خود بپردازند و دنبال كردن همه آنها وقت گير و بعضا فراموش شونده باشد ،( با احترام به همه وبلاگهاي موجود فعلي دوستان) راه حل را در اين ديدم كه انجمن دانشجويان كارآفريني دانشگاه تهران را راه بياندازم .

همه دانشجويان دانشكده مديريت و دانشكده كارآفريني و همه علاقمندان موضوع كارآفريني در تمام نقاط دنيا دسترسي به اين انجمن خواهند داشت و مي توانند ما را از برنامه ها و رويدادها و مطالب مرتبط با انجمن باخبر كنند . مطمئنم خوشتان خواهد امد . ضمنا از دوستان گرامي ام : محمد ، تيستو ، احسان و ساير علاقمندان به مديريت بخشهاي مرتبط انجمن مي خواهم علاقمندي خود را پس از عضويت در انجمن ،‌ با پيغام خصوصي در اين انجمن به بنده اعلام كنند تا ترتيب ايجاد اكانت ويژه مديريت را برايشان فراهم كنم . اميدوارم خوشتان بيايد . موفق باشيد .

براي ورود به انجمن دانشجويان كارآفريني كليك كنيد

از حالا به بعد با راه افتادن اين انجمن شايد ديگر كمتر به اين وبلاگ برسم . انجمن يك حسني كه دارد اين است كه نظر و مطلب اصلي در يك جا و براي همه ديده ميشود . همه چيز تحت كنترل خودمان است و به ديگران وابسته نيست ( كه بزنند يكدفعه همه چيز را پاك كنند و ... ) و كلي مزاياي ديگر كه با كار با آن به تدريج متوجه خواهيد شد. 

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 و ساعت 11:27 |
با ذكر اين نكته كه هنوز آن حيف .... در پست قبلي را يادم هست و به زودي علت آن حيف و جزيياتش را خواهم گفت ، يك خبر و پروژه خوب و كاربردي براي همه دانشجويان دانشكده كارآفريني و علاقمندان اين رشته دارم . روي طرحي كار مي‌كنم كه خيلي به درد اين افراد خواهد خورد ، به نظر من البته ، چون فعلا كه نمونه‌اش وجود ندارد و سوژه جديد و جالبي براي اين رشته است ( يكي از آن طرحهايي است كه زماني مي‌گفتم براي دانشكده انجام خواهم داد ...‌) . به زودي شرح ماوقع و توضيحاتش را مي‌گويم . سعي مي‌كنم تا حداكثر روز  دوشنبه 29 بهمن آماده‌اش كنم و خبر و توضيحاتش را به صورت تراكت براي تمام دانشجويان دانشكده بياورم . اگر گفتيد جريان چيه ؟!
..................
..................
..................
 
اونقدر نگفتيد كه خودم مي گم! پست بعدي را بخوانيد متوجه ميشويد .
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 14:46 |
فقط حيف .....................................................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت 22:18 |
هفته دوم هم تمام شد . ديشب بلافاصله بعد از اتمام كلاس حسابداري ( كه برخلاف ساير كلاسها اصلا چنگي به دل نزد ! ) راهي ديار خود شدم و با كلي دردسر بالاخره رسيدم . حالا بگذريم از وضعيت بيماري بچه‌ها و كلي نگراني و دردسر ديگر ، با اينكه كلي تكليف سرمان ريخته است ( در همين هفته اول ! ) ولي بهتر ديدم اين تكاليف را در اين مطلب بياورم تا هم بقيه بدانند كه جريان از چيست و هم هربار با ديدن اين مطلب حواسم سرجايش بيايد!
در هر حال در پايان هفته دوم هنوز موفق به زيارت دو استاد براي درسهاي مديريت استراتژيك كارآفريني ( دكتر سپهري ) و حقوق بازرگاني ( دكتر كريميان ) نشديم تا ببينيم روال كاري ايشان چگونه است . بقيه كه همه به دانشجويان حال دادند هم با اخلاق خودشان ( كه جاي بحث ندارد ) هم با تكاليف و نوع تدريس و روال كاريشان ( كه كمي جاي بحث دارند اين تكاليف ) . ..
در هر حال گذشته از تمام مطالب مندرج در اين وبگاه ، فعلا جدي جدي عرض ميكنم كه ما ( دانشحويان بخش عمومي ساير رشته‌ها ! طبق تعريفي كه دانشكده ساخته است ! ) بايد در اين ترم اين كارها را انجام دهيم . تازه اين براي شروع است و خدا عاقبتمان را به خير كند :
درس رفتار سازماني پيشرفته ( آقاي دكتر مباركي ) فعلا به خير گذشته ولي قرار است موضوعاتي براي كار بدهند .
درس كامپيوتر ( آقاي دكتر زعفريان ) قرار شده آزمون بگيرد و برخي‌ها را بي خيال شود . من هم اميدوارم !
درس تئوري هاي پيشرفته سازمان ( آقاي دكتر الياسي ) ركورد شكستند :
گزارش سوال چالشي 8 صفحه فقط 2 نمره از موضوعاتي كه ليست داده اند . گزارش نقد نطريه 20 صفحه 2/5 نمره . مثل بالاي . نقد يك كتاب 1/5 نمره . مشاركت كلاسي 2 نمره و آزمون نهايي 12 نمره . تازه براي جلسه دوم به ده سوال از يك كتاب لاتين و 6 سوال از يك مقاله ديگر بايد پاسخ داشته باشيم . كلاسها هم قرار شده از 7/5 صبح باشد تا 10/5 . !
درس بازاريابي ( آقاي دكتر يدالهي ) : ترجمه يك مقاله جديد 1/5 نمره . مروري بر حداقل 30 منبع لاتين در يك موضوع خاص تحقيقي مفصل 4/5 نمره . مصاحبه با يك مدير ( كه من خيلي اين مورد را دوست دارم ) 1 نمره . مشاركت كلاسي 3 نمره و آزمون نهايي 10 نمره .
درس مباني كارآفريني پيشرفته ( آقاي دكتر فاتح راد ) : يك طرح تجاري BP كلا 6 نمره ( كه من خيلي مشتاقم در اين باب ) . مقاله مرتبط 4 نمره . مشاركت 2 نمره و آزمون 8 نمره .
اصول حسابداري ( آقاي دكتر هاشمي ) : حل تمرين 2 نمره . تحقيق 2 نمره . امتحان كلاسي 2 نمره . ميان ترم 4 نمره و آزمون نهايي 10 نمره .
درس روشهاي تصميم گيري ( خانم دكتر عسگري ) فعلا مشخص نكرده‌اند ولي يك چيزهايي خواهد بود حتما.
اميدوارم بتوانيم بدون تاخير اين تكاليف را تحويل دهيم . البته اكثرا همراه باارائه سر كلاس خواهند بود اين موارد . من كه فعلا دردم يك چيز ديگر است و اگر مشكلم فقط اين تكاليف بود با كمال ميل انجام مي‌دادم . ولي فعلا آنقدر گرفتاري دارم كه نمي‌دانم آينده من و اين رشته به كجا خواهد رسيد .

و اما يك خاطره و مدرك مستند براي ادعاهاي من :
در كلاس مباني كارآفريني پيشرفته دكتر فاتح راد مي‌پرسيد چطور به كارآفريني وارد شديد ؟ اكثر دوستان همين طور اتفاقي و بدون برنامه قبلي وارد اين رشته شده‌اند ولي ....
من يك كارت ويزيت داشتم از خودم مال 3 سال پيش كه در آن صراحتا علاقه ام به اين بحثها درج شده بود ( قبل از اينكه اصلا دوره كارآفريني در ايران تشكيل شده باشد ! و اين كارت را دكتر سر كلاس كامل خواندند براي همه !...) . خودم فكر مي‌كردم سابقه اين كار از من به همين 3 سال برمي‌گردد . ولي با ديدن يك كارت قديمي‌تر از كارتهاي ويزيت خودم ( كه هر چند سال تقريبا يك مورد داشته‌ام ) كه مربوط بود به سال 1379 ، در كمال ناباوري ديدم كه من در اين كارت هم در ليست موارد مندرج در كارت از عبارت كارآفريني استفاده كرده‌ام و اين برايم خيلي خاطره انگيز شد .
اين كه من از 7 سال پيش ( كه شايد اين كلمه تازه - در ايران البته ، چرا كه در ساير كشورها مخصوصا هند و ... از شايد بيش از يك قرن پيش در اين مورد كلاس و سازمان و سابقه دارند - رايج مي‌شد ) دنبال كارآفريني بوده‌ام تا حالا رسيده‌ام به اين مرحله . پس اين هم يك نكته اثباتي ديگر كه نشان مي‌دهد من براي تاييد حرفها و ادعاهايم مدرك قديمي‌تر و مسندي دارم . مطمئنا در آن زمان هيچ يك از دانشحويان هم‌دوره‌اي فعلي من در اين وادي نبوده‌اند ! چرا كه اكثرا در آن زمان هنوز دانش‌اموز دبيرستان بودند و در روحيات اين سنين ....
البته اين كه افرادي بسيار جدي‌تر و زرنگتر از من در اين دوره هستند اصلا شكي نيست . چون من اصلا وقت كار جدي روي اين دوره را ندارم . البته سعي خواهم كرد تا همانند كل دوران تحصيل قبلي خود جزو نفرات 10% بالاي گروه باشم .
كسي حرفي دارد !؟ آي نفس كش .... . شوخي كردم بابا .
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 20:22 |
اوضاع لحظه به لحظه داره بدتر ميشه . هم براي من و هم براي بقيه . براي من يكي بيشتر و بدتر چون وضعيت و شرايطم خيلي با بقيه فرق داره . جدي جدي اين اساتيد انتظار معجزه از ما دارند . از مايي كه هنوز نمي دانيم براي شب جايي براي ماندن خواهيم داشت يا نه بايد سرگردان اين تهران باشيم . از مايي كه هنوز برنامه درست و حسابي و قطعي مان مشخص نشده و هي برنامه ها عوض ميشه و كنسل ميشه و ... . يك كلاسي هم كه تشكيل بشه اونقدر تكليف مي ريزند سر دانشجو ( كه البته شايد حق داشته باشند و بالاخره دوره ارشد هست و ... ) منتها اينكه در ترم اول 20 واحد به دوره ارشد بدهي و همه هم اجباري خوب كم لطفيه شديد هستش به نظر من . هر چند من خيلي عجله دارم و مشكل زياد دارم ولي اين قدر كار هم براي يك ترم به نظرم قابل انجام نيست و بايد فقط روزي 10-12 ساعت روي پروژه هاي اساتيد كار كني تا به نتيجه برساني . مگر ما كار و زندگي نداريم آخر ؟
فعلا كه قاط زدم و با بررسي ساير مشكلات فعلي و پيش بيني آينده ، در حال برخي تصميم گيريها هستم كه شايد خيلي بد باشند !!!...... ولي نمي دانم چه خواهد شد . 
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 11:27 |
باز ديشب با كلي دردسر و با كلي تاخير در راه بودن و صبح درست در آخرين دقايق كلاس اول رسيدم سر كلاس و به خداحافظي استاد مربوطه . راستش اين دفعه آنقدر اعصابم در بين راه داغون شده بود كه ....
بعد هم كلاس رفتار سازماني تشكيل شد و بعد از نهار كلاس مديريت استراتژيك كارآفريني تشكيل نشد و دو ساعتي خالي داشتيم . تازه يادم آمد كه دانشكده سايت اينترنتي دارد و پس از نصب شبكه وايرلس لپ تاپم كه تا كنون ازش استفاده نكرده بودم حالا خستگي اين چند ساعت درآمد و داريم مثلا كار مي‌كنيم آنهم با شبكه وايرلس كه اعتراف مي‌كنم براي اولين بار بود از اين سيستم استفاده مي‌كنم .
البته هنوز شديدا خسته‌ام و خيلي داغونم از همه لحاظ . اينكه ديشب چطور از خانواده جدا شده‌ام و اينكه دو روز بعدي را چگونه بايد تحمل كنم خدا مي‌داند .
شايد اين پست رو زودي پاكش كردم ولي خوب اولين گزارش زنده بود از دانشكده كارآفريني . فعلا خداحافظ .

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 16:52 |
با سپاس از نظرات همه دوستان در مطالب قبلي . راستش با توجه به اينكه كنكور ارشد امسال 3 هفته ديگر برگزار مي‌شود ( به لطف برف و سرماهاي اخير ! ) سوالي براي من پيش آمده كه از آموزش دانشكده هم يكبار پرسيدم جواب نگرفتم .
با توجه به اينكه ما دوره شبانه قبول شديم و براي كنكور امسال هم قبل از اعلام نتايج ثبت نام كرده بوديم آيا مي‌توانيم در كنكور شركت كنيم و مثلا اگر زد و قبول شديم و روزانه هم قبول شديم آيا اين قبولي قبول است !؟
يعني مي‌شود براي مثال 20 واحدي كه فعلا داريم را قبول بكنند و بقيه را در صورت قبولي به صورت روزانه ادامه بدهيم در سال بعد !‌ چه مي‌شود اگر قبول شويم و قبول كنند كه قبول شديم ! من كه از مطالعه دفترچه كنكور در اين مورد به نتيجه نرسيدم . اگر كسي اطلاعاتي در اين زمينه دارد بفرمايد .

و اما تبريك نمي‌گين ؟: روز جمعه 12 بهمن اولين سالروز تولد دخترك نازنين من هديه خانم است كه اين روزها بسيار شيطان شده است . منتها مجبورم اين شب را در راه تهران باشم . چه غم انگيز .
خوب اگر بگويم روز دوشنبه 15 بهمن هم ششمين سالروز تولد پسر عزيزم عليرضا هست چه مي‌گوييد ؟ تازه اين روز هم در راه برگشت از تهران خواهم بود . باز چه بدشانسي !
خوب مجبورم روز 16 بهمن براي هر دو يكجا تولد بگيرم . مي‌بينيد من در چه شرايطي هستم و با چه علاقه‌اي به دنبال كسب علم و دانش هستم . جوانهاي عزيز قدر جواني‌ خود را بدانيد . تا مثل من سر پيري ياد معركه گيري و درس خواندن نيفتيد !

+ نوشته شده توسط خليل رضوي در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 و ساعت 0:49 |
با سپاس از لطف همه دوستان به خصوص تيستو و حسام و محمد و ... . روز شنبه كه ديروز باشد بالاخره طبق اعلام رسمي كار دوره ارشد مثلا شروع شد . البته اينكه من چطور رسيدم تهران و بعد از كجا و چگونه رسيدم به دانشكده و در طول روز هم چه اتفاقاتي برايم افتاد ( كه البته همه بد بودند ! ) و شب چطور برگشتم به شهر خودم ..... همه اينها بماند براي يك وقت ديگر .
ساعت 7 صبح شايد زودتر از همه كارمندان خود دانشكده ! رسيدم و بعد از مشاهده برنامه كلاسي حدود ساعت 7:10 كلاس ارشد را من افتتاح كردم در اطاق 105 . اين 105 هم برايم خيلي جالب است و عدد عجيبي براي من است . حالا بعدا ميگم چطور .
يكساعت بعد يعني حدود 8:10 نفر دوم و بعد چند نفر ديگر وارد شدند و حدود 8:30 با حضور حدود 20 تن از دوستان اولين كلاس با تدريس خانم دكتر عسگري ( درس روشهاي تصميم گيري ) شروع شد . البته آماده نبودن پروژكتور و معطلي طولاني اوليه و ... در همان شروع يكم آبروريزي ايجاد كرد !
از روش تدريس و اخلاق هم اين استاد خانم و هم استاد بعدي ( جناب آقاي دكتر مباركي در درس رفتار سازماني ) كه كلاسش از 10 تا 11:40 تشكيل شد انصافا خيلي خوشم آمد . هر دو عين روش تدريس من ، آرام و خيلي يواش صحبت مي‌كردند و من خودم اين مدلي درس مي‌دهم تا دانشجو حواسش دقيقا متوجه مدرس باشد .....
البته از نظر علمي هم مشخصا وارد هستند و اميدوارم واقعا دوره خوبي داشته باشيم و بقيه اساتيد هم اينگونه باشند .
كلاس دوم ماشاءا.. بيشتر دوستان دودره كردند و فقط 7 نفر مانده بوديم ! بعدش هم كه كلا تعطيل شد كلاسها و ماند براي همان هفته بعد كه از اول هم بايد اينطور مي‌شد .
البته آمدن من به تهران يك دليل ديگر هم داشت كه يكي يك مصاحبه كاري ( با يك شركت هولدينگ داراي زير مجموعه‌اي با 15 شركت بزرگ و معروف !) بود . جالبه نه !؟ من با اين همه مشغله و گرفتاري تازه دنبال كار هم هستم . البته پس از يكساعت مصاحبه با مدير مربوطه آنچنان رقمي گفتم براي پايه حقوق مورد انتظار كه كمي برايشان بعيد آمد ! خوب ديگر اگر قرار است من وقت خود را جايي بدهم بايد برايم ارزش داشته باشد و بصرفد . حالا اين مهم نيست . مهم ادامه مطلب است ....!
برداشت من از محيط دانشكده كارآفريني :
محيطي كاملا دوستانه ، كوچك ! ( كه اين كوچكي خودش مايه صميميت بيشتر مي‌شود ) ، كارمنداني به نظر من جالب و خوش برخورد ، رييسي بسيار معروف در خوش اخلاقي و ارتباط ( كه من يك نمونه‌اش را در همان نوبت قبلي در ديدار با ايشان تجربه كردم ، منظورم جناب آقاي دكتر رضوي است ) ، سالن غذاخوري كوچك و خيلي خودماني ( شبيه يك غذاخوري داخل منزل ! و جالب ) ، محوطه‌اي كاملا نو و بديع براي يك دانشكده در ايران ! ، منظورم را آنهايي كه آمدند و ديدند و دانشكده‌هاي ديگر را هم ديده‌اند مي‌فهمند ، كلاسهايي شيك و نو با امكانات روز ، اساتيدي خوب و خوش كلام و به نظر قابل اتكا و با تجربه ( البته هنوز بقيه را نديده‌ايم ولي مشت به نظر نمونه خروار مي‌آيد ( در مثل كه مناقشه نيست ؟!‌)) .
دوستان هم دوره‌اي اما ( كه به نظر تعدادي هنوز نيامده بودند ) : برخي‌ها كمي فعلا بي‌خيال و هنوز در قيد و بند دوران كارشناسي ! - كه به نظر من بايد از آن جو خارج شوند - به خصوص چند نفري كه من طبق توان پيش بيني و روان‌شناسي رفتار و برخوردي كه تجربه كرده‌ام خودم ، فكر مي‌كنم براي اين دانشكده و اين رشته ساخته نشده اند متاسفانه و اميدوارم متوجه رشته انتخابي خود بشوند و حواسشان جمع باشد . البته يكي دو نفري هم از همان جلسه اول نشان دادند كه زرنگ و درس خوان تشريف دارند و اين براي آنهايي كه مي‌خواهند رقابت كنند خوب است ، من البته دوست ندارم .
در هر حال براي من مشكل خوابگاه فعلا حل نشد و ماند براي نوبت بعد و اين معضل اگر حل نشود خيلي مشكل ساز خواهد شد براي من يكي ، خيلي . بقيه موارد را در هفته بعد ببينيم چه خواهد شد .
اين بود انشاي من از روز اول دانشگاه ! اميدوارم خوشتان آمده باشد .
+ نوشته شده توسط خليل رضوي در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت 14:44 |